نقش مربیان در شکستها و پیروزیهای آسیایی؛ مشکل دانش فنی یا ساختار مدیریتی؟
مدتهاست فوتبال ما در آسیا بین آقایی کردن و فروپاشی در حال رفتوآمد است!
نوع بازی نمایندگان ما در بازیهای آسیایی یک فصل حرف از بازگشت به روزهای اوج میزند و فصل بعد، حذف زودهنگام بیرحمانه عقبماندگی را نشان میدهند.
نغمه افشار در چند ثانیه نوشت: در این رفتوبرگشت، سوتِ یک سؤال توی سر میپیچد. نقش مربی در این شکستها و پیروزیها چقدر است و چقدر باید از دانش فنی حرف زد و چقدر از مدیریت بیمار؟
در ظاهر نیمکتها کمکم ترکیبی شده از مربیان داخلی و خارجی؛ بعضی با رزومه اروپایی، بعضی محصول همین لیگ خسته خودمان.
اما مسئله این است که مربی، روی زمینی میجنگد که قبل از شروع کار، باخت را دیده، آن هم در قراردادهای کوتاه، اخراجهای احساسی، فشار هواداری که با دو نتیجه بد، هشتگ تغییر سرمربی را ترند میکند و مدیرانی که هر فصل بدون دیدانداز بلندمدت تصمیم میگیرند.
در چنین فضایی، مربی بیشتر باید به فکر مدیریت بحران باشد تا طراحی پروژههایی که به موفقیت ختم شود؛ او بهجای ساختن تیمی درخور بازیهای آسیایی، فقط تلاش میکند از تیترهای تند جان سالم بهدر ببرد.
از آن طرف، فاصله فنی با شرق آسیا و لیگهای متمول خلیج فارس را هم نمیشود پشت توجیهات مدیریتی قایم کرد؛ تیمهایی که روی دیتا، آنالیز، بدنسازی و جزئیات تاکتیکی سرمایهگذاری کردهاند، به ما درس فوتبال روز را میدهند.
اینجاست که ضعف دانش بهروز مربیان ما، در تعویضهای اشتباه، واکنش کند به بحران، و ناتوانی در برگرداندن بازیهای بزرگ لو میمیرود.
مربی مقصر است، اما نه بهتنهایی؛ او آخرین حلقه زنجیری است که از هیئتمدیره شروع میشود و تا رختکن میرسد.