زندگی پرسرعت؛ ذهن‌هایی که فرصت خاموش شدن ندارند

شاید عجیب باشد، اما در دوره‌ای که همه درباره افزایش بهره‌وری حرف می‌زنند، یکی از مهم‌ترین مهارت‌ها می‌تواند کمتر تلاش‌کردن برای بهره‌وری در بعضی ساعت‌های روز باشد. نه برای اینکه تنبل شویم، بلکه برای اینکه تمام زندگی به پروژه‌ای برای بهترشدن تبدیل نشود.

زندگی پرسرعت؛ ذهن‌هایی که فرصت خاموش شدن ندارند

به گزارش گروه هنر و زندگی چندثانیه آنلاین: اگر همین امروز یک روز کامل هیچ کاری نداشته باشید، واقعاً چه می‌کنید؟ احتمالاً گوشی را برمی‌دارید، چند ساعت در شبکه‌های اجتماعی می‌چرخید، سریالی روشن می‌کنید، پیام‌ها را جواب می‌دهید، اخبار را دنبال می‌کنید و شاید در فاصله میان همه این‌ها به کارهای عقب‌افتاده هم فکر کنید. روز تمام می‌شود، اما یک سؤال باقی می‌ماند: اگر تمام روز آزاد بودیم، چرا هنوز خسته‌ایم؟

بخش مهمی از ماجرا به این برمی‌گردد که «استراحت» را با «کار نکردن» یکی گرفته‌ایم. ممکن است ساعت‌ها روی مبل باشیم و هیچ فعالیت فیزیکی نداشته باشیم، اما ذهن همچنان درگیر باشد؛ از اعلان‌های گوشی گرفته تا اخبار، پیام‌ها، مقایسه خودمان با دیگران و فکرکردن به کارهای فردا. بدن متوقف شده، اما ذهن هنوز در حال دویدن است. به همین دلیل، گاهی چیزی که اسمش را استراحت گذاشته‌ایم، فقط یک شکل کم‌تحرک از خستگی است.

گوشی این وضعیت را شدیدتر کرده است. زمانی که از محل کار بیرون می‌آمدیم، دست‌کم یک فاصله فیزیکی میان ما و کار وجود داشت؛ اما حالا دفتر کار می‌تواند در جیبمان باشد. یک پیام کاری، یک ایمیل یا حتی فکر اینکه «بگذار فقط یک لحظه چک کنم» کافی است تا ذهن دوباره به حالت پاسخ‌گویی برگردد. حتی تفریح هم گاهی به مصرف بی‌پایان محتوا تبدیل شده است؛ ویدئو پشت ویدئو، خبر پشت خبر و تصویر پشت تصویر، بدون اینکه فرصت واقعی برای سکوت و بازیابی ایجاد شود.

از طرف دیگر، جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری «مشغول بودن» را با «مفید بودن» گره زده است. آدمی که همیشه برنامه دارد، همیشه در حال یادگیری است، همیشه ورزش می‌کند، همیشه کار می‌کند و حتی در تعطیلات هم پروژه‌ای برای انجام‌دادن دارد، موفق‌تر به نظر می‌رسد. در چنین فضایی، نشستن و هیچ کاری نکردن می‌تواند عجیب یا حتی عذاب‌آور باشد. انگار باید برای هر ساعت از زندگی یک خروجی قابل اندازه‌گیری داشته باشیم.

این نگاه حتی به استراحت هم سرایت کرده است. خواب باید بهره‌وری فردا را بالا ببرد، ورزش باید بدن را آماده‌تر کند، سفر باید تجربه‌ای ارزشمند بسازد و تفریح باید حالمان را «خوب» کند. یعنی حتی زمانی که قرار است کاری نکنیم، باز هم دنبال نتیجه هستیم. شاید به همین دلیل است که بعضی‌ها بعد از یک تعطیلات طولانی، به‌جای انرژی بیشتر، احساس می‌کنند فقط از یک برنامه شلوغ وارد برنامه شلوغ دیگری شده‌اند.

اما استراحت واقعی همیشه هیجان‌انگیز نیست. گاهی اتفاقاً بسیار ساده و خسته‌کننده به نظر می‌رسد. یک پیاده‌روی بدون مقصد مشخص، نشستن کنار پنجره، نوشیدن چای بدون گوشی، گوش‌دادن به موسیقی، خواب کافی، گفت‌وگوی آرام با یک دوست یا حتی چند دقیقه خیره‌شدن به فضای بیرون، ممکن است هیچ «دستاوردی» نداشته باشد. ارزشش دقیقاً در همین است؛ قرار نیست چیزی تولید کند.

تفاوت مهمی میان سرگرمی و استراحت وجود دارد. سرگرمی می‌تواند حال ما را بهتر کند، اما لزوماً ذهن را از فشار خارج نمی‌کند. ممکن است بعد از چند ساعت بازی یا تماشای ویدئو احساس کنیم زمان خوبی گذرانده‌ایم، اما مغز همچنان درگیر دریافت محرک‌های تازه بوده است. استراحت، در معنای عمیق‌تر، به فرصتی نیاز دارد که در آن لازم نباشد مدام چیزی ببینیم، بخوانیم، پاسخ بدهیم یا تصمیم بگیریم.

از یک زاویه دیگر، شاید مشکل ما فقط ناتوانی در استراحت نباشد؛ شاید از سکوت فرار می‌کنیم. وقتی گوشی کنار گذاشته می‌شود و محرک‌ها کمتر می‌شوند، افکار خودمان بلندتر شنیده می‌شوند. نگرانی‌های کاری، مشکلات مالی، رابطه‌ها، تصمیم‌های عقب‌افتاده و چیزهایی که در طول روز فرصت فکرکردن به آن‌ها را نداشته‌ایم، ناگهان سراغمان می‌آیند. برای همین بعضی وقت‌ها مشغول‌بودن فقط یک عادت نیست؛ راهی برای فرار از فکرکردن است.

این مسئله در زندگی کاری هم خودش را نشان می‌دهد. بسیاری از افراد حتی بعد از پایان ساعت کاری، از نظر ذهنی هنوز پشت میز هستند. لپ‌تاپ بسته شده، اما ذهن مشغول جلسه فرداست. تلفن کنار گذاشته شده، اما فکر یک پیام بی‌جواب باقی مانده است. بدن در خانه است، اما بخشی از ذهن هنوز در محل کار مانده. این همان جایی است که «ساعت کاری» تمام می‌شود، اما «کار» تمام نمی‌شود.

در چنین شرایطی، شاید لازم باشد تعریفمان از استراحت را تغییر دهیم. استراحت قرار نیست پاداشی باشد که بعد از تمام‌شدن تمام کارها به خودمان می‌دهیم؛ چون کارها هیچ‌وقت کاملاً تمام نمی‌شوند. همیشه ایمیلی هست که باید پاسخ داده شود، خانه‌ای که باید مرتب شود، هدفی که هنوز به آن نرسیده‌ایم و کاری که می‌توانست بهتر انجام شود.

استراحت بیشتر شبیه بخشی از نگهداری زندگی است؛ همان‌طور که وسیله‌ای که دائماً کار می‌کند بدون توقف فرسوده می‌شود، انسان هم نمی‌تواند برای مدت نامحدود در حالت فعالیت باقی بماند. مسئله فقط تعداد ساعت‌های خواب نیست؛ کیفیت زمانی که از فشار، تصمیم‌گیری و پاسخ‌گویی فاصله می‌گیریم هم اهمیت دارد.

شاید عجیب باشد، اما در دوره‌ای که همه درباره افزایش بهره‌وری حرف می‌زنند، یکی از مهم‌ترین مهارت‌ها می‌تواند کمتر تلاش‌کردن برای بهره‌وری در بعضی ساعت‌های روز باشد. نه برای اینکه تنبل شویم، بلکه برای اینکه تمام زندگی به پروژه‌ای برای بهترشدن تبدیل نشود.

قرار نیست هر دقیقه‌ای که در آن کار نمی‌کنیم، با یک فعالیت تازه پر شود. قرار نیست هر لحظه سکوت را با صفحه گوشی بشکنیم و قرار نیست برای استراحت هم هدف و جدول و نتیجه تعیین کنیم.

شاید ما بیشتر از آنکه به وقت آزاد نیاز داشته باشیم، به توانایی استفاده‌کردن از وقت آزاد نیاز داریم؛ به اینکه دوباره یاد بگیریم گاهی هیچ کاری نکنیم، بدون اینکه احساس کنیم از زندگی عقب افتاده‌ایم.

 

ارسال نظر

خبر‌فوری: بازدید مدیرعامل بانک صادرات ایران از نمایشگاه الکامپ | رونمایی از محصولات نوآورانه توسط افشین خانی