چرا ژنو میتواند میدان مصالحه و نقشه راه امنیتی ایران و آمریکا باشد؟
ابراهیم متقی نوشت: مذاکرات ژنو را میتوان نقطه عطفی در سرنوشت کنش سیاسی و راهبردی ایران و ایالات متحده دانست.
ابراهیم متقی استاد دانشگاه تهران در اعتماد نوشت: مذاکرات ژنو را میتوان نقطه عطفی در سرنوشت کنش سیاسی و راهبردی ایران و ایالات متحده دانست. برخی نظریهپردازان به این موضوع توجه دارند که ایالات متحده از «دیپلماسی فریب» بهره گرفته و تلاش دارد زمینه «غافلگیری تاکتیکی» مجدد را برای ایران به وجود آورد و در چارچوب تغییر موازنه قدرت، راهبرد «تغییر رژیم» را اجتنابناپذیر سازد.
رابرت مالی به این موضوع اشاره دارد که انتظارات ایران در سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ به گونه قابل توجهی کاهش یافته است و نظام سیاسی ایران برای هرگونه توافق و مصالحه آماده است؛ مشروط بر آنکه شرایط برای کسب امتیاز متقابل وجود داشته باشد. از نگاه جان مرشایمر نیز «امریکا چارهای جز مذاکره با ایران ندارد» و تنها راه موثر در برابر ایران، دیپلماسی است.
اسراییل و امریکا راهبرد موثر و دقیقی برای پیروزی سریع در جنگ نخواهند داشت و امریکا تمایلی به مشارکت در جنگ طولانی ندارد؛ زیرا گسترش جنگ میتواند زمینه «ایجاد اختلال در صادرات انرژی» از خلیجفارس را فراهم آورد و آثار پرمخاطرهای برای اقتصاد جهانی و سیاست راهبردی امریکا ایجاد کند.
ایران و ایالات متحده برای اجتناب از جنگ و درگیریهای پرهزینه نیازمند بهرهگیری از «دیپلماسی مصالحه» هستند. بخش قابل توجهی از دیپلماسی ژنو مبتنی بر «مذاکرات مستقیم» بوده و هرگاه نشانههایی از حسن نیت وجود داشته باشد، زمینه برای حل مسالمتآمیز اختلافات فراهم میشود. عبور از تهدیدات نیازمند «درک متقابل» بازیگران در شرایط بحران است.
راهبرد سیاست خارجی امریکا مبتنی بر پیوند دیپلماسی و قدرت نظامی است و امریکا همواره از «دیپلماسی قایقهای توپدار» بهره گرفته است. عبور از دیپلماسی نهتنها برای ایران، بلکه برای ایالات متحده هزینههای امنیتی و راهبردی فراگیر ایجاد میکند. مذاکرات ژنو میتواند میدان مصالحه و آغاز تنظیم نقشه راه امنیتی میان دو کشور باشد.
آرایش نظامی امریکا نشانههایی از تهدیدات تصاعدیابنده را منعکس میسازد، اما ایران از آمادگی کنش متقابل و «ضربه دوم انتقامی» برخوردار است. دیپلماسی در صورت موفقیت میتواند «نقطه تعادلی موازنه و مصالحه» را ایجاد کند.
ضربالاجل ۱۵ روزه ترامپ زنگ خطر افزایش تهدید امنیتی است و اجتناب از جنگ نیازمند دیپلماسی سازنده، بازدارندگی متوازن و کنش نامتقارن است.