پیامد تخفیف سن بازنشستگی؛ بار سنگین «سنوات ارفاقی» بر دوش اقتصاد
عدم تناسب میان حق بیمههای پرداختی و مستمریهای دریافتی، همراه با بازدهی پایین سرمایهگذاریها و واگذاری شرکتهای زیانده به صندوقها، باعث وابستگی شدید آنها به بودجه عمومی دولت شده است.
بحران صندوقهای بازنشستگی در ایران، برخلاف تصور عمومی، ناشی از پیری جمعیت نیست، بلکه ریشه در ساختار حقوقی و قوانین سخاوتمندانه دهههای گذشته دارد.
میانگین سن بازنشستگی در ایران ۵۲ سال است که با امید به زندگی ۷۷ ساله، شکافی عمیق ایجاد کرده است.
سهم بازنشستگیهای پیش از موعد (مشاغل سخت و زیانآور) از ۱۴ درصد در سال ۹۱ به ۵۲ درصد در سال ۱۴۰۱ رسیده است؛ روندی که در آن بسیاری از بازنشستگان همچنان فعالند اما مستمری دریافت میکنند.
عدم تناسب میان حق بیمههای پرداختی و مستمریهای دریافتی، همراه با بازدهی پایین سرمایهگذاریها و واگذاری شرکتهای زیانده به صندوقها، باعث وابستگی شدید آنها به بودجه عمومی دولت شده است.
این وضعیت، عدالت بیننسلی را نقض کرده و فشار مالی سنگینی بر نسلهای آتی تحمیل میکند.
اصلاحات ساختاری، از جمله بازنگری در سن بازنشستگی، شرایط مشاغل سخت و مدیریت تعهدات مالی، برای جلوگیری از «مخمصه اصلاحات» و ورشکستگی نهایی صندوقها ضروری است.

