«او زنی بود که باید فرمانهایش اجرا میشد»؛ قصه همسر سرسخت چرچیل
کلمنتاین چرچیل، همسر وینستون چرچیل، از کودکی پرآشوب و رسوایی خانوادگی به جایگاهی رسید که پشت صحنه، بهعنوان مشاور مورد اعتماد نخستوزیری که بریتانیا را در جنگ جهانی دوم هدایت کرد، هم سرنوشت سیاسی او و هم سرنوشت کشورش را تحت تأثیر قرار داد.
به گزارش چندثانیه آنلاین، این گزارش داستان زندگی «کلمنتاین چرچیل» را روایت میکند؛ زنی که ۵۶ سال در کنار وینستون چرچیل بود و در سکوت، یکی از مهمترین شراکتهای سیاسی قرن بیستم را ساخت.
کلمنتاین اوگیلوی هوزیر اول آوریل ۱۸۸۵ به دنیا آمد و کودکی آشفتهای را پشت سر گذاشت؛ پدرش، سر هنری مانتاگو هوزیر افسر ارتش و مادرش هنریتا بلانش، دختر یک کنت بود، اما هر دو در ازدواج وفادار نبودند و بهگفته مورخان، بهاحتمال زیاد هنری در واقع پدر بیولوژیک کلمنتاین و سه خواهر و برادرش نبود.

در سال ۱۸۹۱، والدین از هم جدا شدند، هنری از حمایت مالی خانواده سر باز زد و کلمنتاین، مادر و خواهر و برادرهایش بهدلیل اعتیاد مادر به قمار، مدام در حال جابهجایی برای فرار از طلبکارها بودند.
او در ۱۹۰۰، خواهرش «کیتی» را هم در ۱۶ سالگی بر اثر حصبه از دست داد؛ ضربهای که بر تلخی سالهای جوانیاش افزود.

با وجود این سختیها، افق روشن به نظر میرسید؛ کلمنتاین در ۱۷ سالگی در سوربن پاریس درس خواند و مدتی هم با «سر سیدنی پیل» نوه نخستوزیر سابق نامزد بود.
در ۱۹۰۴، سرنوشت او را سر راه سیاستمداری جوان به نام وینستون چرچیل قرار داد.
اولین دیدارشان چندان امیدبخش نبود؛ کلمنتاین ۱۹ساله چندان تحتتأثیر نماینده ۲۹ساله پارلمان قرار نگرفت، مردی که فقط به او خیره شد، تقریباً چیزی نگفت و حتی او را به رقص دعوت نکرد.

اما چهار سال بعد، هر دو با بیمیلی در مهمانی دیگری حاضر شدند، کنار هم نشستند، تمام شب را به بحث درباره فلسفه و تاریخ گذراندند و وینستون چند ماه بعد خواستگاری کرد؛ کلمنتاین پاسخ مثبت داد.
طبق گزارش مجله Tatler، روزنامهها از «چهره شهبانوی» کلمنتاین نوشتند و ازدواجش با ستاره در حال طلوع سیاست را «عروسی سال» نامیدند، هرچند برخی در جامعه بریتانیا این وصلت را عجیب میدانستند؛ او با گذشتهای پر از رسوایی خانوادگی و حتی دوختن لباسهای خودش، در کنار قهرمان جنگی و سیاستمدار بلندپرواز.

۱۲ سپتامبر ۱۹۰۸، در لندن ازدواج کردند و تا زمان مرگ وینستون در ۱۹۶۵ کنار هم ماندند؛ ازدواجی ۵۶ساله که بدون کلمنتاین، مسیر سیاسی چرچیل به شکل دیگری رقم میخورد.
در ۱۴ سال نخست زندگی مشترک، آنها صاحب پنج فرزند شدند که یکی از آنها، «مریگولد»، در دو سالگی درگذشت.
کلمنتاین علاوه بر نقش مادری، همواره در کنار همسرش در رویدادهای رسمی حاضر میشد و زندگی یک «همسر سیاستمدار» تماموقت را تجربه میکرد.
در ۱۹۰۹، هنگام یک سخنرانی، یک فعال رادیکال حق رأی زنان، وینستون را جلوی قطار در حال حرکت هل داد؛ کلمنتاین به سرعت یقه پالتوی او را گرفت و از روی ریل کشید و جانش را نجات داد.
در جنگ جهانی اول، او همسرش را تشویق کرد برای بازسازی اعتبار سیاسیاش بعد از شکست فاجعهآمیز گالیپولی، در خط مقدم خدمت کند.
خودش نیز با کار داوطلبانه در پشت جبهه به تلاش جنگی کمک کرد و در سال ۱۹۱۸ نشان «فرمانده امپراتوری بریتانیا» (CBE) گرفت.

زندگی مشترکشان دور از آرامش ظاهری بود؛ مشاجرههای آنها شهرت داشت، تا جایی که گفته میشود یکبار کلمنتاین ظرف اسفناج را به سمت وینستون پرتاب کرد.
با این حال، چرچیل او را «کسی که باید فرمانهایش اجرا شود» لقب داد و در عین شوخطبعی، عمق اتکایش به او را نشان داد.
کلمنتاین با شوهرش بر سر مسائل مهمی چون حقوق زنان و استراتژی دیپلماتیک درگیر بحث میشد و او را تحت فشار میگذاشت تا به زندگی روزمره مردم عادی بیشتر توجه کند.
دخترشان مری بعدها گفت: «شاید تاریخ جور دیگری میشد اگر پدرم یک «بلهقربانگو» میگرفت، اما مادرم توان و اراده ایستادن و بحث با او را داشت… همیشه فکر کردهام پدرم همسری برابر از نظر روحیه و خصلت برای خود انتخاب کرد. »
در دورههای افسردگی مشهوری که چرچیل آن را «سگ سیاه» مینامید، این کلمنتاین بود که کنار او ایستاد، او را از فرو رفتن بیشتر نجات داد و به بازگشت به میدان سیاست تشویقش کرد.
در تاریکترین روزهای جنگ جهانی دوم، او همراه و مشاور نزدیکش بود و به گفته برخی منابع، حتی در شکلگیری بعضی از معروفترین سخنرانیهای او نقش داشت.
در دوران «بلیتز»، زمانی که لندن زیر بمباران مداوم بود، کلمنتاین تا جایی که میتوانست در کمک به شهروندان بریتانیایی فعال بود و در کنار مردم آسیبدیده حاضر میشد.
چرچیل به فرانکلین روزولت گفته بود: «من همه چیز را برای کلِمی تعریف میکنم»؛ جملهای که نشان میدهد تا چه حد او را در جریان تصمیمهای بزرگ و کوچک قرار میداد.
کلمنتاین چرچیل تا زمان مرگ وینستون در سال ۱۹۶۵، ۵۶ سال در کنار او بود و پس از آن هم بیش از یک دهه دیگر زندگی کرد تا سرانجام در ۱۲ دسامبر ۱۹۷۷، در ۹۲ سالگی درگذشت.
هرچند نام همسرش بهعنوان یکی از مشهورترین چهرههای قرن بیستم در کتابهای تاریخ جا خوش کرده، اما کلمنتاین نهتنها مشاور مورد اعتماد او در سیاست و زندگی شخصی بود، بلکه خود نیز مدافع جدی کمکهای انساندوستانه و حقوق زنان محسوب میشد.
چرچیل روزی درباره ازدواجشان گفته بود: «ازدواج من خوشیمنترین و سرورآورترین رویداد زندگیام بود؛ چه چیزی باشکوهتر از آنکه همراهی داشته باشی که از اندیشه پست تهی است.»