روزمرگیِ تکه‌تکه؛ چرا دیگر هیچ کاری را یک‌نفس انجام نمی‌دهیم؟

اگر شما هم بعد از ده دقیقه انجام دادن یک کار، مشغول کار دیگری می‌شوید تنها نیستید! انگار دیگر هیچ کاری را نمی‌شود یک‌نفس انجام داد.

روزمرگیِ تکه‌تکه؛ چرا دیگر هیچ کاری را یک‌نفس انجام نمی‌دهیم؟

چندثانیه - کتاب را که باز می‌کنی، وسط صفحه یادت می‌افتد جواب یک پیام را نداده‌ای. ظرف می‌شویی، صدای نوتیفیکیشن می‌آید. می‌نشینی خبر بخوانی، ناگهان فکری درباره قبض، کار، خرید یا یک ویدئوی کوتاه، تو را پرت می‌کند وسط اپلیکیشنی دیگر. روزمرگی‌مان تکه‌تکه شده؛ مثل شیشه‌ای که هزار خط ریز برداشته، اما هنوز از هم نپاشیده است.

پژوهش‌ها می‌گویند حتی یک نوتیفیکیشن ساده هم می‌تواند رشته تمرکز را پاره کند. چند ثانیه شاید چیز مهمی به نظر نرسد، اما وقتی این چند ثانیه در روز ده‌ها و صدها بار تکرار می‌شود، حاصلش مغزی است که کمتر فرصت می‌کند عمیق شود و بیشتر فقط از سطح کارها رد می‌شود.

برای همین هم دیگر کمتر کسی می‌گوید «نشستم و یک کار را تا آخر انجام دادم». بیشتر می‌گوییم: «یک‌کم این را جلو بردم، بعد حواسم رفت جای دیگر.»

این فقط تقصیر گوشی و نوتیفیکیشن نیست.

جنگ، قطع و وصل اینترنت، فشار اقتصادی، نگرانی‌های روزمره و عادتِ بی‌وقفه بالا و پایین کردن خبرها، این تکه‌تکه‌شدن را شدیدتر کرده‌اند. 

ذهن مدام در حالت آماده‌باش است؛ منتظر خبر بعدی، هشدار بعدی، گرانی بعدی. 

در چنین وضعی، کار مداوم شبیه شنا کردن خلاف جهت رودخانه‌ای است که هر چند دقیقه موج تازه‌ای به صورتت می‌کوبد.

روزمرگی تکه‌تکه فقط بهره‌وری را کم نمی‌کند؛ حس رضایت را هم می‌بلعد.

شب که کل روزت را مرور می‌کنی، می‌بینی از صبح تا شب مشغول بوده‌ای، اما هیچ کاری آن‌قدر کامل نشده که بشود با خیال راحت گفت «تمام شد». 

انگار در این عصر نوتیفیکیشن و بحران، خودِ کار کردن هم شبیه نفس کشیدن در هوای سنگین شده؛ کوتاه، بریده‌بریده و همیشه با کم

ارسال نظر

خبر‌فوری: رمزگشایی رویترز از سفر ترامپ به پکن | چین رابطه راهبردی با ایران را قربانی خواسته آمریکا می کند؟