افطاریهای کنسلشده؛ وقتی تورم سفره مهماننوازی ایرانی را کوچک میکند
«پهن کردن سفرهی افطار برای روزهدار خودش یه عبادته» این جمله ورد زبان مادربزرگ بود.
افطاری برای خیلی از خانوادههای ایرانی فقط یک وعده سبک بعد از روزهداری نیست؛ مراسم غیررسمی ملی ماست برای آشتیکردن، دیدار تازهکردن و تمرین همان مهماننوازی که همیشه از آن حرف میزنیم.
به گزارش چند ثانیه، اما رمضان ۱۴۰۵، قبل از آنکه درِ خانهها باز شود، این ماشینحسابها هستند که روشن میشوند؛ فاکتورهایی که سر سفرهای به اسم «افطار ساده» صف کشیدهاند.
قیمتها بیمحابا بالا رفتهاند؛ خرما که باید نماد برکت باشد، حالا حدود ۳۰۰ هزار تومان قیمت خورده و بعضی خرماها هم تا چندصدهزار تومان فروخته میشوند.
لبنیات، پنیر و کره در یک سال جهشهایی بالای ۱۰۰ درصد را ثبت کردهاند.
حسابوکتابها میگویند تدارک یک افطار ساده برای خانواده چهارنفره، حالا حداقل بین ۵/۱ تا ۲ میلیون تومان خرج دارد و اگر پای آش، حلیم یا چند مهمان بیشتر وسط باشد، عدد بهراحتی از ۳ میلیون تومان هم رد میشود.
نتیجهاش را میشود در جملههای تکراری این روزها شنید: «امسال افطاری نمیدیم»، «بیایید مسجد ببینیم همدیگه رو»، یا نهایتاً یک دورهمی خیلی محدود و بیسروصدا.
رستورانها و هتلها هم با منوهای افطار میلیونی، این سنت را از سفره عموم مردم جدا و تبدیل به تجربهای لوکس کردهاند.
اما آنچه دارد آرام آب میرود، فقط قدرت خرید نیست. هر افطاری لغوشده یعنی یک سلامِ حضوری کمتر، یک قهر که بیشتر طول میکشد، یک «بفرمایید» که از آستانه در به صفحه چت تبعید میشود.
فرهنگ مهماننوازی ایرانی سالها روی سفرههای ساده اما باز دوام آورده؛ حالا زیر فشار تورم و پکیجهای افطار، آهسته و بیصدا تا میخورد و کوچک میشود؛ درست بهاندازه صفرهایی که روی فاکتور اضافه شدهاند.