استقلال؛ خوش استقبال و بد بدرقه! مثل همیشه
ساپینتو رفت! مربی پرتغالی که روزی شور و هیجانش او را به محرومیت کشانده بود در بحبوحهی جنگ دوازده روزه با استقبال فراوان به ایران آمد و دیروز بدون همراهی حتی یک نفر ایران را ترک کرد!
ساپینتو رفت! مربی پرتغالی که روزی شور و هیجانش او را به محرومیت کشانده بود در بحبوحهی جنگ دوازده روزه با استقبال فراوان به ایران آمد و دیروز بدون همراهی حتی یک نفر ایران را ترک کرد!
نغمه افشار در چند ثانیه نوشت: استقلال، در انتخاب مربی همیشه خوشاستقبال است؛ نشست خبری، عکسهای پرلبخند، جملات امیدوارکننده، هشتگهای پرشور؛ و در خداحافظی تنها از دور نشستن و تماشا کردن!
ماجرای اخراج ساپینتو هم از این الگو بیرون نزد؛ باشگاه که در شروع فصل، به قول خودش تمام خواستههای فنی سرمربی پرتغالی را برآورده کرده بود و تیم را مطابق سلیقه او بست، چند ماه بعد در بیانیه رسمی نوشت نتایج، مخصوصاً در آسیا، «کمتر از حد انتظار» بوده و همکاری باید تمام شود.
همان مدیریتی که برای بازگرداندن ساپینتو، روی گذشته مشترک، قهرمانی و محبوبیتش نزد هواداران حساب باز کرده بود، وقتی حذف در رقابتهای آسیایی، نوسان در لیگ و فشار هواداران روی هم تلنبار شد، ترجیح داد صورتمسئله را با یک قطع همکاری ناگهانی پاک کند؛ در حالی که تیم هنوز در کورس قهرمانی و در جام حذفی زنده بود.
تناقض جایی توی ذوق میزند که طرف پرتغالی میگوید به او وعده یک «پروژه بلندمدت» داده بودند و خودش، با وجود بحرانهای سیاسی و اقتصادی ایران و حتی تأخیر در پرداخت قرارداد و اجارهخانه، در تهران ماند و کنار تیم ایستاد؛ احساسی که به گفته منابع نزدیک به او، در تصمیم مدیران استقلال چندان بازتابی نداشت.
ساپینتو رفت و استقلال ماند با همان پرسش قدیمی: مسئله، مربیها هستند یا ساختاری که همیشه با سلاموصلوات آغاز میکند، وسط راه میترسد، و در نهایت، زیر فشار نتایج و افکار عمومی، سادهترین راه را انتخاب میکند؛ اخراج یک نفر، برای پوشاندن یک مشکل جمعی؟