مذاکره نه خیانت است، نه تضمین
نفس مذاکرات نمیتواند پیامآور نتیجهای پیشبینیپذیر باشد. چهبسا مذاکراتی که به همراهی انجامیده و چهبسا مذاکراتی که به ستیز منتهی شده، اما باز هم در پایان هر ستیزی مذاکره مطرح میشود؛ از مذاکرات پس از ترکمانچای گرفته تا گفتوگوی دکتر مرندی با صدام حسین.
سیدمصطفی هاشمیطبا در شرق نوشت:
در اوضاع و احوال پیچیده کشور و تهدیدهای مختلفی که از سوی عوامل متفاوت داخلی و خارجی بر ساحتهای مختلف کشور وارد است، میبینیم که برخی افرادِ دست به میکروفون، کلماتی بر زبان میآورند که علاوه بر اینکه موجبات استهزای خود و سازمان مربوطهشان را فراهم میکنند، کلامشان نوعا بهعنوان پاس گل به حریف میتواند تلقی شود. حقیقت آن است که حکمرانی امری پیچیده و پرمخاطره است؛ گاه یک کلام میتواند آتشی را برافروزد و گاه یک امضا میتواند آرامشبخش و تأثیرگذار باشد.
سالها به هر دلیلی باب مذاکره را نگشوده بودیم و سرانجام باب برجام را گشودیم و این در آن زمان در سلسلهمراتب تصمیمگیری بهعنوان یک ضرورت تلقی شد؛ هرچند آمریکا با تحریک صهیونیسم بینالمللی این باب را مسدود کرد. تلاش افرادی که در چارچوب حکمرانی قرار دارند برای مخدوشکردن تصمیمات اتخاذشده و قبولنکردن مسئولیت در برابر پیامدهای آن، یک نظر ساده نیست بلکه موجب تشتت در تصمیمگیریهای حکمرانی و لبخند دشمنان میشود.
اینکه ۵۱ نفر از نمایندگان مجلس با امضای نامهای خواستار قطع مذاکرات شدهاند، در همین چارچوب قابل تفسیر است. فرق نمیکند کدام دوره مجلس و کدام جناح چنین اقداماتی میکنند؛ مجلس محل قانونگذاری است، نه تحصن، نه آتشبازی و نه بیانیهدادن و طومار جمعکردن که هیچیک در میان وظایف مصرح مجلس در قانون اساسی جایی ندارد.
نفس مذاکرات نمیتواند پیامآور نتیجهای پیشبینیپذیر باشد. چهبسا مذاکراتی که به همراهی انجامیده و چهبسا مذاکراتی که به ستیز منتهی شده، اما باز هم در پایان هر ستیزی مذاکره مطرح میشود؛ از مذاکرات پس از ترکمانچای گرفته تا گفتوگوی دکتر مرندی با صدام حسین.
وقتی فضای مجلس چنین باشد، از اصل اداره کشور غفلت میشود. در کنار گذر خودروی ۵۰ میلیارد تومانی، دیدن فردی که در مخزن زباله سر فرو برده، نشانه عدالت نیست. اینکه گفته شود زبالهگردی نشانه ثروت جامعه است، حاصل سالها قانوننگذاری و سیاستهای لیبرال پوپولیستی است که هم قانونگذاران و هم مجریان در آن نقش داشتهاند.
موفق یا ناموفق بودن مذاکرات در تاریخ یک ملت تعیینکننده نیست؛ مهم آن است که جامعه درونتهی نباشد. فشار خارجی در صورت تهیبودن داخلی نتیجه میدهد. ما بهجای همبستگی، تحصن و بیانیه دادهایم و از عدالت، تورم، بیعدالتی، محیط زیست و آینده نسلها غافل ماندهایم؛ درحالیکه تنها در سایه عدالت، نبود اسراف و دوری از فساد میتوان به زندگی ادامه داد.