تعدیل نیرو در سایه جنگ؛ اولین قربانیان بحران چه کسانی هستند؟
بحران دقیقاً از همینجا وارد زندگی مردم میشود؛ از جایی که تیتر خبر، تبدیل میشود به نگرانی اجارهخانه، قسط، شهریه و خرج روزمره.
نغمه افشار در چندثانیه آنلاین نوشت: جنگ همیشه با صدای انفجار شروع نمیشود برای خیلیها، اولین نشانه بحران، یک تماس کوتاه است: «تا اطلاع ثانوی لازم نیست سر کار بیایید.»
هنوز آمار رسمی از اثر جنگ بر اشتغال منتشر نشده، هنوز از آرامش بازار کار حرف میزنند، اما در پشت درِ فروشگاهها، رستورانها، استارتاپها، آموزشگاهها، مزونها، کافهها و کسبوکارهای آنلاین، تعدیل نیرو بیسروصدا آغاز شده است.
در هر بحران، یک قاعده نانوشته وجود دارد: کارفرما برای سبککردن هزینهها، اول سراغ ضعیفترین قراردادها میرود. یعنی نیروهای موقت، پارهوقت، پروژهای، تازهکار، بدون بیمه، کارآموز، مدرس حقالتدریس، ادمین، پیک، منشی و نیروی خدمات؛ همانهایی که جایشان از اول هم محکم نبوده است.
فروشگاه شیفتها را حذف میکند، رستوران پیکها و نیروهای جوان را کنار میگذارد، استارتاپ تیم محتوا و پشتیبانی را کوچک میکند، مزون و کافه از نیروهای اضافه شروع میکنند. حذف، تقریباً همیشه از پایین آغاز میشود؛ نه از هزینههای غیرضروری بالا، نه از تصمیمهای اشتباه، نه از پروژههای ناموفق.
برای این نیروها، بحران تعریف پیچیدهای ندارد: دیروز کار داشتند، امروز ندارند.
جنگ در گزارشهای اقتصادی شاید با عدد و نمودار توضیح داده شود، اما در زندگی روزمره، گاهی شکلش یک پیام کوتاه است:
«قراردادت تمدید نمیشود.»
«فعلاً نیازی به همکاری نیست.»
«مجبور شدیم کوچکسازی کنیم.»
بحران دقیقاً از همینجا وارد زندگی مردم میشود؛ از جایی که تیتر خبر، تبدیل میشود به نگرانی اجارهخانه، قسط، شهریه و خرج روزمره.
پیش از آنکه آمار بیکاری بالا برود، اخراجهای بیسروصدا از راه میرسند؛ و اولین قربانیان هم معمولاً همانهاییاند که از اول، پشتوانه کمتری داشتهاند.