سن در شناسنامه، سن در ذهن؛ ما واقعاً چند سالهایم؟
اگر از شما بپرسند چند سالهاید به شناسنامهتان اعتماد میکنید یا به زانوهایتان؟!
نیلوفر موسوی در چندثانیه آنلاین نوشت: شناسنامه عددی را نشان میدهد که به درد ادارهها و فرمهای استخدام میخورد! اما تجربه زندگی اینطور نیست.
ممکن است موقع بالا رفتن از چند پله، بدنت پنجاهسالگی را به ذهنت بیاورد. اما همان شب، وقتی با یک فکر تازه و یک رؤیای پرشور خوابت نمیبرد، ناگهان بخش دیگری از وجودت خودش را نوزدهساله معرفی میکند.
انگار هر کدام از ما، در یک بدن، میزبان چند سن متفاوتیم؛ سنهایی که همزمان زندگی میکنند، با هم گفتوگو میکنند و گاهی با هم درگیر میشوند.
یک سن، همان سنی است که مردم میبینند؛ در چروک دور چشم، در موهای سفید و در سابقه کاری. یک سن دیگر، سنی است که جامعه از ما میخواهد؛ سنِ بهموقع ازدواج کردن، بهموقع پدر یا مادر شدن و بهموقع دست کشیدن از بعضی آرزوها.
اما کنار این دو، یک سن دیگر هم هست؛ سنی که کمتر دیده میشود و شاید از همه واقعیتر باشد. سنی که خودمان در خلوت زندگی میکنیم. سنِ رؤیاهایی که هنوز ته دلمان زندهاند، سنِ ترسهایی که از گذشته با ما آمدهاند و هنوز حل نشدهاند، سنِ اشتیاقی که گاهی ناگهان از زیر خاکستر روزمرگی سر بلند میکند و یادمان میاندازد هنوز چیزی در ما تمام نشده است.
این سنها با هم سازگار نیستند. شناسنامهات ممکن است بگوید چهلسالهای، اما درونت تازه برای شروع یک رشته جدید، برای مهاجرت، برای تغییر شغل یا حتی برای عاشق شدن، خودش را در آغاز راه ببیند.
آدمها اغلب ما را با عدد رسمی قضاوت میکنند. خودمان هم گاهی با جملاتی مثل: برای من دیر شده، از سنم گذشته به جان خودمان میافتیم!
این «دیر شده» شاید یکی از غمگینترین جملههایی باشد که انسان مدام به خودش میگوید. انگار فراموش کردهایم عمر، جدول ضرب نیست که آدم حتماً از یک خانه مشخص باید به خانه بعد برود.
زندگی برای خیلیها دیر شروع میشود، دیر جهت پیدا میکند؛ و این «دیر»، لزوماً به معنای باختن نیست.
ممکن است بدن کسی خستهتر از سن شناسنامهاش باشد، اما میل او به ساختن و تجربه کردن از خیلی جوانترها زندهتر باشد. همانطور که ممکن است کسی در بیستوچندسالگی، چنان فرسوده و خاموش زندگی کند که انگار سالها پیش از درون پیر شده است.
بهتر است یاد بگیریم شناسنامه را برای کارهای اداری جدی بگیریم و برای انتخاب مسیر، برای رؤیا دیدن، برای آغاز کردن، اسیر آن عدد نباشیم.