از عشق تا رفاقت؛ سیاست چطور وارد خصوصیترین لایههای زندگی شد؟
این روزها آدمها قبل از اسمت پیگیر موضع و طرز فکرت هستند...
به گزارش گروه هنر و زندگی چندثانیه آنلاین، وقتی وارد رابطه میشوی، فقط تو تنها نیستی بلکه باورهایت، خشمت، سکوتت و حتی آن چیزی که در بزنگاههای سیاسی نگفتهای هم با تو وارد میشود.
زمانی اختلاف در حد سلیقهها بود؛ موسیقی، فوتبال، سبک زندگی و... اگر سیاست محل اختلاف بود معمولا خودی نشان نمیداد. اما حالا در بسیاری از رابطهها، سیاست از یک «نظر» به بخشی از «هویت» تبدیل شده است؛ چیزی که آدمها با آن نه تنها فکر میکنند، که همدیگر را میسنجند، قضاوت میکنند و گاهی حذف میکنند.
به همین دلیل است که شکافهای سیاسی دیگر فقط در خیابان و رسانه دیده نمیشوند؛ به دلِ خانهها آمدهاند، لابهلای پیامهای بیجواب مانده، پشت میز شام، وسط مهمانیها، میان خواهر و برادرها، میان عاشقها، میان دوستهایی که سالها کنار هم بودهاند جا باز کرده است.
درصد قابلتوجهی از آدمها رابطه عاطفی، دوستی یا حتی ارتباط خانوادگیشان را فقط بهخاطر اختلاف سیاسی قطع کردهاند.
ماجرا از جایی تندتر میشود که سیاست دیگر فقط «دیدگاه» نمیماند بلکه به قضاوتی درباره شخصیت تبدیل میشود. در این نقطه، اختلاف سلیقه به جایی رسیده که اگر تو جور دیگر فکر میکنی، پس حتماً بیرحمی، یا ناآگاهی یا خائن. اینجاست که گفتوگو جایش را به محاکمه میدهد. طرف مقابل دیگر فقط کسی نیست که نظری متفاوت دارد؛ به کسی تبدیل میشود که انگار با اصل وجودش مسئله پیدا کردهای.
در چنین فضایی، کیفیت روابط عاشقانه و دوستانه میان آدمها با دیدگاه متفاوت بهطور محسوسی افت میکند و احتمال جدایی بالا میرود چون هر بحث سیاسی، دیر یا زود، به محاکمه ارزشهای بنیادی دو طرف میرسد.
شبکههای اجتماعی هم این شکاف را عمیقتر کردهاند. آنها ما را در اتاقهایی حبس میکنند که افراد داخل آن شبیه خودماناند. هرچه بیشتر در این فضا میمانیم، صدای مخالف ناآشناتر، بلندتر و غیرقابلتحملتر میشود. در چنین فضایی، یک اظهارنظر کافی است تا دوستیای چندساله ترک بردارد یا زن و شوهر یا دو عضو یک خانواده، ناگهان احساس کنند با غریبهای روبهرویند.
جایی که قرار بود آخرین سنگر امنیت و بیقیدی باشد، حالا خودش به میدان داوری و فاصله تبدیل شده است؛ جایی که در آن، عشق و رفاقت هم گاهی پیش از آنکه به دل تکیه کنند، از عقیده عبور میکنند.