دفاع روزنامه اطلاعات از عادل فردوسی پور: چرا می خواهید آدمها کاملا همانی باشند که شما می خواهید؟
این روزها در کشور ما، رادیکالیسم محبوبترین کالاهاست؛ کالایی که هزینه آن را جامعه میپردازد، جامعهای که در آن هر صدای مستقلی زیر فشار دو قطب متضاد خرد میشود.
روزنامه اطلاعات نوشت:
۲۰ سال برنامه ساخت و از قاب تلویزیون حذف شد، اما از ذهن و قلب مردم، نه. با یک پخش زنده در اینستاگرام نشان داد که هنوز هم هزاران نفر گوش به صدای گرم و آشنای او میسپارند.
با یک داور هموطن که ترک وطن کرده درباره فوتبال مصاحبه کرد و به او حمله شد. چندی بعد در مراسمی با یکی از مسئولین کشوری خوشوبش گرمی کرد و باز هم به او حمله شد.
در این روزگار، کافی است یک قدم خلاف انتظار قبیله خود برداری. فرقی ندارد سیاست باشد یا اقتصاد، ورزش باشد یا هنر. افراد در دو سوی این دعوا، وفاداری مطلق را میطلبند و اگر لحظهای سرپیچی کردی، دیگر نه گذشتهات اهمیتی دارد و نه سالها اعتمادی که ساختهای.
این یادداشت فقط قصه عادل فردوسیپور نیست؛ داستان بسیاری از هنرمندان، روزنامهنگاران، ورزشکاران و حتی آدمهای عادی است. الگوریتمهای شبکههای اجتماعی عاشقان خشماند، نه گفتگو. عاشقان دوگانهاند، نه میانه. هرچه رادیکالتر، «بهتر» و هرچه منصفتر، «بدتر».
این روزها در کشور ما، رادیکالیسم محبوبترین کالاهاست؛ کالایی که هزینه آن را جامعه میپردازد، جامعهای که در آن هر صدای مستقلی زیر فشار دو قطب متضاد خرد میشود.
دیگر نه میانهای وجود دارد و نه فضایی برای میانهروی. یا ایستاده کف میزنی و مجیز میگویی یا تمامقد و با فریاد، ناسزا.
مهم نیست مسأله چیست، خواه هنر و هنرمند، خواه ورزش و ورزشکار. مهم این است که مخالف نمیفهمد و موافق هم. گویی تنها و تنها من میفهمم و تو یا با منی و دوست، یا نیستی و دشمن. در این زمین بازی، تعادل و عدالتی وجود ندارد، حتی برای عادل!