هراس چین از بازار آزاد | چگونه اقتصادِ پکن، خود و دیگران را به زانو در میآورد؟ | مخاطرات واگذاری قدرت به بازارها برای شی
دو رهبر قدرتمند جهان، که هر دو برنامههای اقتصادی ملیگرایانه را دنبال میکنند، میتوانند در مسیر تضعیف اقتصادی کشورهای خود قرار گیرند.
مدل اقتصادی صادراتمحور چین، با پشتیبانی یارانههای دولتی، موجب اختلال در بازارهای جهانی شده و به صنایع در ایالات متحده، اروپا و آسیا آسیب وارد میکند. سیاستهای چین منجر به مازاد تجاری عظیم و از دست رفتن مشاغل گسترده در سراسر دنیا شده و در عین حال مصرف داخلی و رشد اقتصادی را در داخل این کشور محدود کرده است.
اگرچه برخی کشورها تعرفهها و مشوقهایی را برای محافظت از صنایع خود اعمال میکنند، چین همچنان در این زمینه بازیگر برتر است. هر چند، اصلاح اقتصاد چین در راستای تحریک تقاضای داخلی، ممکن است تنشها را در چین و سراسر جهان کاهش دهد، اما در واقع، با سیاستهای کنترلی کمونیستهای پکن در تضاد است.
غول تولیدی صادراتمحور دولتی و بیثباتسازی اقتصاد جهانی
به نوشته آتلانتیک، برخی از اقتصاددانان تصور میکنند که قدرت خرید طبقه متوسط رو به گسترش چین در نهایت موجب تقویت رشد جهانی میشود. اما در عوض، چین به عنصری بیثباتکننده در اقتصاد جهانی تبدیل شده است. شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، این کشور را به صورت یک غول تولیدی صادراتمحور با پشتوانه یارانه دولتی اداره میکند. این سیاست نه تنها به صنایع در سراسر جهان آسیب میزند، بلکه این ماجرا اقتصاد خود چین را مختل کرده و شرکای تجاری را از خود دور میکند.
بیشک، بدون کمکهای شی جین پینگ، امکان رقابت با تولیدکنندگان چینی بیشتر خواهد بود. او به هر حال کمکهای گستردهای ارائه میدهد - به شکل مستقیم، از طریق کمکهای مالی و تخفیفهای مالیاتی، و به شکل غیرمستقیم، از طریق سرکوب دستمزد کارگران کارخانهها و کاهش ارزش پول چین برای ارزان کردن مصنوعی صادرات این کشور. نتیجه این سیاست، یک مدل اقتصادی است که به نفع تولیدکنندگان، محدود کردن دست مصرفکنندگان و سرازیر کردن محصولات به بازارهای بینالمللی با صادرات بسیار ارزان - از جمله فولاد، پنلهای خورشیدی و وسایل نقلیه برقی - است.
مشخص است که شرکتهای خارجی به سادگی نمیتوانند با این شرایط رقابت کنند. سیاست چین به قیمت از دست رفتن ۱۰۰۰۰ شغل تولیدی در ماه در آلمان تمام میشود و میتواند صدها هزار شغل را برای کارگران پوشاک در اندونزی از بین ببرد. مازاد تجاری چین در سال گذشته به رکورد ۱.۲ تریلیون دلار رسید. چنین انباشتی در اقتصاد جهانی بیسابقه بوده است.
کلاهبرداری بزرگ؛ صنعتزدایی اجباری از اقتصادهای پیشرفته
رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، مرتباً شکایت میکرد که چین در حال «کلاهبرداری» از ایالات متحده است و تعرفههایی را بر کالاهای ارزان چینی اعمال کرد. اما به نظر میرسد، ترامپ اخیرا کمتر نگران تهدید خاصی است که چین برای آینده اقتصادی آمریکا و جهان ایجاد میکند.
ماه گذشته در پکن، ترامپ با چاپلوسی شی را «دوست» خود نامید و موافقت کرد که با چین برای ایجاد یک «هیئت تجاری» سودمند متقابل برای کمک به مدیریت روابط اقتصادی همکاری کند. اکنون، صنایعی که برای رشد، مشاغل و امنیت ملی آمریکا حیاتی هستند -از جمله بخشهای خودروسازی، رباتیک، ماشینآلات سنگین و نیمههادیها- در معرض خطر قرار دارند.
به گفته دیوید آتور، اقتصاددان موسسه فناوری ماساچوست، تبعات این ماجرا میتواند برای همه دنیا بسیار فاجعهبار باشد. سیاستهای شی «صنعتزدایی اجباری» اقتصادهای پیشرفته در سراسر جهان را تشدید میکند.
اما به نظر نمیرسد رهبران چین اهمیتی برای این داستان قائل باشند. پان گونگشنگ، رئیس بانک مرکزی چین، اخیراً نگرانیها در مورد حمایتهای بیمورد دولت که باعث رونق صادرات میشود را به عنوان یک «تصور غلط» رد کرد و البته که از دست رفتن مشاغل در اوهایو یا اشتوتگارت مشکل او نیست.
یارانه به خریداران سراسر جهان
با این حال، سیاستهای اقتصادی چین تماما به حال چین هم خوب نیست. در واقع اقتصاد این کشور هم دچار مشکلات جدی است. سرمایهگذاری خصوصی و هزینههای مصرفکننده همچنان ضعیف است، ارزش املاک رو به کاهش بوده و رقابت بر سر مشاغل نیز شدید است. برنامههای صنعتی شی، سرمایهگذاری بیش از حد در کارخانهها را تشویق میکند، که اغلب ضرر میدهند و برای ادامه حیات به کمکهای دولتی بیشتری نیاز دارند.
در واقع، بودجه مالیاتدهندگان که میتوانست صرف خدمات اجتماعی و برنامههای رفاهی شود، در عوض، صرف سرپا نگه داشتن خطوط مونتاژ میشود. در نتیجه، خانوادههای چینی اساساً به خریداران در سراسر جهان یارانه میدهند، در حالی که کیفیت زندگی خودشان آسیب میبیند. به گفته آتور: «سیاستهای چینی در کشوری دموکراتیک قابل اجرا نخواهد بود. این سیستم مستلزم تسلیم است و هیچ کس نمیپرسد چرا ما ثمره این همه سرمایهگذاری را مصرف نمیکنیم؟ چرا همه چیز را به جهان صادر میکنیم و با این حال فقیرتر میشویم، یا حداقل احساس فقیرتر شدن میکنیم؟
درهای استراتژی پکن به همان پاشنه میچرخد
روشن است که شی جین پینگ بیش از اینکه به نیازهای مردم چین توجه داشته باشه، به کسب مزیت در صنایع استراتژیک، مانند وسایل نقلیه الکتریکی و رباتهای انساننما علاقه دارد.
به گفته کریگ آلن، مشاور ارشد شرکت مشاورهای گروه کوهن که پیش از این به عنوان رئیس شورای تجاری ایالات متحده و چین خدمت میکرد، چین امیدوار است «در نوآوری و تولید در جهان پیشرو باشد. چینیها در اینجا استراتژیای دارند که در ۱۲ سال گذشته به طرز باشکوهی کار کرده و هیچ دلیلی نمیبینند که این استراتژی تغییر کند.»
زنجیره وابستگی تولید؛ چرا تجارت با پکن؟
شی جین پینگ در سخنرانی خود در سال ۲۰۲۰ خواستار وابستگی بیشتر کشورهای دیگر به چین شد تا نتوانند در مقابل پکن بایستند. او اعلام کرد: «ما باید وابستگی زنجیرههای تولید بینالمللی به چین را تشدید کنیم و یک اقدام متقابل و بازدارنده قدرتمند علیه خارجیهایی که به طور مصنوعی عرضه را قطع میکنند، ایجاد کنیم.»
سال گذشته پکن صادرات مواد معدنی کمیاب به ایالات متحده را به حالت تعلیق درآورد، تا ترامپ را تحت فشار قرار دهد که از افزایش تعرفهها بر کالاهای چینی عقبنشینی کند. در ماه آوریل، سیاستگذاران چین اقداماتی را معرفی کردند که به مقامات چینی قدرت بیشتری برای تحقیق و مجازات شرکتهای خارجی که زنجیرههای تأمین خود را به خارج از کشور منتقل میکنند، میدهد. با موفقیت جهانی خودروهای برقی و سایر محصولات چینی، برنامههای شی ممکن است غیرقابل توقف به نظر برسند.
اما این برنامهها بر این فرض استوارند که سایر کشورها به جذب صادرات چین ادامه خواهند داد. با این حال، برخی از دولتها شروع به حمایت از صنایع و کارگران خود کردهاند. در ماه مارس، اتحادیه اروپا قانونی را برای کاهش وابستگی خود به چین با تشویق تولید محصولات انرژی سبز در اروپا معرفی کرد.
به گفته ینس اسکلوند، رئیس اتاق بازرگانی اتحادیه اروپا در چین: «تجارت باعث ایجاد بهرهوری میشود، اما قرار است برای همه چیزی در آن وجود داشته باشد. اکنون در شرایطی هستیم که تجارت با چین به جای ایجاد ارزش، ارزش را از بین میبرد. سپس سوال بزرگ این میشود: چرا تجارت؟»
چینیها نمیتوانند ما را گروگان بگیرند!
بسیاری در واشنگتن با خطرات تجارت با پکن آشنا هستند و شروع به ترویج رویکردی تهاجمیتر کردهاند. رئیس جمهور سابق آمریکا، جو بایدن، در سال ۲۰۲۴ تعرفههای سنگینی را بر خودروهای برقی، تراشههای کامپیوتری و سایر محصولات چینی اعمال کرد و حمایت دولت از صنایع حیاتی مانند تولید نیمههادیها را برای دفاع از صنایع ایالات متحده و تقویت امنیت ملی افزایش داد. به گفته رو خانا، نماینده دموکرات کالیفرنیا، که از حمایت بیشتر از صنایع ضروری آمریکا دفاع میکند: «آنها نمیتوانند ما را گروگان بگیرند.»
رویکرد ترامپ در این زمینه گیجکنندهتر بوده است. دولت او برای کاهش وابستگی ایالات متحده به تامین مواد معدنی کمیاب چین تلاش کرده است، اما همچنان پکن را به خرید هواپیما و محصولات آمریکایی سوق داده است - که میتواند کسری تجاری را کاهش داده و برای برخی مشاغل درآمد ایجاد کند، اما وابستگی ایالات متحده به چین را افزایش میدهد. ترامپ در سفر اخیر خود به پکن، همچنین موافقت کرد که با شی برای کاهش تعرفههای کالاهای غیراستراتژیک همکاری کند، آن هم در حالی که دفتر نماینده تجاری ایالات متحده در حال تحقیق در مورد ظرفیت بیش از حد صنعتی چین است که میتواند منجر به تعرفههای بیشتر شود.
اقدام هماهنگ شرکا و مخاطره واگذاری قدرت به بازارها برای شی
هیچ کشوری ممکن است نتواند به طور کامل به وابستگی خود به چین، به عنوان بزرگترین تولیدکننده جهان که همه چیز از جمله قطعات خودرو و درخت کریسمس را تولید میکند، پایان دهد. این بدان معناست که پکن همچنان نفوذ سیاسی و اقتصادی عظیمی خواهد داشت. اما سیستم صنعتی متورم، زیانزا و بدهیزای پکن را میتوان از طریق اقدام هماهنگ شرکای تجاریاش تحت فشار قرار داد.
اگر سیاستگذاران در سراسر جهان موانع تجاری جدی علیه واردات چین ایجاد کنند، بسیاری از کارخانههای چین برای ادامه حیات به تزریق پرهزینهتر پول مالیاتدهندگان نیاز خواهند داشت. به گفته راگورام راجان، اقتصاددان دانشگاه شیکاگو و رئیس سابق بانک مرکزی هند: «وابستگی فزاینده چین به تقاضای صادرات برای رشد عادی باید آنها را نگران کند، به خصوص با توجه به اینکه روابط ژئوپلیتیکی در سراسر جهان رو به وخامت است. من فکر نمیکنم که این جایگاه خوبی برای چین باشد.»
شی میتواند با اصلاح اقتصاد برای تحریک تقاضای داخلی بیشتر، تنشها با شرکای تجاری و فشارها در داخل را کاهش دهد، به طوری که خانوارهای چینی بتوانند کالاهای چینی بیشتری بخرند. اما شی از این اصلاحات اجتناب کرده است، چرا که این اصلاحات با مجبور کردن او به واگذاری قدرت به بازارها، تسلط او بر کشور را به خطر میاندازد. به گفته دانیل روزن، از بنیانگذاران شرکت تحقیقاتی رادیوم گروپ، برای حل مشکلات اقتصادی ساختاری چین، حزب کمونیست چین «باید اهرمهای سیاسی و کنترل خود بر سیستم را رها کند». اما حزب کمونیست چین «نمیخواهد بپذیرد که در گرو بازار است.»
به این ترتیب، دو رهبر قدرتمند جهان، که هر دو برنامههای اقتصادی ملیگرایانه را دنبال میکنند، میتوانند در مسیر تضعیف اقتصادی کشورهای خود قرار گیرند. کارگران آمریکایی و خانوادههای چینی ممکن است به زودی هزینه آن را بپردازند. خطر این است که چین شرکای تجاری خود را به سمت حمایتگرایی سوق دهد که رفاه همه را کاهش میدهد.