بازگشت ترامپ به معامله؟ بله؛ اما نه به «تفاهم اسلام‌آباد»

برای تهران، اسلام‌آباد بیش از «بلیت بازگشت»، یک خط مبناست؛ تا مذاکره بعدی از صفر و زیر فشار آغاز نشود. مسئله فقط قیمت معامله نیست؛ اعتبار تعهد آمریکاست.

بازگشت ترامپ به معامله؟ بله؛ اما نه به «تفاهم اسلام‌آباد»

آرمان ایرانی در چندثانیه آنلاین نوشت: دونالد ترامپ امروز ادعا کرد محاصره دریایی ایران «باورنکردنی» و ضربات مالی واردشده به تهران «بی‌سابقه» بوده؛ بعد هم افزود برای پیروزی «نیازی به امضا روی یک تکه کاغذ» ندارد. ترامپ می‌خواهد بگوید فشار را جایگزین توافق کرده است.

وال‌استریت ژورنال نیز ۵ شهریور گزارش داد: دولت ترامپ بارها به میانجی‌ها گفته تمایلی به بازگشت به مفاد تفاهم اسلام‌آباد ندارد و می‌خواهد ببیند فشار اقتصادی چه می‌کند. «دی‌دی اقتصادی»، تحریم‌های ثانویه، محاصره و حفظ اهرم نظامی یک کارکرد دارند: آزمودن تاب‌آوری ایران پیش از معامله بعدی. ترامپ مذاکره را حذف نکرده؛ می‌خواهد تفاهم اسلام‌آباد را از نقطه شروع مذاکره حذف کند.

نزاع بر سر «از کجا شروع کنیم؟»

در تهران هم ماجرا ساده نیست. پزشکیان و قالیباف بر اجرای تعهدات اسلام‌آباد تأکید کرده‌اند و عراقچی گفته تا نقض‌های آمریکا متوقف و جبران نشود، مذاکره آغاز نمی‌شود؛ هم‌زمان تأکید کرده هنوز تصمیمی برای آغاز دوباره مذاکرات گرفته نشده است. این مواضع مهم‌اند، اما اجماع حاکمیت نیستند. بخشی از «میدان» و طیفی از نیروهای سیاسی از ابتدا با تفاهم مسئله داشتند و اکنون هم الزاماً طرفدار احیای آن نیستند.

برای تهران، اسلام‌آباد بیش از «بلیت بازگشت»، یک خط مبناست؛ تا مذاکره بعدی از صفر و زیر فشار آغاز نشود. مسئله فقط قیمت معامله نیست؛ اعتبار تعهد آمریکاست. عبور واشنگتن از تفاهم و مطالبه شروطی سخت‌تر می‌تواند به‌جای امنیت‌زدایی، پرونده را امنیتی‌تر و دست مخالفان دیپلماسی را قوی‌تر کند. پاکستان، قطر و عمان نیز همچنان برای بازکردن مسیر گفت‌وگو فعال‌اند.

معامله‌ای که برای ترامپ گران بود

منطق بی‌میلی واشنگتن را باید در معماری تفاهم دید. ایران در آغاز دستاوردهای ملموس می‌گرفت: توقف عملیات نظامی، از جمله در لبنان؛ رفع محاصره دریایی؛ گشایش نفتی و بانکی و دسترسی به دارایی‌های مسدودشده. برنامه صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری برای بازسازی ایران، هرچند در متن بود، اما سازوکار اجرای آن به توافق نهایی سپرده شد.

ولی برای آمریکا، تعیین تکلیف غنی‌سازی به مذاکرات مرحله بعد موکول، و برنامه موشکی و شبکه نیروهای موسوم به «نیابتی» ایران نیز در تفاهم قید نشد. خروجی تفاهم اسلام‌آباد، برای تهران «نقد» و برای واشنگتن «نسیه» بود.

ترامپ زیر ضرب

خاتمی تفاهم را «بی‌نظیر» خواند و تأکید کرد پس از جنگ جهانی دوم، سندی با امضای رئیس‌جمهور آمریکا با این میزان امتیازدهی به کشوری دیگر نظیر نداشته است. روایت‌هایی از این جنس در واشنگتن هم برای ترامپ هزینه می‌ساخت. راجر ویکر و دیگر جمهوری‌خواهان به رفع تحریم‌ها و بسته بازسازی تاختند. در اسرائیل مخالفت تندتر بود؛ رسانه‌ها از «توافق بد» نوشتند و نتانیاهو اخیراً اساس امکان توافق با رهبران کنونی ایران را زیر سؤال برد و از فشار اقتصادی تازه ترامپ استقبال کرد.

دو محاسبه بقا

تفاهم اسلام‌آباد فقط قربانی روایت‌ها نشد؛ دشواری اجرای تعهدات مبهم و دارای ظرفیت دوخوانی طی مهلت ۶۰روزه مقرر و نیز بازگشت درگیری‌ها به تنگه هرمز و لبنان، اعتبار آن را پیش از رسیدن به توافق نهایی فرسوده کرد.

اکنون،حمله محدود اخیر دیشب آمریکا به خارک و پاسخ فوری ایران نشان می‌دهد، اهرم نظامی، بدون بازگشت به جنگ تمام‌عیار، همچنان زنده است. هم‌زمان، واشنگتن «عملیات منزوی‌سازی اقتصادی» را با ادعای بزرگ‌ترین تهاجم مالی تاریخ علیه یک دشمن آغاز کرده است. این، شرط‌بندی ترامپ روی زمان است: فشار بیشتر، تاب‌آوری کمتر و ایرانِ منعطف‌تر پشت میز.

اما زمان فقط متغیر مورد علاقه واشنگتن نیست. تهران هم نمی‌خواهد مذاکره از «صفر»، پس از نقض تفاهم، به رویه‌ای برای امتیازگیری زیر فشار بدل شود؛ ضمن آنکه بر این باور است که گذر زمان الزاماً به سود ترامپ نیست زیرا هزینه‌های سیاسی، اقتصادی و نظامی این راهبرد را برای واشنگتن افزایش می‌دهد.

تقابل کنونی، بیش از آنکه تقابل دو میل به مذاکره باشد، تقابل دو محاسبه بقاست.

ترامپ درِ معامله را نبسته؛ اما نمی‌خواهد خطایی را که قبلا در اسلام‌آباد تجربه کرده، دوباره تکرار کند: دادن امتیازهای نقد به ایران در برابر دستاوردهای نسیه برای آمریکا. جمهوری اسلامی هم نمی‌خواهد توافقی را که واشنگتن از آن عقب نشسته، با قیمتی بالاتر بازخرید کند.

ارسال نظر

خبر‌فوری: ۱۰ عادت رایج که بی‌سروصدا پول‌تان را هدر می‌دهند