«زبالههای هوش مصنوعی» به سراغ کودکان آمدند؛ هشدار درباره ویدئوهای بیکیفیت
هوش مصنوعی حالا فقط در حال ساختن آینده نیست؛ بخشی از محتوایی را هم میسازد که کودکان امروز با آن بزرگ میشوند. سؤال مهم اینجاست: وقتی الگوریتم انتخاب میکند کودک بعدی چه چیزی ببیند، چه کسی مراقب کیفیت آن محتواست؟
به گزارش گروه علم و تکنولوژی چندثانیه آنلاین: اگر کودک شما ساعتها پای یوتیوب یا تیکتاک مینشیند و پشت سر هم ویدئوهایی با شخصیتهای عجیب، داستانهای تکراری، صحنههای غیرمنطقی و گاهی خشن تماشا میکند، شاید بخشی از این محتوا چیزی بیشتر از یک سرگرمی ساده باشد؛ موجی از ویدئوهای کمکیفیت تولیدشده با هوش مصنوعی، نگرانیهای تازهای درباره کیفیت محتوایی که کودکان در فضای مجازی مصرف میکنند ایجاد کرده است.
این نوع محتوا که در فضای آنلاین با عنوان «AI Slop» یا «زباله هوش مصنوعی» شناخته میشود، معمولاً با سرعت بالا و هزینه پایین تولید میشود و هدف اصلی آن، نه الزاماً آموزش یا سرگرمی باکیفیت، بلکه گرفتن بازدید، کلیک و افزایش زمان ماندن کاربر در پلتفرم است.
گزارشها و مطالعات اخیر نشان میدهند این پدیده در بخشهایی از محتوای کودک و ویدئوهای کوتاه به مسئلهای قابل توجه تبدیل شده است. برای نمونه، یک بررسی در سال ۲۰۲۶ که بیش از ۱۰ هزار ویدئوی تیکتاک را در دستهها و هشتگهای مختلف بررسی کرد، اعلام کرد حدود ۵۹ درصد ویدئوهایی که به یک حساب کاربری جدید نمایش داده میشدند، در تعریف این مطالعه «AI Slop» قرار میگرفتند. در دسته مرتبط با کودکان نیز سهم محتوای شناساییشده بهعنوان AI Slop بسیار بالا گزارش شد. این مطالعه البته یک تحقیق مستقل از پلتفرم و با روش نمونهگیری مشخص بوده و نباید آن را معادل تمام محتوای تیکتاک دانست.
اما نگرانی اصلی فقط تعداد این ویدئوها نیست؛ ماهیت محتوا اهمیت بیشتری دارد. بعضی از این ویدئوها داستان منسجم ندارند، تصاویر و صداهایشان با یکدیگر هماهنگ نیست، اطلاعات نادرست ارائه میکنند یا با تکرار مداوم صحنههای عجیب و محرک، تلاش میکنند توجه کودک را برای مدت طولانیتری حفظ کنند.
یک مطالعه علمی منتشرشده در JMIR Medical Education نیز با بررسی ۱۰۸۲ ویدئوی آموزشی زیستپزشکی در یوتیوب و تیکتاک، ۵۷ ویدئو، معادل ۵.۳ درصد، را احتمالاً تولیدشده با هوش مصنوعی و کمکیفیت تشخیص داد. این ویدئوها با مشکلاتی مانند اطلاعات گمراهکننده، سازماندهی ضعیف و ارائهای که میتواند پردازش شناختی مطالب را دشوار کند، همراه بودند. نکته مهم این است که این مطالعه درباره محتوای آموزشی زیستپزشکی بود، نه بهطور اختصاصی محتوای کودکان.
از سوی دیگر، یک مطالعه منتشرشده در سال ۲۰۲۶ درباره توانایی کودکان در تشخیص محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی نشان داد کودکان در برخی موارد، متنها و چهرههای ساختهشده توسط هوش مصنوعی را بیش از حد به انسان نسبت میدهند؛ موضوعی که اهمیت آموزش سواد رسانهای و دیجیتال به کودکان را بیشتر میکند.
موضوع زمانی جدیتر میشود که این محتوا با ویدئوهای کوتاه و اسکرول بیپایان ترکیب شود. مرور علمی تازهای درباره مصرف ویدئوهای کوتاه در کودکان و نوجوانان، شواهد اولیهای از ارتباط مصرف بیش از حد این محتوا با برخی چالشهای شناختی و عاطفی گزارش کرده، اما همزمان تأکید کرده است که برای اثبات رابطه علت و معلولی، هنوز به مطالعات طولی و آزمایشی بیشتری نیاز است.
بنابراین، ادعای اینکه «محتوای AI بهطور قطعی باعث افت شناختی یا پرخاشگری کودکان میشود» هنوز از نظر علمی نتیجهای قطعی و نهایی نیست. آنچه با اطمینان بیشتری میتوان گفت این است که مواجهه کودکان با محتوای بیکیفیت، گمراهکننده، بیشازحد محرک و بدون نظارت، یک نگرانی واقعی است و هوش مصنوعی میتواند سرعت تولید چنین محتوایی را بهشدت افزایش دهد.
در این میان، الگوریتمهای پیشنهاد محتوا نیز نقش مهمی دارند. وقتی یک کودک روی یک ویدئوی عجیب یا بسیار محرک کلیک میکند، ممکن است نمونههای مشابه بیشتری به او پیشنهاد شود و این چرخه، تماشای پشتسرهم ویدئوهای کوتاه را تقویت کند. در نتیجه، مسئله فقط این نیست که کودک چقدر با موبایل یا تبلت کار میکند؛ بلکه این است که در این مدت چه چیزی میبیند.
برای والدین، بررسی محتوای مصرفی کودک اهمیت بیشتری از اعتماد صرف به برچسبهایی مانند «کودکان» یا «سرگرمی» دارد. محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی همیشه بیکیفیت یا مضر نیست و میتواند برای آموزش و سرگرمی نیز استفاده شود؛ اما محتوایی که صرفاً برای جذب کلیک تولید شده، نباید بدون بررسی در اختیار کودک قرار گیرد.
هوش مصنوعی حالا فقط در حال ساختن آینده نیست؛ بخشی از محتوایی را هم میسازد که کودکان امروز با آن بزرگ میشوند. سؤال مهم اینجاست: وقتی الگوریتم انتخاب میکند کودک بعدی چه چیزی ببیند، چه کسی مراقب کیفیت آن محتواست؟