«حسابهای بانکی خاموش»؛ روش های مردمی برای مقابله با شک اقتصادی
قانونِ قرار ندادن همهی تخممرغها در یک سبد، در جامعهی پرتورم ما هم خودش را جا داده، منتها نه به خاطر سهام داشتن در بورس بلکه برای زندگی عادی و روزمره!
اول ماه یا میانهی آن، هر زمانی که دریافت حقوق ماهانه صورت میگیرد وقت تقسیم است. نیمی به حساب خرج و مخارج روزانه، بخشی به کارتی که قسط از آن پرداخته میشود و چیزی اگر باقی ماند بین کارتهای بانکی دیگر پخش میشود! این کارِ اکثر افراد در تنگنای اقتصادی و فشارهای هر روزه است.
نگار صالحی در چند ثانیه نوشت: قانونِ قرار ندادن همهی تخممرغها در یک سبد، در جامعهی پرتورم ما هم خودش را جا داده، منتها نه به خاطر سهام داشتن در بورس بلکه برای زندگی عادی و روزمره! این پراکندگی خردمندانه، زادهی تورم افسارگسیخته و تصمیمات شبانه است.
بانک مرکزی میگوید هر بزرگسال ایرانی بهطور متوسط بیش از ۱۰ حساب دارد؛ یعنی ۶۵۰ میلیون حساب کل در کشور داریم که پنج برابر میانگین جهانیست.
وقتی بورس پر از نوسان و داستانهای تلخ ورشکستگیست. طلا حباب قیمتی دارد و هر روز ترک برمیدارد. سپرده بلندمدت هم دیگر سودی کاغذیست که با تورم روزبه روز اصلا به چشم نمیآید.
خانوادهای که در گذشته یک حساب مشترک ساده داشتند، حالا پانزده کارت پراکنده دارند: یکی حقوقِ ماهانه، یکی یارانه، یکی برای شرایط اضطراری تهران، یکی خرید آنلاین، حتی کارت هدیهی تولد بچه که ته آن ۵۰ هزار تومان جا مانده! هر کدام یک لنگر کوچک امن در دل طوفان هستند.
این خردِ جمعی، زیباترین درس اقتصاد از زبان مردم ماست. این حسابهای خاموش، نماد اقتصادیست که مردمش دریافتهاند ثروت نه در انباشت، که در پراکندگی است؛ فهمِ جمعیای که شوک بعدی را تاب میآورد، حتی اگر آرامش امروزش را قربانی کند.