نیویورک تایمز: هگست اشتباه میکند، هزینه واقعی جنگ ایران تریلیونها دلار است، نه ۲۵ میلیارد
اقتصاددانان مدتهاست میدانند که تنها کسر کوچکی از هزینههای جنگ در حسابهای جاری دولت ظاهر میشود.
وزارت جنگ آمریکا ادعا میکند جنگ با ایران تاکنون ۲۵ میلیارد دلار برای مالیاتدهندگان هزینه داشته، اما این رقم به شدت هزینه واقعی را کمجلوه میدهد. پنتاگون فقط هزینه مستقیم مهمات (بیش از ۲۰۰۰ موشک تاماهاوک و پاتریوت)، پروازها و تجهیزات مصرف شده را محاسبه کرده و از هزینههای غیرمستقیم از جمله هزینه انسانی، اختلال در بازار نفت، کاهش اعتماد مصرفکننده و توقف رشد اقتصادی، چشمپوشی کرده است.
به اعتراف راسل ووت، مدیر دفتر مدیریت و بودجه، حتی خود دولت برآورد حدودی از هزینه واقعی ندارد. اما اقتصاددانان مستقل تخمین میزنند که هزینه نهایی برای هر خانوار آمریکایی به هزاران یا حتی دهها هزار دلار خواهد رسید.
نخستین هزینه پنهان، شوک به بازار نفت است. علیرغم خوشبینی کاخ سفید، قیمتهای آتی نفت برای پایان سالهای ۲۰۲۶، ۲۰۲۷ و ۲۰۲۸ همگی بسیار بالاتر از سطح قبل از جنگ باقی ماندهاند. قیمت وست تگزاس اینترمیدیت برای نوامبر ۲۰۲۶ به ۸۶ دلار در هر بشکه رسیده است.
این افزایش قیمت تنها بازتاب اختلال فعلی نیست، بلکه نشانهای از افزایش ریسک ژئوپلیتیک بلندمدت است. تحقیقات اقتصاددانان فدرال رزرو نشان میدهد که افزایش ریسک ژئوپلیتیک منجر به کاهش سرمایهگذاری و اشتغال میشود و هزینهای در حدود ۲۰۰ میلیارد دلار و کاهش یک میلیون نفری اشتغال را به همراه دارد.
جنگ همچنین فدرال رزرو را در بنبست قرار داده است. پیش از جنگ، بسیاری انتظار چند کاهش نرخ بهره در سال جاری را داشتند، اما حالا بازارها معتقدند این امر بعید است. اگر فدرال رزرو برای مهار تورم ناشی از جنگ نرخ بهره را افزایش دهد، صدها هزار شغل از بین خواهد رفت و اقتصاد به رکود نزدیک میشود. برآورد منطقی (براساس مدلهای خود فدرال رزرو) حاکی از هزینه ۲۰۰ میلیارد دلاری دیگر است. همزمان، سهام وال استریت هم آسیب دیده است.
هر بار ترامپ موضع جنگطلبانهتری اتخاذ میکند، شاخصها سقوط میکنند. تخمین زده میشود سهام حدود ۵ درصد پایینتر از سطحی هستند که در غیر این صورت میبودند، یعنی حدود ۳ تریلیون دلار از ارزش شرکتهای آمریکایی نابود شده است.
اقتصاددانان گلدمن ساکس معتقدند رشد اقتصادی آمریکا در نتیجه جنگ ۰.۵ واحد درصد کاهش خواهد یافت. اگر چندین سال طول بکشد تا اقتصاد به حالت عادی بازگردد، این به معنای حدود ۴۰۰ میلیارد دلار درآمد از دست رفته است و گلدمن هشدار میدهد که ممکن است دو برابر بدتر شود. فراتر از آمریکا، صندوق بین المللی پول و بانک جهانی پیشبینیهای خود را کاهش داده و تاکید کردهاند که فقرا و آسیبپذیرترین افراد جهان که بیشترین سهم درآمد خود را صرف غذا و سوخت میکنند، با گرسنگی میلیونها و شاید دهها میلیون نفر مواجه خواهند شد. اگر ایران موفق شود عوارض ۱ تا ۲ درصدی بر نفت عبوری از تنگه هرمز وضع کند، منبع درآمد حیاتی برای بازسازی برنامه هستهای اش به دست میآورد.
بزرگترین قبض، هزینههای نظامی آینده است. کاخ سفید در ابتدا خواهان ۲۰۰ میلیارد دلار اضافی برای ادامه جنگ بود، اما اخیرا درخواست بودجه دفاعی ۱.۵ تریلیون دلاری برای سال مالی ۲۰۲۷ ارائه کرده، افزایش ۴۰ درصدی (۶۰۰ میلیارد دلار) نسبت به امسال. این یعنی حدود ۴ هزار دلار به ازای هر خانوار آمریکایی. بودجههای دفاعی به ندرت کاهش مییابند، به ویژه با وجود ارتش لابی که هگست مشتاقانه به آن گوش میدهد. این تنها هزینه سال ۲۰۲۷ است؛ هزینههای سالهای بعد هم اضافه خواهد شد.
اقتصاددانان مدتهاست میدانند که تنها کسر کوچکی از هزینههای جنگ در حسابهای جاری دولت ظاهر میشود. لیندا بیلمز و جوزف استیگلیتز نشان دادهاند که با حسابداری تعهدی (اضافه کردن هزینه هر تعهد آتی در لحظه ایجاد آن)، جنگ عراق حدود ۳ تریلیون دلار هزینه داشته که بخش عظیمی از آن مربوط به مراقبتهای پزشکی مادامالعمر و مزایای ناتوانی جانبازان و هزینههای بالاتر جذب نیرو بوده است. برآورد ۲۵ میلیارد دلاری پنتاگون صرفا یک تیتر است، نه یک عدد واقعی. هزینه واقعی جنگ ایران صدها میلیارد دلار و بسیار محتمل تریلیونها دلار خواهد بود. جنگ جهنم است، و جهنم برچسب قیمتی سنگینی دارد.