وقتی رئیس صداوسیما جوان معترض را «فریبخورده» میخواند، یعنی هنوز پیام اعتراض را نفهمیده است
صداوسیما وقتی نام «رسانه ملی» را یدک میکشد، یعنی باید صدای همه مردم ایران باشد؛ حتی آنها که با سیاست و روایت رسمیاش موافق نیستند.
وقتی رئیس صداوسیما جوان معترض را «فریبخورده» مینامد، یعنی هنوز ترجیح میدهد صورتمسئله را ساده کند تا مجبور نشود واقعیت را ببیند.
نیلوفر موسوی در چندثانیه، در این روایت، ریشه اعتراض نه در جیب خالی است، نه در بیاعتمادی و نه در سالها شنیدهنشدن؛ همهچیز تقلیل پیدا میکند به «جنگ رسانهای» و «تبلیغات بیرونی»، انگار جوان ایرانی خودش صاحب تشخیص و تجربه نیست.
برچسب «فریبخورده» بیش از آنکه فقط یک کلمه باشد، یک روش است. با این برچسب، معترض دیگر شهروندی با حق پرسش و مطالبهگری نیست؛ آدمیست که باید برایش تصمیم بگیرند و او را هدایت کنند، نه کسی که لازم باشد به او پاسخ بدهند.
وقتی میگویند جوان «ناخواسته وارد آشوب شده»، طرف گفتوگو از خودِ او برده میشود سمت «دشمن»، و مسئولیت پاسخگویی درباره علتهای واقعی نارضایتی کنار گذاشته میشود.
همین جوانِ بهاصطلاح فریبخورده، همان نسلی است که صداوسیما سالها ادعا میکرد نمایندهاش است؛ اما امروز بخش بزرگی از این نسل، کانال را عوض کرده و خبر و سرگرمی را از پلتفرمها و شبکههای دیگر میگیرد.
تناقض اینجا به چشم میآید؛ رسانهای که وسط بحران بیاعتمادی عمومی ایستاده، بهجای اینکه بپرسد «کجا اشتباه کردیم؟»، عقل و انتخاب خودِ معترض را زیر سؤال میبرد.
وقتی رئیس صداوسیما هنوز جوان معترض را «فریبخورده» مینامد، یعنی مشکل را همهجا میبیند جز در رفتار و روایت خودِ صداوسیما.
تا این نگاه عوض نشود، نه برنامه گفتوگومحور و نه شعار «آشتی با مردم» میتواند فاصله میان این رسانه و نسلی را پر کند که از ابتدا احساس کرده کسی حرفش را جدی نمیگیرد.