افزایش مراجعه به روان‌درمانگر در طبقه متوسط؛ تابوشکنی یا مد اجتماع‌پسند؟

موج مراجعه فقط نشانه‌ی آگاهی نیست؛ بلکه از جامعه‌ای می‌گوید که روزبه‌روز نگران‌تر، بی‌ثبات‌تر و پرتنش‌تر می‌شود، بالاخره بخشی از بار سنگینش را بر دوش اتاق‌های مشاوره می‌گذارد.

افزایش مراجعه به روان‌درمانگر در طبقه متوسط؛ تابوشکنی یا مد اجتماع‌پسند؟


شیدا حصاری در چندثانیه نوشت:
سال‌ها مراجعه به روان‌درمانگر، صورتی طبیعی نداشت. ذهنیتی سیاه و سنگین بر سر این درمان واجب و لازم سایه انداخته بود؛ انگار اعتراف به نیاز به درمانگر، ضعف یا شکست بود. اما این تابو شکسته شده و حالا دیگر فقط مخصوص آدم‌هایی با بحران‌های عجیب و غریب نیست.

طبقه متوسط، که دهه‌ها سعی داشت وانمود کند حالش خوب و لبخندش واقعیست، حالا راه مطب‌ها و اتاق‌های مشاوره را مثل کف دست می‌شناسد. از مادر جوانی که در صف درمان افسردگی پس از زایمان نشسته و به چشم‌های بی‌خوابِ بچه‌اش خیره شده، تا کارمند سی‌ساله‌ای که اضطرابش را دیگر نمی‌تواند با چای، سریال یا پیاده‌روی آخر هفته پنهان کند. همه در صف انتظارند.

در ابتدا، حرف زدن از رفت‌وآمد به تراپی نوعی تابوشکنی جسورانه بود؛ نشانه‌ای از آگاهی و شجاعت در روبه‌رو شدن با خودِ پنهان. اما حالا در بخش بزرگی از طبقه متوسط، تراپی به بخشی رسمی از سبک زندگی بدل شده؛ درست کنار بلیت باشگاه، کلاس زبان یا قهوه‌ی کافی‌شاپ آخر هفته. هرکس نسخه‌ی خودش را دارد از احساسات درهم، ناامیدی‌های روزمره یا خستگی مزمن، و درمانگر مثل یک قرار ملاقات ثابت، بخشی از این روزمرگی پرتنش شده.

بااین‌حال، این موج مراجعه فقط نشانه‌ی آگاهی نیست؛ بلکه از جامعه‌ای می‌گوید که روزبه‌روز نگران‌تر، بی‌ثبات‌تر و پرتنش‌تر می‌شود، بالاخره بخشی از بار سنگینش را بر دوش اتاق‌های مشاوره می‌گذارد.

شاید تراپی برای طبقه متوسط امروز، همان نقشی را دارد که اعتقاد و شعر برای نسل‌های قبل داشت؛ پناهگاهی کوچک برای جان خسته‌ای که فقط می‌خواهد دوام بیاورد.

 

ارسال نظر

خبر‌فوری: شیرینی ازدواج؛ شگردی برای سرقت با شیرموز سمی!