گره کور در مذاکرات ایران و آمریکا | توافقی که نه شبیه شکست باشد نه برجام، شدنی است؟
جاناتان لمیر و نانسی یوسف در آتلانتیک نوشتند: از سویی، ترامپ نیز جلسه کابینه را به کمپدیوید منتقل کرد؛ همان جایی که توافقهای تاریخی خاورمیانه معمولا شکل می گیرند. این تصمیم انتظارها برای دستیابی به توافق را بیشتر کرد، اما بهخاطر وضعیت آب و هوایی، جلسه دوباره در کاخ سفید برگزار شد.
ترامپ در همان ده دقیقه اول نشست اعتراف کرد که چیزی برای اعلام ندارد. او درباره ایران گفت: «آنها خیلی دوست دارند توافق کنند. اما هنوز به آن نقطه نرسیدهاند.» اما واقعیت این است که نه تهران به توافق رسیده بود، نه خود ترامپ.
توافقی که درباره آن مذاکره میشود، ظاهرا فقط یک یادداشت تفاهم یکصفحهای است؛ توافقی که قرار است مذاکرهکنندگان را وارد یک مهلت ۶۰ روزه کند تا درباره برنامه هستهای ایران و ذخایر اورانیوم غنیشده تصمیم بگیرند؛ همان چیزی که ترامپ به طعنه غبار هستهای مینامد.
رهبران کشورهای خاورمیانه آخر هفته در تماس تلفنی با ترامپ از او خواستند تا هرطور شده سریعتر به توافق برسد؛ چرا که منطقه زیر فشار حملات ایران و بحران تنگه هرمز قرار گرفته است.
غریزه همیشگی ترامپ این است که هر شکست را با وعده توافقی بزرگتر بپوشاند. او این بار هم به ایدهای بلندپروازانه چسبیده است: پیوندزدن توافق ایران با گسترش توافق ابراهیم؛ همان پروژه عادیسازی روابط اسرائیل با کشورهای عربی.
طبق توافقی که از طریق میانجیگری قطر در حال بررسی است، عبور کشتیها از تنگه هرمز باید مرحلهبهمرحله به وضعیت قبل از جنگ برگردد، اما ایران میخواهد که حتی بعد از بازگشایی مسیر، کنترل تنگه را احتمالا با مشارکت عمان، حفظ کند.
این مسئله احتمالا برای آمریکا غیرقابلقبول خواهد بود. ترامپ در جلسه کابینه گفت: «تنگه هرمز باید برای همه باز باشد. این آبراه بینالمللی است.»