میراث «علی لاریجانی»؛ از یک محافظهکار ایدئولوژیک تا «محور جریان میانهرو»
او نشان داد که میتوان هم به اصول انقلاب پایبند بود و هم با رویکردی مصلحتاندیشانه تغییر را در دستور کار قرار داد.
خبرآنلاین در گزارشی به بررسی میراث سیاسی «علی لاریجانی» در معماری سیاسی جمهوری اسلامی پرداخته و نوشته است: داستان علی لاریجانی داستان «هایدگری» است که در سیر و سلوک بال راست جمهوری اسلامی به «پوپر» تبدیل شد.
دگردیسی یک محافظهکار:
لاریجانی در دهه ۷۰ به عنوان یک چهره اصولگرا و نزدیک به جریان راست سنتی شناخته میشد، اما به مرور زمان، به ویژه در ریاست ۱۲ ساله مجلس، مواضع او دستخوش تحول شد. او در قامت ریاست مجلس، به جای آنکه صرفاً مجری خطوط فکری یک جناح باشد، تلاش کرد نقش یک «متعادلکننده» را ایفا کند.
نقطه اوج این تحول، حمایتهای او از دولت حسن روحانی، به ویژه در پرونده برجام بود. لاریجانی با استفاده از نفوذ خود در مجلس، مسیر تصویب برجام را هموار کرد و در مقابل انتقادات تندروها از دولت، به نوعی سپر دفاعی تبدیل شد.
پارادوکس ردصلاحیت و انتصاب در شورای عالی امنیت ملی:
لاریجانی که یکی از نامزدهای مطرح و جدی بود، از سوی شورای نگهبان رد صلاحیت»پ شد؛ اقدامی که نه تنها علیه شخص لاریجانی، بلکه علیه کلیت جریان میانهرو تلقی شد.
در یکی از مهمترین نقاط عطف، پس از دو بار رد صلاحیت، لاریجانی به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی منصوب شد. این انتصاب نشان داد که حوزههای انتخاباتی و انتصابی مسیرهای متفاوتی را طی میکنند و یک فرد ممکن است در حوزه اول رد شود، اما در حوزه دوم «مورد وثوق» قرار گیرد.
میراث ماندگار لاریجانی:
او نشان داد که میتوان هم به اصول انقلاب پایبند بود و هم با رویکردی مصلحتاندیشانه تغییر را در دستور کار قرار داد.
لاریجانی با ارتباطات گسترده خود در میان اصلاحطلبان، اصولگرایان و نهادهای بالادستی، سعی کرد نقش یک تسهیلگر و میانجی را ایفا کند.
او با تکیه بر دانش فلسفی خود، نشان داد که سیاست صرفاً بازی قدرت نیست، بلکه نیازمند اندیشهورزی، تحلیل عقلانی و دوراندیشی است.
لاریجانی نمادی از پیچیدگیهای سیاست داخلی جمهوری اسلامی است؛ جایی که خطوط بین «خودی» و «ناخودی» سیال است و بقا در عرصه قدرت، نیازمند ترکیبی از ایدئولوژی و اعتماد شخصی است.