هرمز، تنگه «توافق» باز نشد؛ صلاله، خانه‌ای روی آب

موضوع هرمز فقط عبور کشتی‌ها نبود. تهران تأکید داشت تنگه به وضعیت پیش از جنگ بازنخواهد گشت و ترتیبات جدید باید نقش بیشتری برای ایران در مدیریت تردد ایجاد کند. در مقابل، عمان می‌کوشید فرمولی میانی بسازد؛ مدلی که عوارض اجباری را کنار بگذارد و بر پرداخت‌های داوطلبانه برای خدمات ایمنی ناوبری و زیست‌محیطی تکیه کند.

هرمز، تنگه «توافق» باز نشد؛ صلاله، خانه‌ای روی آب

آرمان ایرانی در چندثانیه آنلاین نوشت: تعویق نشست صلاله، چند ساعت پیش از برگزاری آن، فقط تغییر یک برنامه دیپلماتیک نبود؛ شکافی را آشکار کرد که پیش از نشستن طرف‌ها پشت میز وجود داشت. بدر البوسعینی، وزیر خارجه عمان، از نیاز به زمان بیشتر برای فراهم‌شدن شرایط گفت‌وگوی سازنده سخن گفت و ساعاتی بعد، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، اعلام کرد این تصمیم به درخواست عربستان گرفته شده است.

پرسش اصلی اینجاست: چرا نشستی در سطح وزیران اعلام شد، وقتی اختلاف طرف‌ها نه فقط بر سر جزئیات، بلکه درباره اصول معامله بود؟

اختلاف بر سر پول نیست

موضوع هرمز فقط عبور کشتی‌ها نبود. تهران تأکید داشت تنگه به وضعیت پیش از جنگ بازنخواهد گشت و ترتیبات جدید باید نقش بیشتری برای ایران در مدیریت تردد ایجاد کند. در مقابل، عمان می‌کوشید فرمولی میانی بسازد؛ مدلی که عوارض اجباری را کنار بگذارد و بر پرداخت‌های داوطلبانه برای خدمات ایمنی ناوبری و زیست‌محیطی تکیه کند.

این فرمول قرار بود میان دو نگرانی تعادل ایجاد کند: مطالبه ایران برای نقش پررنگ‌تر در هرمز و نگرانی کشورهای عربی از تغییر قواعد عبور. اما بسیاری از دولت‌های عربی همچنان بر آزادی عبور و بازگشت به شرایط پیش از جنگ تأکید داشتند.

اختلاف اصلی بر سر یک بند مالی نبود؛ مسئله این بود که آیا هرمز وارد ترتیبات جدید مدیریتی می‌شود یا به رویه گذشته بازمی‌گردد.

ریاض؛ اصلاح طرح یا خرید زمان؟

تعویق نشست در شرایطی رخ داد که میدان جنگ نیز بر محاسبات سیاسی سایه انداخته بود. پیشروی حوثی‌ها در باب‌المندب، حملات به عربستان و آسیب‌دیدن خط لوله شرق ـ غرب، هم‌زمان هزینه بحران را برای ریاض افزایش داد و نگرانی آن از تثبیت موازنه‌ای تازه به سود ایران را بیشتر کرد.

در چنین شرایطی، درخواست اصلاح طرح از سوی عربستان می‌توانست هم یک اختلاف واقعی بر سر متن باشد و هم راهی برای خرید زمان؛ زمانی که شاید با تغییر شرایط میدان، هزینه و فایده توافق را تغییر دهد و تعویق را به تعلیق طولانی‌تر تبدیل کند.

ردپای نامرئی آمریکا؟

نقش آمریکا در این معادله پیچیده‌تر از بی‌تفاوتی بود. تهدید علنی ترامپ به بمباران عمان پس از نزدیک‌شدن مسقط و تهران به مذاکرات هرمزی، نشانه‌ای از حساسیت واشنگتن به این مسیر بود. آسوشیتدپرس به نقل از مقام‌های منطقه‌ای گزارش داد نارضایتی ترامپ از توافق ایران و عمان درباره مدیریت تردد کشتی‌ها و پرداخت‌های داوطلبانه، از عوامل این واکنش بوده است.

پیشنهاد عمان در صلاله ادامه همان مسیری بود که مسقط پیش‌تر دنبال می‌کرد؛ ایجاد فرمولی میان مطالبه ایران برای نقش بیشتر در مدیریت هرمز و نگرانی اعراب از تغییر قواعد عبور.

برای واشنگتن، مسئله فقط کشتیرانی نبود؛ بلکه به معماری امنیتی خلیج فارس مربوط می‌شد. بنابراین فاصله‌گذاری آمریکا با روند منطقه‌ای هرمز را نمی‌توان فقط نشانه بی‌اهمیتی دانست؛ ممکن است تلاشی برای جلوگیری از شکل‌گیری چارچوبی خارج از محاسبات آمریکا باشد.

حتی در یک خوانش بدبینانه، احتمال اثرگذاری این ملاحظات بر فضای منتهی به تعویق صلاله را نمی‌توان کاملاً کنار گذاشت؛ هرچند سند مستقیمی برای نقش آمریکا وجود ندارد.

دیپلمات‌ها در جست‌وجوی نقطه شروع مشترک

اهمیت صلاله فقط در توافق احتمالی بر سر هرمز نبود. این نشست می‌توانست نخستین میز سیاسی ایران و کشورهای عربی خلیج فارس در پسا جنگ باشد؛ نشستی که نشان دهد منطقه حاضر نیست وضعیت جنگی را به نظم دائمی خود تبدیل کند. مهم‌تر آنکه یک تفاهم منطقه‌ای می‌توانست بسترساز توافق بزرگ‌تر میان تهران و واشنگتن شود؛ ظرفیتی که با مواضع متفاوت آمریکا درباره هرمز تضعیف شد.

صلاله؛ شکاف‌های عمیق دیپلماسی پنهان را به ویترین علنی کشاند؛ واقعیتی تلخ که دشواری مأموریت دیپلمات‌ها برای مهار جنگ و یافتن نقطه شروعی مشترک میان بازیگران متعارض را آشکار کرد.

ارسال نظر

خبر‌فوری: روزنامه اطلاعات: ترامپ با این روش همه را سر کار گذاشته است