ترامپ و تله پیروزی؛ جنگ، توافق یا فرسایش؟
منطق رفتاری ترامپ، او را به جنگ، توافق یا استمرار محاصره نزدیکتر میکند؟
آرمان ایرانی در چندثانیه آنلاین نوشت:
در آستانه انتخابات کنگره، دونالد ترامپ میگفت برای تصمیم درباره حمله دوباره به ایران عجلهای ندارد؛ دو روز پس از شکست جمهوریخواهان اعلام کرد «بهزودی» تصمیم میگیرد و هشدار داد: ترجیح میدهد «باقی کشور» را ویران نکند، ولی شاید ناچار شود.
پرسش این است: منطق رفتاری ترامپ، او را به جنگ، توافق یا استمرار محاصره نزدیکتر میکند؟
نمایش بینیازی
ترامپ در کتاب خود، «هنر معامله»، هشدار میدهد: «بدترین کاری که در معامله میتوان کرد، این است که برای انجام آن درمانده به نظر برسید.» کتابش بلندپروازی را کنار حفظ گزینهها و مهار زیان مینشاند؛ ترکیبی که در جنگ به تعارضی پرهزینه بدل میشود.
از این منظر، تمایل واقعی به توافق الزاماً با لحنی آشتیجویانه همراه نیست؛ تهدید میتواند ابزاری برای بالا بردن بهای مخالفت باشد.
البته همه تناقضهای او برنامهریزیشده نیست؛ اختلاف مشاوران و تغییر واقعی تصمیم نیز نقش دارد.
رفتار پیشین او شاهدی روشنتر از کتاب است: کره شمالی را به «آتش و خشم» تهدید کرد، سپس با کیم جونگ اون دیدار تاریخی داشت و سرانجام در نشست هانویِ ۲۰۱۹، بیآنکه توافق مطلوبی حاصل شود، میز مذاکره را ترک کرد.
او توانست ترک مذاکره را نشانه سرسختی جلوه دهد؛بااینحال، نمایش موفقیت دیپلماتیک به خلع سلاح کره شمالی نینجامید. تغییر صحنه با تغییر واقعیت یکسان نیست.
تله پیروزی
جانی هال در پژوهشی منتشرشده در سال ۲۰۲۴ در نشریه معتبر انجمن مطالعات بینالملل، «تحلیل سیاست خارجی»، توضیح میدهد چگونه وعده پیروزی قاطع، رهبران را میان تداوم جنگی پرهزینه و خروجی شبیه شکست گرفتار میکند.
مایلز اورز و همکارانش نیز در پژوهش تجربی سال ۲۰۱۹ در نشریه انجمن علوم سیاسی آمریکا، «چشماندازهای سیاست»، نشان دادند شرکتکنندگان آزمایش، ترامپی را که ابتدا تهدید نظامی میکرد و سپس عقب مینشست، کمتر تأیید میکردند؛اما اگر این عقبنشینی به سود آمریکا توجیه میشد، واکنش منفی کاهش مییافت.
برای ترامپ، شکست فقط ناکامی یک تصمیم نیست؛ به تصویری خدشه میزند که از خود بهعنوان برنده ساخته و هوادارانش حول آن گرد آمدهاند. وسوسه ثبت میراث تاریخی در واپسین سالهای قدرت، این حساسیت را بیشتر میکند.
سه مسیر، یک محاسبه
تهدید، محاصره و مذاکره میتوانند ابزارهای همزمان یک معامله باشند. تشدید جنگ زمانی جذابتر میشود که ترامپ پیروزی سریع یا امتیازی تعیینکننده برای توافق را دستیافتنی ببیند؛ اما مقاومت ایران و افزایش هزینههای نظامی و انرژی میتواند محاسبه را برهم بزند.
توافق فرصتی برای ثبت دستاوردی تاریخی است، اگر ترامپ بتواند امتیازهای ناگزیر را در قالب موفقیتی با آثار ملموس و قابل دفاع عرضه کند.
یکی از گرههای اصلی مذاکرات، تقدم اقدام است: در منطق معاملهگری ترامپ، لغو محاصره پیش از امتیاز ایران میتواند عقبنشینی جلوه کند؛ تهران نیز با استناد به تجربه نقض تعهدات، اقدام عملی آمریکا را پیششرط اعتماد میداند.
استمرار محاصره دریایی و اقتصادی، همراه با حملات محدود، گزینهها و اهرم فشار را حفظ میکند؛ ولی فرسایش طولانی وعده پایان پیروزمندانه را بیاعتبار میکند. ایران با شروط مذاکره و اهرم هرمز، جذابیت هر سه مسیر را برای واشنگتن تغییر میدهد.
شکست انتخاباتی این تضاد را تندتر کرده است. ترامپ در داخل با کنگرهای دموکرات روبهرو خواهد شد، اما در سیاست خارجی همچنان میدان مانور بیشتری دارد.
ناکامی انتخاباتی، هم وسوسه جبران با یک دستاورد بزرگ در جنگ با ایران را تشدید میکند و هم بهای ناکامی تازه احتمالی را بالا میبرد؛ زیرا خود جنگ ایران در شکست جمهوریخواهان سهم داشته است. هر ماهِ بینتیجه، از فرصت او برای ساختن میراثی ماندگار میکاهد.
ترامپ شاید بتواند لحظه اعلام «پیروزی» را تعیین کند؛ اما پایان هزینههای جنگ و محاصره در اختیار او تنها نیست. دشوارترین معاملهاش در برابر ایران، معامله با فاصله میان پیروزیِ قابل اعلام و پیروزیِ قابل تحقق است.