از تاکسی تا سوپرمارکت؛ اتاق خبر غیررسمی ایران در ۲۴ ساعت
در کشور ما هر نفر یک رسانه است؛ بدون لوگو، بدون استودیو، با همان زبان سادهای که از سفره و قبض و اجارهخانه میآید.
به گزارش چند ثانیه، برای فهمیدن حال جامعه و اتفاقات روز، لازم نیست پای تیتر خبرگزاریها بنشینید؛ فقط کافیست یک روز کامل به شنیدههایتان توجه کنید!
صبح در تاکسی، بحث از دلار و بنزین شروع میشود، وسط راه میرسد به جنگ و تهدیدهای آمریکا و آخرش هم با یک جوک تلخ درباره گرانی تمام میشود.
رانندهها و مسافرها، هر کدام برای خودشان تحلیلگرند؛ خبر را نصفه از رادیو و تلویزیون، نصفه از شبکههای اجتماعی شنیدهاند و بقیهاش را با تجربه زندگیشان پر میکنند.
ظهر، نوبت به جایی دیگر میرسد تا نقش خبررسانی را بازی کند! در نانوایی یا صف بانک؛ جایی که «تورم»، «حقوق»، «وام»، «یارانه» و «خانه» تبدیل به کلمات تکراری روز میشود.
یک نفر از اخبار رسمی نقل میکند، یکی دیگر از شایعهای که دیشب در گروه فامیلی خوانده؛ این وسط، کسی درست نمیداند کدام روایت واقعی است، اما همه میدانند جیبشان چه حرفی میزند!
در کشور ما هر نفر یک رسانه است؛ بدون لوگو، بدون استودیو، با همان زبان سادهای که از سفره و قبض و اجارهخانه میآید.
عصر که میرسد، سوپرمارکت محله تبدیل به اتاق خبرِ کوچک دیگری میشود؛ قیمت ماست و برنج و تخممرغ، خلاصه همه تحلیلهای کلان اقتصادی را روی قفسهها نشان میدهد.
مشتریها زیر لب حساب میکنند، غر میزنند، همانجا خبرِ تفاوت امروز و دیروز را با هم رد و بدل میکنند..
این اتاق خبرهای غیررسمی، ۲۴ ساعته کار میکنند؛ نه آنتن میخواهند، نه مجوز. ارزششان در همین است که خبر را با زندگی قاطی میکنند. جایی که تیتر اصلی، همیشه یک سؤال ساده است: «فردا اوضاع بهتر میشود یا بدتر؟»