خریداران ۷ میلیاردی بین آسانسور و چند مترِ بیشتر یکی را انتخاب میکنند
ثروتمند دیروز را «میلیونر» صدا میکردند؛ امروز در تهران، خودِ «میلیارد» هم زیر فشار قیمت مسکن جذابیتش را از دست داده است!
در این شهر، چنین بودجهای فقط در حکم بلیت ورود به لابی بازار است؛ تازه وقتی وارد میشوی، میفهمی باید بین «متراژ» و «آسانسور» یکی را قربانی کنی.
به گزارش در چند ثانیه، در شرق و بخشهایی از مرکز، میشود سراغ واحدهای هفتاد تا نود متری رفت؛ آپارتمانهایی با آسانسور، شاید پارکینگ و عمر ساختمانی قابلقبول؛ همانها که در آگهیها اسمشان را «فولامکانات» میگذارند، چون همین حدِ بدیهی هم حالا امتیاز حساب میشود.
کافی است روی نقشه کمی بالاتر بروی؛ حوالی ظفر و محلههای به اصطلاح «شیک و خوشنام».
همان پول، تو را از هفتاد - هشتاد متر نوساز میآورد پای واحدهای پنجاهوچند تا شصت متری، بیست سال ساخت، اغلب بدون آسانسور و بیپارکینگ؛ خانههایی که آدرسشان لاکچری است، اما کیفیت زندگیشان نه.
در جنوب شهر اما ورق برمیگردد؛ همان بودجه میتواند درِ واحدهای نوساز بالای صد متر را با آسانسور و گاهی پارکینگ به روی شما باز کند؛ محله معمولیتر، اما روزمرگی راحتتر.
معاملهای که جلوی خریدار پهن شده، ظاهراً ساده است اما در عمل بیرحم و استخوانسوز است.
خانه بزرگتر و راحتتر در محله معمولی، یا آپارتمان کوچک و پُرپله در محلهای که فقط روی نقشه «بهتر» به نظر میرسد.
طبق گزارشها در ساختمانهای بدون آسانسور، قیمت طبقات بالا تا بیست، سی درصد ارزانتر است؛ هر طبقه بالاتر، یک پله تخفیف اجباری.
برای خیلیها همین تخفیف یعنی یک اتاق بیشتر، چند متر اضافه، یا حتی عقب نماندن از رؤیای صاحبخانه شدن؛
پله را انتخاب میکنند، چون قسط و قرضی که از توانشان بیرون است، از هر چند ده پله بالا رفتن، نفسگیرتر و فلجکنندهتر است. .