اینفلوئنسری که از «غم مردم» می‌گوید ولی استوری بعدی‌اش تبلیغ رستوران است

فضای مجازی اجازه هرگونه تناقض رفتار و ریاکاری را به آدم‌ها می‌دهد و اینفلوئنسرها و بلاگرها در خط مقدم این حرکت هستند.

اینفلوئنسری که از «غم مردم» می‌گوید ولی استوری بعدی‌اش تبلیغ رستوران است


شیدا حصاری در چندثانیه نوشت:

اینفلوئنسری را می‌بینی که از «رنج مردم» می‌گوید؛ صورتش غمگین است، قطره اشکی هم توی چشمانش تکان می‌خورد و کلماتش بوی همدلی می‌دهند. از تورم حرف می‌زند، از یخچالی که خالیست، از شرمندگی مادر و پدر در مقابل خواسته‌های فرزند.
این حرف‌ها به ظاهر دل‌ها را نرم می‌کند، اما هنوز استوری با حس و حال سنگین تمام نشده که استوری بعدی بالا می‌آید: تبلیغ رستورانی در شمال شهر با غذاهای گران که در خواب بعضی از مردم هم نمی‌گنجد!
امروزه، تناقض نه پنهان است و نه تصادفی. اینفلوئنسرِ مدرن می‌داند چطور از غم به‌عنوان محتوای مخاطب‌پسند استفاده کند. همدلی‌اش فکر شده است و جمله‌هایش برای جذب فالوئر تنظیم شده‌اند.

«درد مردم» حالا بخشی از سبد بازاریابی است؛ و فقر، وقتی در قالب پست گذاشته می‌شود، دیگر آزاردهنده نیست بلکه زیبا هم به نظر می‌رسد.

او از اندوه حرف می‌زند، اما در قاب تصویرش هیچ نشانی از آن نیست؛ همه چیز محاسبه‌شده، تمیز، با زاویه‌ی درست و کپشن شاعرانه. اینجا همه‌چیز فیلتر دارد.

مسئله فقط ریاکاری نیست؛ ما با فرهنگی روبه‌روایم که همدردی را به کالایی قابل خرید و فروش بدل کرده است. اینفلوئنسرها صرفاً بازیگران صادقی‌اند در نمایشی که ما تماشاگرش هستیم، نمایشی از درد که خودمان آن را حمایت مالی‌ می‌کنیم!

ما بی‌صدا مشارکت می‌کنیم؛ هر لایک و بازدید، سوختی است برای چرخه‌ای که رنج را به نمایش و نمایش را به درآمد تبدیل می‌کند.

 

ارسال نظر

خبر‌فوری: شیرینی ازدواج؛ شگردی برای سرقت با شیرموز سمی!