برگهای برنده ایران باید از مسیر دیپلماسی تثبیت شود
علیاصغر زرگر با توصیف «حصر دریایی ایران» بهعنوان اهرمی برای فشار بر مذاکرات، تأکید کرد این سناریو بهاحتمال زیاد کوتاهمدت خواهد بود و با توجه به نقش چین و هند و توان واکنشی ایران، میتواند برای آمریکا پرهزینه و تنشزا شود.
علیاصغر زرگر، کارشناس مسائل بینالملل:
موضوع «حصر دریایی ایران» که بهنوعی قفل دوم زدن بر تنگه هرمز و مسدودسازی آن محسوب میشود، فشار مضاعفی است با هدف اثرگذاری بر مذاکرات آتی
مشتریان اصلی نفت ایران، قدرتهایی چون چین و هند هستند که میتوانند در برابر چنین اقدامات آمریکا ایستادگی کنند و نفت ایران را از تنگه هرمز عبور دهند
به نظر نمیرسد این محاصره دریایی ماهیت بلندمدت داشته باشد؛ آنها تمایل دارند این فشار را بهصورت کوتاهمدت اعمال کنند تا سریعتر به یک توافق برسند
اگر آمریکاییها بخواهند از نظر تجاری جلوی کشتیهای ایران را بگیرند یا به آنها صدمهای وارد کنند، شکی نیست که ایران نیز میتواند به کشتیهای تجاری یا حتی ناوگان آمریکا آسیب وارد کند. این مسئله میتواند به برخورد نظامی بینجامد که احتمالاً مطلوب آمریکا نیست و ممکن است یک جنگ ناخواسته در دل همین محاصره دریایی شکل بگیرد.
برخی کشورهای اروپایی، از جمله فرانسه، پیشنهاد برگزاری یک کنفرانس یا اتحاد صلحآمیز را مطرح کردهاند تا نمایندگان کشورها مستقیماً با ایران گفتوگو کنند و عملاً آمریکا دور زده شود. در نهایت، در چنین فضایی فشار بر آمریکا آنقدر زیاد خواهد شد که ناگزیر به نوعی مصالحه با ایران خواهد رسید.
برخی دانشمندان آمریکایی یا نمایندگان جریانهای سیاسی، مخصوصاً دموکراتها، ایران را بهعنوان «قدرت چهارم جهان» معرفی میکنند. این نوع اغراقها میتواند زمینهساز توجیه اقدامات خصمانه و جنگ باشد؛ یعنی بگویند ایران تهدیدی بزرگ است، میتواند اقتصاد جهان را مختل کند، تنگه هرمز را ببندد و خطر جدی برای غرب و دیگر کشورهاست؛ پس باید محدود شود. بنابراین این گفتهها به نفع ایران نیست.