وقتی رؤیای خانه‌دار شدن، تبدیل به شوخی تلخ جمع‌های خانوادگی می‌شود

دور میز، همه می‌خندند، اما کسی واقعاً خوشحال نیست.

وقتی رؤیای خانه‌دار شدن، تبدیل به شوخی تلخ جمع‌های خانوادگی می‌شود

«اگر تا زمان نوه‌دار شدن‌تان توانستید خانه بخرید، ما را هم خبر کنید.»

به گزارش چندثانیه آنلاین، بعضی شوخی‌ها در جمع‌های خانوادگی، آن‌قدر تکرار شده‌اند که دیگر خنده‌دار نیستند؛ فقط شکل محترمانه‌ای از گفتن یک حقیقت تلخ‌اند. خط بالا یکی از همان شوخی‌هاست!

دور میز، همه می‌خندند، اما کسی واقعاً خوشحال نیست. این خنده، بیشتر صدای کنار آمدن با یک شکست جمعی است؛ شکستی که آرام‌آرام آن‌قدر عادی شده که دیگر به زبان شوخی بیان می‌شود.

یک روزی در همین جمع‌ها، خانه‌دار شدن موضوع جدی گفت‌وگو بود. بزرگ‌ترها از قیمت زمین می‌گفتند، جوان‌ترها از وام و قسط و این امید که «چند سال سختی می‌کشیم، بعد درست می‌شود».

خانه، اگرچه دور، اما شدنی بود. حالا اما همان رؤیا از یک هدف واقعی، به یک آرزوی دور و مبهم تبدیل شده.

در فرهنگی که داشتن خانه همیشه جزو حداقل‌های یک زندگی آبرومند به حساب می‌آمد، حالا برآوردها می‌گویند متولدان دهه ۷۰ و ۸۰ با یک حقوق متوسط، برای خرید خانه باید چیزی بین ۱۰۰ تا ۱۶۰ سال پس‌انداز کنند! عددی که از فرط ناممکن بودن، بیشتر شبیه طعنه است.

آن طرف ماجرا، اجاره‌نشین‌هایی هستند که ۶۰ تا ۷۰ درصد درآمدشان را فقط صرف داشتن سقفی می‌کنند که نه مال آن‌هاست و نه حتی امنیت ماندن در آن تضمین شده است. هر سال باید نگران باشند که میزان ودیعه و اجاره زیادتر شود.

در چنین وضعی، رؤیای خانه‌دار شدن کم‌کم آب رفته است. حالا خیلی‌ها دیگر به خرید خانه فکر نمی‌کنند؛ نهایت آرزوی‌شان این است که بتوانند همان خانه اجاره‌ای را نگه دارند و ناچار به اسباب‌کشی و آوارگی نشوند.

جوانی که روزی خانه را پیش‌شرط ازدواج می‌دانست، حالا فقط می‌گوید: «دعا می‌کنم صاحبخانه امسال خیلی سخت نگیرد.» و این جمله، دیگر کسی را متعجب نمی‌کند؛ چون به زبان مشترک یک نسل تبدیل شده است.

حالا در چنین شرایطی آیا ما معیارهای زندگی را عوض کرده‌ایم، یا فقط رؤیاهای‌مان آن‌قدر کوچک شده که با واقعیت امروز جور دربیاید؟

ارسال نظر

خبر‌فوری: دیدار دوباره وین دیزل و بازیگران «سریع و خشن» در جشنواره کن