جنت بعد از آتش؛ روایت زنانی بیسرمایه و بیپناه
بازارچه جنت دیگر شبیه بازار نیست، بیشتر به یک زمین سوخته میماند که خاطره صدها روز کار، امید و سرمایه در آن دفن شده است
مریم لطفی در روزنامه شرق نوشت: بازارچه جنت دیگر شبیه بازار نیست، بیشتر به یک زمین سوخته میماند که خاطره صدها روز کار، امید و سرمایه در آن دفن شده است و آتش فقط سقفها و ویترینها را نسوزاند؛ حسابهای بانکی را خالی کرد، برنامههای سال آینده را به هم ریخت و بسیاری از کسبه را یکشبه از «فعال اقتصادی» به «آسیبدیده» تبدیل کرد».
در میان این جمع، زنانی هستند که بار این بحران را سنگینتر از بقیه به دوش میکشند؛ زنانی که درست در آستانه شب عید، وقتی حسابوکتاب دخلوخرجشان را با فروش اسفند میبستند، یکشبه به صف «آسیبدیدگان» پیوستند؛ بیسرمایه، بیپشتوانه و اغلب بیپاسخ.
حبیب کاشانی عضو شورای شهر تهران اعلام کرد: در میان آسیبدیدگان، ۵۲ زن سرپرست خانوار قرار دارند که تمام دارایی و تجهیزات کاری خود را از دست دادهاند و نرگس معدنیپور نیز گفت: برای این افراد کمکهای بلاعوض و یک میلیارد تومان تسهیلات کمبهره پیشبینی شده و چهار قسط نخست وام توسط مرکز زنان و خانواده پرداخت میشود.
فاطمه حجتی، ۶۰ ساله، میگوید: من از خانوادهای هستم که فقط روی خودم حساب کردهام و تمام زندگیام با همین مغازه میچرخید؛ او تأکید میکند حدود یک میلیارد تومان جنس امانی داشتم و تمام این سرمایه در آتش سوخت و از بین رفت.
او از وضعیت پس از حادثه میگوید: در یکی از مراجعات ناگهان حالم بد شد، بیهوش شده و با اورژانس به بیمارستان منتقل شدم و به من گفتند برای بستری باید مبلغ بالایی پرداخت شود. چنین پولی نداشتم و مجبور شدم بیمارستان را ترک کنم و حالا هر دو پایم لمس شده است.
فاطمه حجتی درباره وعدهها میگوید: جلسات متعددی برگزار شد. وعده زمین، وعده پول و وعده حمایت دادند، اما هیچکدام به نتیجه نرسید و خطاب به شهردار تهران میگوید: من گدا نبودم، بدبخت نبودم. سالها کار کردم و با عزت زندگی کردم. امروز به این وضعیت افتادهام. به داد ما برسید.