از پرده سینما تا صفحه موبایل؛ انقلاب در دنیای شهرت

شبکه‌های اجتماعی باعث شده‌اند چرخه عمر شهرت کوتاه‌تر شود. یک سلبریتی سنتی ممکن بود سال‌ها برای ساختن جایگاه خود تلاش کند و حتی چند دهه در حافظه عمومی باقی بماند. اما در فضای دیجیتال، یک نفر می‌تواند در چند هفته به اوج توجه برسد و چند ماه بعد تقریباً از مرکز توجه خارج شود.

از پرده سینما تا صفحه موبایل؛ انقلاب در دنیای شهرت

زهرا شفیعی در چندثانیه آنلاین نوشت: تا همین چند سال پیش، اگر از مردم می‌پرسیدیم چه کسی را سلبریتی می‌دانند، پاسخ‌ها معمولاً به بازیگران، خوانندگان، ورزشکاران و مجریان تلویزیونی محدود می‌شد؛ چهره‌هایی که برای مشهور شدن باید از فیلتر سینما، تلویزیون، رادیو، مطبوعات یا صنعت موسیقی عبور می‌کردند. اما امروز کافی است یک تلفن همراه، اینترنت و محتوایی داشته باشید که مردم حاضر باشند آن را تماشا کنند. ممکن است فردی که تا دیروز برای هیچ‌کس شناخته‌شده نبود، در مدت کوتاهی به چهره‌ای تبدیل شود که میلیون‌ها نفر او را دنبال می‌کنند. همین تغییر، یک سؤال جدی را مطرح کرده است: آیا دوران سلبریتی‌های سنتی به پایان رسیده و اینفلوئنسرها جای آنها را گرفته‌اند؟

واقعیت این است که ما با «پایان سلبریتی‌ها» مواجه نیستیم؛ بلکه با تغییر قواعد مشهور شدن روبه‌رو هستیم. در مدل سنتی، شهرت تا حد زیادی در اختیار رسانه‌ها بود. شبکه‌های تلویزیونی، تهیه‌کنندگان، کارگردانان، شرکت‌های موسیقی و رسانه‌های بزرگ تصمیم می‌گرفتند چه کسی بیشتر دیده شود. یک بازیگر برای تبدیل شدن به ستاره به فیلم موفق نیاز داشت، یک خواننده به آلبوم و کنسرت و یک مجری به برنامه‌ای پربیننده. مسیر رسیدن به شهرت طولانی، پرهزینه و وابسته به ساختارهای حرفه‌ای بود.

اما شبکه‌های اجتماعی این انحصار را شکستند. حالا فرد می‌تواند بدون داشتن شبکه تلویزیونی، تهیه‌کننده یا حتی سابقه حرفه‌ای مشخص، مستقیماً با مخاطب ارتباط برقرار کند. یک ویدئوی کوتاه، یک اتفاق روزمره، یک سبک خاص پوشش، طنز، آموزش، آشپزی، سفر یا حتی روایت زندگی شخصی می‌تواند آغاز یک مسیر تازه باشد. اگر محتوا بارها دیده و بازنشر شود، الگوریتم‌ها آن را به افراد بیشتری نشان می‌دهند و شهرت می‌تواند با سرعتی شکل بگیرد که در رسانه‌های سنتی تقریباً غیرقابل تصور بود.

تفاوت مهم دیگر، نوع رابطه میان چهره و مخاطب است. سلبریتی سنتی معمولاً تصویری از خودش در فیلم، برنامه تلویزیونی یا کنسرت ارائه می‌کرد. مخاطب او را روی صفحه می‌دید، اما فاصله همچنان وجود داشت. در مقابل، اینفلوئنسر معمولاً تلاش می‌کند این فاصله را کمتر کند. از خانه، محل کار، سفر، خرید، ورزش، غذا و حتی مشکلات شخصی‌اش محتوا منتشر می‌کند. مخاطب احساس می‌کند نه با یک ستاره دور از دسترس، بلکه با فردی مواجه است که زندگی روزمره‌ای شبیه خودش دارد.

همین احساس نزدیکی به یکی از قدرتمندترین ابزارهای اقتصاد اینفلوئنسری تبدیل شده است. مخاطب ممکن است یک تبلیغ تلویزیونی را صرفاً یک تبلیغ بداند، اما وقتی همان محصول توسط چهره‌ای معرفی می‌شود که ماه‌ها یا سال‌ها او را دنبال کرده، ممکن است تبلیغ را در قالب یک توصیه شخصی دریافت کند. به همین دلیل، اینفلوئنسرها به تدریج از یک پدیده سرگرم‌کننده به بخشی از بازار تبلیغات و تجارت دیجیتال تبدیل شده‌اند.

البته اینجا یک تفاوت مهم وجود دارد؛ هر فرد مشهوری الزاماً اینفلوئنسر نیست و هر اینفلوئنسری نیز لزوماً سلبریتی به معنای سنتی محسوب نمی‌شود. سلبریتی بودن بیشتر به میزان شناخته‌شدن عمومی ارتباط دارد، در حالی که اینفلوئنسر بودن به توانایی تأثیرگذاری بر رفتار و تصمیم مخاطبان گره خورده است. ممکن است فردی چند میلیون دنبال‌کننده داشته باشد، اما نفوذ واقعی محدودی داشته باشد؛ در مقابل، یک چهره کوچک‌تر با جامعه مخاطب تخصصی و فعال می‌تواند تأثیر اقتصادی بسیار بیشتری ایجاد کند.

این تغییر حتی مفهوم «شهرت» را هم دگرگون کرده است. در گذشته، مشهور بودن به معنای این بود که افراد زیادی شما را می‌شناسند. امروز اما معیارهای بیشتری وارد میدان شده‌اند: تعداد دنبال‌کنندگان، میزان بازدید، نرخ تعامل، تعداد بازنشرها، مدت زمان تماشای محتوا و حتی میزان تأثیرگذاری یک چهره بر تصمیم خرید مخاطبان. در نتیجه، شهرت دیگر فقط یک عنوان اجتماعی نیست؛ به یک دارایی اقتصادی و رسانه‌ای تبدیل شده است.

از طرف دیگر، شبکه‌های اجتماعی باعث شده‌اند چرخه عمر شهرت کوتاه‌تر شود. یک سلبریتی سنتی ممکن بود سال‌ها برای ساختن جایگاه خود تلاش کند و حتی چند دهه در حافظه عمومی باقی بماند. اما در فضای دیجیتال، یک نفر می‌تواند در چند هفته به اوج توجه برسد و چند ماه بعد تقریباً از مرکز توجه خارج شود. همان الگوریتمی که یک چهره را بالا می‌برد، می‌تواند با تغییر رفتار کاربران یا ظهور یک ترند جدید، توجه عمومی را به سمت دیگری منتقل کند.

این موضوع باعث شده رقابت میان اینفلوئنسرها بسیار شدید شود. برای باقی ماندن در میدان، صرفاً مشهور بودن کافی نیست. چهره‌های دیجیتال باید دائماً محتوای جدید تولید کنند، با ترندها همراه شوند و دلیل تازه‌ای برای بازگشت مخاطب ایجاد کنند.

در چنین فضایی، حتی زندگی شخصی نیز گاهی به بخشی از محتوای رسانه‌ای تبدیل می‌شود؛ اتفاقی که مرز میان «زندگی واقعی» و «محتوای تولیدشده» را کمرنگ‌تر کرده است.

در مقابل، سلبریتی‌های سنتی هم بیکار ننشسته‌اند. بسیاری از بازیگران، خوانندگان و ورزشکاران به شبکه‌های اجتماعی مهاجرت کرده‌اند و تلاش می‌کنند رابطه مستقیم‌تری با مخاطبان خود ایجاد کنند. به این ترتیب، مرز میان دو گروه نیز در حال از بین رفتن است. یک بازیگر معروف می‌تواند همزمان یک ستاره سینما، تولیدکننده محتوا و اینفلوئنسر باشد. یک خواننده نیز می‌تواند علاوه بر موسیقی، از شبکه‌های اجتماعی برای تبلیغات، ارتباط با هواداران و ساختن برند شخصی استفاده کند.

در واقع، برنده اصلی این رقابت شاید نه سلبریتی باشد و نه اینفلوئنسر؛ بلکه پلتفرم‌ها و مخاطبان هستند. پلتفرم‌های اجتماعی توانسته‌اند توجه مردم را به یک منبع ارزشمند تبدیل کنند. هرچه زمان بیشتری از سوی کاربران صرف تماشای محتوا شود، ارزش اقتصادی بیشتری ایجاد می‌شود و چهره‌ای که بتواند این توجه را جذب و حفظ کند، قدرت بیشتری به دست می‌آورد.

از همین‌جا مسئله دیگری هم مطرح می‌شود: آیا تعداد دنبال‌کنندگان واقعاً نشان‌دهنده محبوبیت است؟ پاسخ همیشه مثبت نیست. خرید دنبال‌کننده، حساب‌های غیرفعال، بازدیدهای غیرواقعی و محتوای ویروسی کوتاه‌مدت می‌توانند تصویری متفاوت از نفوذ واقعی یک فرد ایجاد کنند. به همین دلیل، صنعت تبلیغات به تدریج به سمت معیارهای دقیق‌تر حرکت کرده است؛ اینکه چه تعداد از مخاطبان واقعاً محتوا را می‌بینند، واکنش نشان می‌دهند و در نهایت تحت تأثیر آن قرار می‌گیرند.

از سوی دیگر، اینفلوئنسرها با یک چالش جدی نیز روبه‌رو هستند: اعتماد مخاطب. هرچه تبلیغات بیشتر شود، مخاطب حساس‌تر می‌شود. وقتی دنبال‌کننده احساس کند هر محتوایی صرفاً برای دریافت پول منتشر شده، اعتماد می‌تواند به سرعت از بین برود. بنابراین سرمایه اصلی یک اینفلوئنسر فقط تعداد فالوورها نیست؛ اعتبار و اعتمادی است که در طول زمان ساخته شده است.

در چنین شرایطی، احتمالاً آینده متعلق به کسانی است که بتوانند ترکیبی از هر دو مدل را ایجاد کنند؛ یعنی اعتبار و تخصص سلبریتی‌های سنتی را با ارتباط مستقیم و مداوم اینفلوئنسرهای دیجیتال ترکیب کنند. چهره‌ای که هم اثر حرفه‌ای قابل‌توجهی داشته باشد و هم بتواند در فضای اجتماعی با مخاطب ارتباط برقرار کند، مزیت بیشتری نسبت به کسی خواهد داشت که تنها بر شهرت یا تعداد دنبال‌کننده متکی است.

بنابراین پاسخ به این سؤال که «آیا دوران سلبریتی‌های سنتی تمام شده است؟» خیر است؛ اما دوران انحصاری آنها به پایان رسیده است. دیگر سینما، تلویزیون و موسیقی تنها کارخانه‌های تولید شهرت نیستند. امروز یک اتاق، یک تلفن همراه و ایده‌ای که بتواند توجه مردم را جلب کند نیز می‌تواند سکوی پرتاب یک چهره جدید باشد.

شاید مهم‌ترین تغییر همین باشد: در گذشته رسانه‌ها ستاره می‌ساختند، اما امروز مخاطبان هم در ساختن ستاره‌ها نقش مستقیم دارند. یک ویدئو می‌تواند فردی ناشناس را مشهور کند، یک ترند می‌تواند مسیر شغلی او را تغییر دهد و یک واکنش گسترده در شبکه‌های اجتماعی می‌تواند ارزش اقتصادی یک چهره را در مدت کوتاهی بالا یا پایین ببرد.

به همین دلیل، ما شاهد مرگ سلبریتی‌ها نیستیم؛ شاهد تولد نسل جدیدی از شهرت هستیم. نسلی که در آن مرز میان هنرمند، تولیدکننده محتوا، تبلیغ‌کننده، کارآفرین و چهره عمومی روزبه‌روز باریک‌تر می‌شود؛ نسلی که در آن شاید مهم‌تر از اینکه «چه کسی هستید»، این باشد که چند نفر حاضرند هر روز برای دیدن شما وقت بگذارند.

 

ارسال نظر

خبر‌فوری: بازدید مدیرعامل بانک صادرات ایران از نمایشگاه الکامپ | رونمایی از محصولات نوآورانه توسط افشین خانی