هرمز روی میز عمان، پیامهای زیرپوستی «نشست صلاله»
طبق اعلام عباس عراقچی، ایران، عراق و پنج کشور عربی خلیج فارس در صلاله گرد هم میآیند. بحرین اما در اعتراض به حضور ایران، نشست را تحریم کرده و گفته تا پیش از عادیشدن روابط با تهران، در نشست جمعی با حضور ایران شرکت نمیکند.
آرمان ایرانی در چندثانیه آنلاین نوشت: حمله امروز به یک کشتی تجاری در تنگه هرمز و ادامه تعطیلی خط لوله شرق ـ غرب عربستان، درست در آستانه نشست عمان، نشان داد وزیران خارجه قرار نیست درباره اختلافی انتزاعی حرف بزنند. جنگ به شریانهای انرژی رسیده و اختلال در پترولاین ــ مسیر اصلی دورزدن هرمز برای بخشی از صادرات نفت عربستان ــ نگرانی از سرریز بحران به اقتصاد جهانی را بیشتر کرده است.
نشست فردا از همین رو فقط درباره یک کریدور دریایی نیست: آیا هرمز میتواند از بخشی از میدان جنگ، به نخستین نقطه مهار آن تبدیل شود؟
چرا همه راه بحرین را نرفتند؟
طبق اعلام عباس عراقچی، ایران، عراق و پنج کشور عربی خلیج فارس در صلاله گرد هم میآیند. بحرین اما در اعتراض به حضور ایران، نشست را تحریم کرده و گفته تا پیش از عادیشدن روابط با تهران، در نشست جمعی با حضور ایران شرکت نمیکند.
دیگر دولتهای عربی هم الزاماً با تهران درباره آینده هرمز همنظر نیستند، اما برخلاف منامه، مذاکره را انتخاب کردهاند. همین تفاوت مهم است: یک کشور صندلیاش را خالی گذاشته، دیگران با وجود اختلافاتشان راه صلاله را گرفتهاند. شاید عمان در تماسهای پیشینی نشانهای از امکان معامله دیده؛ شاید هم هزینه جنگ چنان بالا رفته که مذاکره بدون تضمین نتیجه، از غیبت، کمهزینهتر شده است.
عمان فقط صندلی نمیچیند
مسقط ماههاست روی فرمول هرمز کار میکند؛ از ترتیبات موقت کشتیرانی و گفتوگوهای فنی تا رایزنی با دولتهای منطقه. عمان اینجا فقط صندلی نمیچیند؛ یکی از طراحان راهحل است.
اما باید میان تفاهم تهران ـ مسقط و توافق منطقهای فرق گذاشت. اولی تا حد زیادی شکل گرفته، دومی هنوز نه. مقام ارشد ایرانی مورد استناد رویترز گفته انتظار نمیرود نشست به توافق امضاشده درباره هرمز منجر شود.
محتملترین خوانش این است: بستهای روی میز وجود دارد، اما فردا همه حاضران، آماده امضای آن نیستند.
ریاض چرا به صلاله میرود؟
عربستان بیش از بسیاری از حاضران هم دلیل برای سختگیری دارد و هم دلیل برای خویشتنداری. خط لوله راهبردیاش هدف قرار گرفته، اما ریاض فعلاً از پاسخ نظامی مستقیم خودداری کرده است. برای کشوری که امنیت انرژی و پروژههای کلان توسعهایاش به ثبات منطقه گره خورده، گسترش جنگ هزینهای مستقیم دارد.
پس ریاض در عمان نه دوست تهران است و نه صرفاً امتداد واشنگتن؛ اولویت فوریاش مهار هزینه جنگ است، بیآنکه ناامنی زیرساختهایش به وضع عادی تازه تبدیل شود.
همه راهها به واشنگتن ختم میشود؟
موضع ایران کار را دشوار میکند. عراقچی عادیشدن کامل وضعیت هرمز را به اجرای تعهدات آمریکا گره زده است. از نگاه تهران، این یک اهرم در منازعه بزرگتر با واشنگتن است؛ از نگاه ریاض، ابوظبی و دوحه، معنای دیگری هم دارد: امنیت کشتیرانی و اقتصاد آنها همچنان به حساب باز ایران و آمریکا وصل بماند.
همین نقطه شاید مهمترین اصطکاک پشت درهای بسته باشد.
توافق یا یک مکث ضروری؟
دست آخر، هنوز برای صدور حکم پیروزی یا شکست زود است. حتی اگر صلاله سند مشترکی تولید نکند، جمعشدن ایران و همسایگان عربش در اوج بحران یعنی آخرین کانال سیاسی هنوز بسته نشده است. اما سقف انتظار را هم نباید بالا برد.
ساعاتی دیگر روشن میشود صلاله آغاز مهار تنش ایران با همسایگان عرب خود است، یا فقط مکثی کوتاه پیش از دور بعدی تنش و مهمت اینکه نشانههای ناکامی دیپلماسی پشت درهای بسته، به ویترین نشست رسمی هم خواهد رسید؟