۶ نکته در مورد مذاکرات ژنو / ایران و امریکا در نقطه تصمیمی سرنوشتساز؟
عضو اندیشکده آمریکایی شورای آتلانتیک نوشت: در حالی که هر ایران و آمریکا برای دیداری که میتواند سرنوشتساز باشد در ژنو آماده میشوند، احتمال تشدید تنش بهمراتب بیشتر از احتمال دستیابی به یک گشایش دیپلماتیک پایدار به نظر میرسد.
دنیس سیترونوویچ عضو اندیشکده آمریکایی شورای آتلانتیک نوشت: در حالی که هر ایران و آمریکا برای دیداری که میتواند سرنوشتساز باشد در ژنو آماده میشوند، احتمال تشدید تنش بهمراتب بیشتر از احتمال دستیابی به یک گشایش دیپلماتیک پایدار به نظر میرسد.
به گزارش انتخاب، سیترونوویچ در شبکه اجتماعی «ایکس» نوشت:
۱. خطوط قرمز ایران تغییری نکردهاند
از نگاه تهران، هیچ تغییر معناداری در خطوط قرمز نظام رخ نداده است.
هرگونه مصالحه هستهای باید با کاهش قابلتوجه فشارهای اقتصادی همراه باشد.
واشنگتن نیز ناچار خواهد بود در مقابل، کاهش مؤثر تحریمها را پیشنهاد دهد.
۲. مسیر صرفاً هستهای — یا هیچ توافقی در کار نخواهد بود
اگر قرار است پیشرفتی حاصل شود، گفتوگوها احتمالاً باید بهطور کامل بر پرونده هستهای متمرکز بماند، بدون آنکه حق رسمی ایران برای غنیسازی به چالش کشیده شود.
تمام عناصر دیگر — سطح غنیسازی، بازرسیهای گسترده، کاهش ذخایر، زمان گریز هستهای — در چارچوب این رویکرد قابل مذاکرهاند.
گسترش دامنه مذاکرات فراتر از موضوع هستهای، خطر فروپاشی کامل گفتوگوها را در پی دارد.
۳. معمای راهبردی دولت آمریکا
دولت با محاسبهای پیچیده روبهرو است:
تجهیزات نظامی قابلتوجهی از پیش در منطقه مستقر شدهاند.
عقبنشینی بدون دستاورد ملموس، از نظر سیاسی و راهبردی پرهزینه خواهد بود.
با این حال، پیشنهاد «حداکثری» ایران ظاهراً به سطحی که واشنگتن آن را نتیجهای کافی میداند نزدیک نمیشود.
این وضعیت فضای تصمیمگیری را هرچه محدودتر میکند.
۴. تله تشدید تنش
اگر هر دو طرف سطح انتظارات فعلی خود را حفظ کنند، مذاکرات ممکن است بیش از آنکه به مصالحه واقعی منجر شود، به مانورهای تاکتیکی تبدیل شود.
در چنین شرایطی، واشنگتن با دو گزینه نامطلوب روبهروست:
تشدید تنش و ورود به رویارویی نظامی
پذیرش توافقی ضعیف که مسیر راهبردی ایران را اساساً تغییر ندهد
این فرض که میتوان تشدید تنش را بهطور کامل کنترل کرد یا آن را به کارزار فشاری شبیه ونزوئلا محدود ساخت، با واقعیتهای منطقه همخوانی ندارد.
ایران ممکن است حتی یک حمله محدود را آغاز مرحلهای از یک کارزار گستردهتر تلقی کند و برای جلوگیری از نابودی داراییهای راهبردیاش، واکنشی نامتناسب نشان دهد. منطق امنیت داخلی در تهران ممکن است بهطور فزایندهای بر افزایش هزینه برای نیروهای آمریکایی در مراحل اولیه درگیری تأکید داشته باشد.
۵. قمار راهبردی ایران
به نظر میرسد تهران بر موارد زیر حساب باز کرده است:
فشارهای سیاسی داخلی در ایالات متحده
اصطکاک و شکاف در انسجام سیاسی آمریکا
این باور که فشار مستمر بر داراییهای آمریکا در منطقه میتواند واشنگتن را به سمت کاهش تنش سوق دهد.
علاوه بر این، زمانی که ایران به دست آورده، به آن امکان داده آمادگیهای دفاعی و توانمندیهای تهاجمی خود را تقویت کند. از دید تهران، اکنون ظرفیت بیشتری برای تهدید تجهیزات آمریکا در منطقه نسبت به دورههای پیشین رویارویی دارد.
۶. چهارراه راهبردی
همه نشانهها حاکی از آن است که تشدید قابلتوجه تنش محتمل است.
برای جلوگیری از آن، واشنگتن ممکن است ناچار شود امتیازی بدهد که از نظر سیاسی ناخوشایند است — امتیازی که به تهران اجازه دهد نوعی پیروزی نمادین اعلام کند.
در غیر این صورت، دولت ممکن است به این نتیجه برسد که اقدام نظامی بر یک عقبنشینی آشکار دیگر ترجیح دارد، بهویژه با توجه به پیامدهای آن برای اعتبار بازدارندگی آمریکا پس از واکنشهای محدود پیشین.
با این حال، چنین تصمیمی خطرات برای نیروهای آمریکایی را بهطور چشمگیری افزایش خواهد داد.
بار دیگر به یک نقطه عطف تاریخی نزدیک میشویم که پیامدهای عمیقی برای کل خاورمیانه خواهد داشت.
اما یک پرسش اساسی همچنان بیپاسخ مانده است:
اگر و زمانی که تشدید تنش رخ دهد، دولت آمریکا دقیقاً به دنبال دستیابی به چه هدفی است؟