هجوم برای چند تکه لباس؛ روایت یک جامعه مضطرب

کرکره هنوز کامل بالا نرفته که جمعیت هجوم می‌آورد، اشتباه نکنید، صف خرید آیفون 18 یا قرعه کشی صد واحد آپارتمان نیست! فقط کافیست کمی لباس و کیف و کفش لازم داشته باشید!

هجوم برای چند تکه لباس؛ روایت یک جامعه مضطرب

به گزارش گروه اجتماعی چندثانیه آنلاین: ویدئویی از هجوم مردم به حراجی یک فروشگاه این روزها در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌شود که چند ثانیه بیشتر نیست، اما به اندازه چندسال حرف دارد!

شاید اگر شما هم آن را ببینید چندبار از ابتدا مرورش کنید. مردمی که حتی نگاه نمی‌کنند لباس یا کفش به سایز پا و اندامشان می‌خورد یا نه، فقط باید در این مسابقه اول شوند و آنها را بردارند!

با شرکت نکردن در این رویداد واقعاً چه چیزی از دست می‌رود؟ چند دست لباس؟ چند جفت کفش؟ یا چیزهای عمیق‌تر؟

قضاوت‌ها را کنار بگذارید. «فرهنگ نداریم» یا مردم مقصرند» تعریف کاملی از این اتفاق نیست.

اگر فقط «بی‌فرهنگی» باشد، چرا همین آدم‌ها در بسیاری از موقعیت‌های دیگر، منظم رفتار می‌کنند؟ چرا همان فردی که امروز برای ورود به یک حراجی هجوم می‌برد، فردا در محل کارش یا در خانه، آدمی کاملاً متفاوت است؟

و اگر فقط «مشکل اقتصادی» باشد، چرا در بعضی جوامع فقیرتر، چنین صحنه‌هایی کمتر دیده می‌شود؟

واقعیت این است که چند عامل، هم‌زمان روی هم سوار شده‌اند.

اگر خرید یک لباس معمولی برای خیلی از خانواده‌ها دیگر یک کار عادی نباشد، آیا تخفیف فقط یک تخفیف است؟ یا آخرین فرصت برای خرید چیزی که شاید ماه بعد دیگر از توانشان خارج باشد؟

اگر هر روز قدرت خرید کمتر شود، اگر آدم‌ها مدام نگران گران‌تر شدن باشند، آیا ذهن کم‌کم به این نتیجه نمی‌رسد که «الان بخر، شاید فردا نتوانی»؟

از آن طرف، آیا فقط مردم مقصرند؟ فروشگاهی که با عبارت‌هایی مثل «فقط امروز»، «تعداد محدود» و «آخرین فرصت» شرایط را اضطراری نشان می‌دهد چه سهمی در این هیجان دارد؟ اگر از قبل می‌دانی هزاران نفر قرار است هم‌زمان وارد فروشگاه شوند، چرا برای مدیریت جمعیت برنامه‌ای وجود ندارد؟

البته فشار اقتصادی در سطح بالا و غیرقابل تحمل هم، هل دادن یا به خطر انداختن دیگران را توجیه نمی‌کند. مسئولیت فردی همیشه سر جای خودش است. اما آیا با متهم کردن مردم، مسئله حل می‌شود؟ یا فقط راحت‌ترین پاسخ را انتخاب کرده‌ایم؟

پشت این چند ثانیه ویدئو که ممکن است آن را سرسری نگاه کنیم و بعد فنجان چای و قهوه‌مان را بنوشیم جامعه‌ای دیده می‌شود که اضطراب در آن زیاد شده، احساس امنیت اقتصادی کمتر شده، بازاریابی بر هیجان سوار شده و مدیریت، چند قدم عقب‌تر حرکت می‌کند.

دوباره به اول برگردیم، با دیدن این سبک صحنه‌ها چرا دیگر تعجب نمی‌کنیم؟ اگر تعجب نمی‌کنیم آیا باری روی دوشمان هم احساس نمی‌شود؟

بالا رفتن کرکره این فروشگاه فقط سوت شروع این مسابقه را نزد، بلکه تعریف روشنی از جامعه ما را به تصویر کشید، جامعه‌ای که برای به دست آوردن یک فرصت کوچک، احساس می‌کند اگر ندود، جا می‌ماند.

ارسال نظر

خبر‌فوری: هجوم برای چند تکه لباس؛ روایت یک جامعه مضطرب