مهندسی تروما؛ چگونه ترامپ «ایران» را در حافظه ۱۱ سپتامبر جانمایی کرد؟

پنج روز پس از حملات، در ۲۵ شهریور ۱۳۸۰، کالین پاول، وزیر خارجه وقت آمریکا، القاعده به رهبری اسامه بن‌لادن را «مظنون اصلی» خواند. تحقیقات بعدی نیز مسئولیت عملیاتی حملات را به القاعده پیوند زدند.

مهندسی تروما؛ چگونه ترامپ «ایران» را در حافظه ۱۱ سپتامبر جانمایی کرد؟

آرمان ایرانی در چندثانیه آنلاین نوشت: دونالد ترامپ در بیست‌وپنجمین سالگرد ۱۱ سپتامبر، در پنتاگون گفت آمریکا «هرگز فراموش نمی‌کند» و افزود: «به همین دلیل امروز می‌جنگیم.» سپس از نیروهایی ستایش کرد که برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای می‌جنگند. پیت هگست، وزیر جنگ، ایران را «بزرگ‌ترین حامی دولتی تروریسم» خواند.

ترامپ نگفت ایران طراح ۱۱ سپتامبر بوده است. بحث بر سر گنجاندن جنگ کنونی در حافظه سیاسیِ ۱۱ سپتامبر است؛ جا دادن دشمن امروز در روایتی که آمریکایی‌ها از دشمن دیروز، غافلگیری و ضرورت پاسخ دارند. تاریخ بدون تغییر متن هم می‌تواند کارکرد تازه‌ای پیدا کند.

زخمی که هنوز بسیج می‌کند

پنج روز پس از حملات، در ۲۵ شهریور ۱۳۸۰، کالین پاول، وزیر خارجه وقت آمریکا، القاعده به رهبری اسامه بن‌لادن را «مظنون اصلی» خواند. تحقیقات بعدی نیز مسئولیت عملیاتی حملات را به القاعده پیوند زدند.

با این حال، دولت دوم ترامپ ایران را فقط با پرونده هسته‌ای تعریف نکرده است؛ تهران هم‌زمان در قاب «حامی تروریسم» و تهدید علیه امنیت آمریکا قرار گرفته. آوردن ایران به مراسم ۱۱ سپتامبر، جنگ امروز را در امتداد حافظه‌ای می‌نشاند که از شهریور ۱۳۸۰ برای آمریکایی‌ها معنای امنیت، دشمن و پاسخ نظامی ساخته است.

تقویم سیاسی هم بی‌اهمیت نیست. جنگ و افزایش هزینه انرژی برای جمهوری‌خواهان هزینه سیاسی ساخته و تأیید عملکرد ترامپ در نظرسنجی فایننشال‌تایمز/فوکال‌دیتا به ۳۳ درصد رسیده است. خود او نیز پایان جنگ را به انتخابات میان‌دوره‌ای آبان گره زده. اینکه اثر انتخاباتی هدف اولیه بوده، قابل اثبات نیست؛ اما کارکرد داخلی این روایت را نمی‌شود ندید.

جایگاه ایران در پرونده ۱۱ سپتامبر

اینجا بهتر است خودِ اسناد آمریکایی حرف بزنند. گزارش نهایی کمیسیون ۱۱ سپتامبر، منتشرشده در ۱ مرداد ۱۳۸۳، از «شواهد قوی» سخن گفت که به ادعای کمیسیون، از تسهیل عبور اعضایی از القاعده از مسیر ایران به افغانستان و از آن حکایت داشت؛ برخی از این افراد بعداً در میان هواپیماربایان بودند.

اما همین کمیسیون اعلام کرد هیچ مدرکی نیافته که ایران یا حزب‌الله از طراحی عملیاتی آنچه بعداً به حملات ۱۱ سپتامبر تبدیل شد، آگاه بوده باشند. گزارش وزارت خارجه آمریکا درباره تروریسم در سال ۲۰۰۱، منتشرشده در ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۱، نیز نوشت مدرکی از حمایت ایران یا اطلاع قبلی تهران از حملات وجود ندارد و محکومیت حملات و ابراز همدردی محمد خاتمی با مردم آمریکا را ثبت کرد.

حافظه‌ای که با سیاست روز جابه‌جا می‌شود

این پرونده فقط ایران ندارد. ۱۵ نفر از ۱۹ هواپیماربا سعودی بودند. کمیسیون ۱۱ سپتامبر عربستان را یکی از بسترهای مهم جذب منابع مالی القاعده دانست، هرچند مدرکی نیافت که دولت سعودی یا مقام‌های ارشد آن مستقیماً القاعده را تأمین مالی کرده باشند. امروز عربستان شریک راهبردی واشنگتن است.

خالد شیخ محمد، متهم اصلی طراحی حملات، از سال ۲۰۰۳ در بازداشت است و پس از ۲۳ سال هنوز محاکمه اصلی نشده است؛ برای سال ۲۰۲۸ زمان محاکمه تعیین شده.

افغانستان هم تصویر ساده‌ای ندارد. آمریکا در ۲۰۰۱ به کشوری حمله کرد که طالبان به القاعده پناه داده بود. اما در ۱۰ اسفند ۱۳۹۸ با طالبان توافق دوحه را امضا کرد؛ طالبان در ۲۴ مرداد ۱۴۰۰ کابل را گرفت و خروج نیروهای آمریکایی در ۸ شهریور ۱۴۰۰ کامل شد.

همین جابه‌جایی‌ها استفاده امروز از حافظه ۱۱ سپتامبر را حساس می‌کند. اگر جنگ با ایران پرونده‌ای مستقل دارد، باید با ادله خودش سنجیده شود. خطر شاید همین‌جاست: نه در جعل یک واقعه، بلکه در تغییر آرام قاب آن. جنگ‌ها همیشه با تحریف آشکار تاریخ آغاز نمی‌شوند؛ گاهی کافی است دشمن تازه‌ای را در حافظه، دشمن قدیمی جا بدهند.

ارسال نظر

خبر‌فوری: مهندسی تروما؛ چگونه ترامپ «ایران» را در حافظه ۱۱ سپتامبر جانمایی کرد؟