زخم جامعه با نمایش همدلی خوب نمیشود
«ذهنیت موجود در جامعه ما زخم برداشته است.» این سخن رئیس جمهور، نه یک تشخیص پزشکی، که فریاد جامعهای است که زیر بار سالها ناکامی، وعدههای شکسته و فاصله میان کلام و عمل زانو زده.
نیلوفر موسوی در چندثانیه نوشت:
«ذهنیت موجود در جامعه ما زخم برداشته است.» این سخن رئیس جمهور، نه یک تشخیص پزشکی، که فریاد جامعهای است که زیر بار سالها ناکامی، وعدههای شکسته و فاصله میان کلام و عمل زانو زده.
قلب مردمی که روزگاری با امید به فردا بیدار میشدند، حالا در سکوت شبهای بیاعتمادی، ژستهای همدلی را از صداقت واقعی جدا میکند. ایران امروز از فقر اطلاعات رنج نمیبرد، تشنهی حقیقتیست که چون باران، زخمهای عمیقش را بشوید.
پزشکیان راست میگوید؛ زخم ذهنیت جمعی آنقدر ژرف است که لبخندهای تلویزیونی، سخنرانیهای پرهیاهو و اظهارات نمایشی آرامش نمیآورد.
مردمی که تورم سفرههایشان را خالی کرده، تبعیض استخوانهایشان را ساییده و بیعدالتی رؤیاهایشان را دزدیده، دیگر به «همدردی» سطحی تسلیم نمیشوند.
همدلی اگر ژست باشد، نمک بر زخم است. وقتی مدیران در برجهای عاج، دور از کوچههای خاکی و دغدغه نان شب مادران، نقاب دلسوزی میزنند، اعتماد چون برف بهاری آب میشود.
جامعه خسته از شعارهای قشنگ و وعدههای مرحلهای، طالب عملی است ملموس. تصمیمها باید از دل واقعیت زندگی مردم بیرون بیاید؛ از سفرههای کوچک، از صفهای طولانی، از جوانهایی که اشتغال را در رؤیا میجویند.
این روزها تظاهر به مهربانی تلخترین سم است. زخم بر پیکر اعتماد خورده، اما ترمیمش با بازگشت به میدان واقعی است، نه صحنه نمایش.
دیر بجنبیم، شکاف ابدی میشود. جامعه چون پرنده زخمی، پرواز را فراموش میکند و نسلی بیباور، آینده را به سخره میگیرد. زمان آن است صحنه نمایش را ترک کنیم و شریک مردم شویم.