بعد از مسکن و خودرو، حالا موبایل هم از دسترس بسیاری خارج شده است
شاید مهمترین نگرانی این باشد که مرز میان «نیاز» و «کالای لوکس» روزبهروز در حال جابهجایی است. اگر دیروز خانه و خودرو نماد کالاهای دور از دسترس بودند، امروز تلفن همراه، لوازم خانگی، تجهیزات سرمایشی و حتی برخی تفریحات ساده نیز در حال پیوستن به این فهرست هستند.
زهرا شفیعی در گروه اجتماعی چندثانیه آنلاین نوشت: سالهاست که خرید مسکن برای بخش بزرگی از جوانان به رؤیایی دور از دسترس تبدیل شده است. افزایش مداوم قیمتها باعث شد خانهدار شدن از یک هدف قابل دستیابی به آرزویی بلندمدت تبدیل شود. پس از آن نوبت به خودرو رسید؛ کالایی که زمانی نماد رفاه نسبی طبقه متوسط بود اما امروز برای بسیاری از خانوارها به خریدی غیرممکن یا دستکم بسیار دشوار تبدیل شده است. حالا اما به نظر میرسد موج گرانی به جایی رسیده که حتی سادهترین ابزارهای زندگی مدرن را نیز دربر گرفته است.
تلفن همراه که تا چند سال پیش یک وسیله عادی و در دسترس محسوب میشد، امروز برای بسیاری از مردم به کالایی گرانقیمت تبدیل شده است. گوشیهایی که سه یا چهار سال قبل با حدود ۲۰ تا ۳۰ میلیون تومان خریداری میشدند، اکنون در بازار دستدوم با قیمتهایی نزدیک به ۷۰ میلیون تومان معامله میشوند و برخی مدلهای جدید و پرچمدار به محدوده ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلیون تومان رسیدهاند. این ارقام زمانی بیشتر به چشم میآیند که در کنار سطح درآمدها قرار بگیرند؛ جایی که حداقل حقوق ماهانه کارگران حدود ۲۲ تا ۲۴ میلیون تومان برآورد میشود و بخش قابل توجهی از حقوقبگیران نیز درآمدی چندان بالاتر از این رقم ندارند.
در چنین شرایطی، خرید یک گوشی جدید برای بسیاری از خانوادهها دیگر یک انتخاب معمولی نیست؛ بلکه تصمیمی است که به ماهها پسانداز، حذف برخی هزینههای ضروری یا حتی استفاده از تسهیلات و خرید قسطی نیاز دارد. این در حالی است که تلفن همراه دیگر یک کالای تجملی به شمار نمیرود. آموزش، ارتباطات، خدمات بانکی، فعالیتهای شغلی، کسبوکارهای آنلاین و بسیاری از نیازهای روزمره مردم به این وسیله وابسته شده است. به بیان دیگر، ناتوانی در خرید یا تعویض یک گوشی فرسوده تنها به معنای نداشتن یک ابزار الکترونیکی نیست؛ بلکه میتواند بر کیفیت زندگی و حتی فرصتهای شغلی افراد اثر بگذارد.
اما داستان فقط به بازار موبایل محدود نمیشود. در سالهای اخیر بسیاری از تفریحها و لذتهای ساده زندگی نیز آرامآرام از سبد خانوارها حذف شدهاند. رستوران رفتن که زمانی یک تفریح معمول برای خانوادهها محسوب میشد، امروز برای بسیاری از مردم به برنامهای مناسبتی و محدود تبدیل شده است. هزینه یک وعده غذای خانوادگی در بسیاری از رستورانها به ارقامی رسیده که با درآمد بخش قابل توجهی از جامعه همخوانی ندارد. سفرهای کوتاه، تفریحات آخر هفته، خریدهای غیرضروری و بسیاری از سرگرمیهای معمول نیز تحت تأثیر کاهش قدرت خرید، کمرنگتر از گذشته شدهاند.
اقتصاددانان معتقدند یکی از نشانههای فشار معیشتی، حذف تدریجی هزینههای رفاهی از سبد خانوار است. خانوادهها معمولاً ابتدا از خریدهای بزرگ صرفنظر میکنند، سپس هزینههای غیرضروری را کاهش میدهند و در نهایت به حذف تفریحات و امکاناتی میرسند که زمانی بخشی طبیعی از زندگی روزمره آنها بوده است. اتفاقی که امروز در بسیاری از خانوادهها قابل مشاهده است.
شاید مهمترین نگرانی این باشد که مرز میان «نیاز» و «کالای لوکس» روزبهروز در حال جابهجایی است. اگر دیروز خانه و خودرو نماد کالاهای دور از دسترس بودند، امروز تلفن همراه، لوازم خانگی، تجهیزات سرمایشی و حتی برخی تفریحات ساده نیز در حال پیوستن به این فهرست هستند. این روند بیش از آنکه درباره گرانی یک محصول خاص باشد، درباره کاهش تدریجی سطح رفاه و کوچکتر شدن دامنه انتخابهای مردم است.
وقتی جوانی برای خرید یک گوشی مناسب باید چندین ماه درآمد خود را کنار بگذارد، وقتی یک خانواده برای رفتن به رستوران ناچار به حسابوکتابهای طولانی میشود و وقتی بسیاری از نیازهای عادی زندگی به دغدغه مالی تبدیل میشوند، مسئله فقط افزایش قیمتها نیست. این تصویر، روایت فاصلهای است که هر روز میان درآمدها و هزینههای زندگی بیشتر میشود؛ فاصلهای که فشار آن را بیش از همه طبقه متوسط و اقشار حقوقبگیر احساس میکنند.
