خریدهای اقساطی با اپلیکیشنها؛ دانشجویی که گوشی جدیدش را قسطی میخرد و هر ماه نگران یک نوتیفیکیشن است
اپها با شعارهای فریبندهی «حالا بخر، بعداً بده، بدون ضامن» وسوسهکنندهاند و دانشجو نه از سر ولخرجی، که از جبر وارد این چرخه میشود. گوشی برای کلاس آنلاین، لپتاپ برای پروژه، هدفون برای پادکست مترو.
نگار صالحی در چندثانیه نوشت:
در گذشته، کار دانشجویی جنبهی تفریحی داشت؛ مشغولیتی پارهوقت برای اینکه جیب پرپولتر باشد. اما امروز، خیلی از دانشجویان برای کوچکترین نیازها وام میگیرند یا قسطی میخرند؛ البته با شرط شاغل بودن، که خودش حکایت جداگانهایست.
دانشجویی را تصور کنید که در کافهی دانشگاه، میان جزوههای مچاله و فنجان چای تلخ، اپلیکیشنهای خرید اقساطی را باز میکند و گوشی جدیدش را قسطی میخرد. سر ماه، نوتیفیکیشن پرداخت قسط مثل خنجر خوابش را پاره میکند، اما او چشم میبندد و زمزمه میکند: «جریمهاش را میدهم».
خریدهای اقساطی در اپلیکیشنها، بیشتر از آنکه ابزاری برای آسودگی باشد نماد نسلیست که ناچار به انتخاب میان آرزو و بقا شده.
تورم آنقدر تند دویده که حقوق پارهوقت دانشجو - از تدریس خصوصی تا پیک موتوری تا نیمهشب - کفاف نمیدهد.
اپها با شعارهای فریبندهی «حالا بخر، بعداً بده، بدون ضامن» وسوسهکنندهاند و دانشجو نه از سر ولخرجی، که از جبر وارد این چرخه میشود. گوشی برای کلاس آنلاین، لپتاپ برای پروژه، هدفون برای پادکست مترو.
این چرخه اعتیادآور مانند لذتیست که صبح به اضطراب بدل میشود. دختر یا پسر دانشجو صبحی که با صدای اعلان قسط از خواب میپرد، به امید پرداخت آن طی میکند و شب نوتیفیکیشن جدیدی میآید که وعدهی فروش قسطی یک لپتاپ را میدهد، وسیلهای که او برای درس و پروژه به آن نیاز دارد و باز دکمهی خرید دیگر را میزند.
بلوغ این نسل، دیگر با پسانداز و برنامهریزی شکل نمیگیرد بلکه با بدهی و نوتیفیکیشنهای بیرحم تعریف میشود.