حمله به بیروت و وسوسه کشاندن ایران به جنگ تازه: پروژه فرار از زندان!

بنیامین نتانیاهو در محاصره بی‌سابقه‌ترین بحران‌های داخلی و خارجی، روی لبه تیغ راه می‌رود. در روزهایی که دونالد ترامپ به دنبال یک توافق دیپلماتیک با تهران است، نخست‌وزیر ۷۶ ساله اسرائیل برای فرار از سایه سنگین محاکمه، سقوط در انتخابات پیش‌رو و شورش مذهبی‌ها در خیابان‌های تل‌آویو، به خطرناک‌ترین گزینه ممکن می‌اندیشد: برافروختن آتش یک جنگ جدید با ایران!

حمله به بیروت و وسوسه کشاندن ایران به جنگ تازه: پروژه فرار از زندان!

دیوید ای. روزنبرگ؛ دبیر بخش اقتصاد و ستون‌نویس روزنامه هاآرتص و نویسنده کتاب «اقتصاد فناوری اسرائیل» 

به نقل از نشریه فارن پالیسی؛ حمله اسرائیل به بیروت در اول ژوئن (۱۱ خرداد)، فقط یک تصمیم ساده نظامی در وسط میدان جنگ نبود؛ بلکه به نظر می‌رسد بخش کوچکی از یک نقشه بسیار بزرگ‌تر در ذهن بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، بوده است. نتانیاهو به‌خوبی می‌دانست که چنین حمله‌ای ممکن است ایران را تحریک کند تا تهدیدهایش برای انتقام را عملی کند؛ اما نکته جالب اینجاست که این خطر، برای شخص نتانیاهو اصلاً اتفاق بدی نبود! 

نتانیاهو و وسوسه یک جنگ جدید با ایران در شب انتخابات

بنیامین نتانیاهو بارها با رفتارش نشان داده که معتقد است حمله مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران، خیلی زود و قبل از اینکه به اهداف اصلی‌اش برسد، متوقف شده است. از نگاه او، مذاکرات پر افت‌وخیز بین واشنگتن و تهران یک خطر بزرگ دارد: اینکه در نهایت ایران هم موشک‌های بالستیکش را نگه دارد، هم شبکه نیروهای مقاومت (مثل حزب‌الله و حماس) را حفظ کند و هم از نظر مالی دوباره جان بگیرد. به‌ویژه اگر ده‌ها میلیارد دلار از پول‌های مسدودشده ایران آزاد شود، تهران پول تازه‌ای برای تقویت این شبکه‌ها به دست خواهد آورد. 

در چنین شرایطی، کشاندن ایران به یک دور جدید از جنگ، برای نتانیاهو دو فایده طلایی دارد: اول اینکه روند مذاکرات آمریکا و ایران را متوقف می‌کند و دوم، فرصتی تازه برای فشار حداکثری بر تهران می‌سازد؛ فشاری که او امیدوار است به تغییر نظام در ایران منجر شود. 

اما انگیزه‌های نتانیاهو فقط به مسائل نظامی و امنیتی محدود نمی‌شود. اسرائیل باید حداکثر تا ۲۷ اکتبر امسال (۵ آبان) انتخابات جدیدی برگزار کند و وضعیت سیاسی نتانیاهو اصلاً تعریفی ندارد. بیشتر نظرسنجی‌های اخیر نشان می‌دهند که ائتلاف مذهبی و راست‌گرای او در پارلمان اسرائیل (کنست که ۱۲۰ کرسی دارد)، به‌سختی می‌تواند حتی ۵۳ کرسی به دست بیاورد (و شاید حتی کمتر!). به همین دلیل، یک جنگ جدید با ایران، هرچند بسیار خطرناک و برهم‌زننده آرامش است، از نگاه نتانیاهو می‌تواند یک فرصت عالی باشد تا فضای سیاسی داخل اسرائیل را تغییر دهد، موضوع انتخابات را عوض کند و خودش را دوباره به‌عنوان یک «رهبر قدرتمند و امنیت‌ساز» به مردم نشان دهد. 

با وجود اینکه جایگاه نتانیاهو ضعیف شده، اما مخالفان او (اپوزیسیون) هم هنوز نتوانسته‌اند اکثریت پارلمان را به دست بیاورند؛ مخصوصاً به این دلیل که آن‌ها حاضر نیستند احزاب عربِ اسرائیل را وارد ائتلاف خود کنند. با این حال، کفه ترازوی سیاست به نفع مخالفان سنگینی می‌کند. در شمال اسرائیل که سال‌ها پاتوق اصلی طرفداران حزب نتانیاهو (حزب لیکود) بود، حالا مردم به‌شدت عصبانی هستند. آن‌ها به خاطر اینکه نتانیاهو نتوانسته تهدید حزب‌الله را از مرزها دور کند، با خشم از او روی برگردانده‌اند. 

جامعه خسته اما جنگ‌طلب اسرائیل

شاید در نگاه اول عجیب به نظر برسد که بخشی از جامعه اسرائیل هنوز خواهان ادامه جنگ هستند. اسرائیل از زمان حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ (۱۵ مهر ۱۴۰۲)، تقریباً یک‌نفس در حال جنگ بوده است. در این مدت بیش از دو هزار اسرائیلی (چه سرباز و چه غیرنظامی) کشته شده‌اند و شهرهای اسرائیل بارها هدف پهپادها و موشک‌های حماس، حزب‌الله، حوثی‌های یمن، ایران و حتی برخی گروه‌های عراقی قرار گرفته‌اند. 

فشار این جنگ فقط محدود به میدان تیراندازی نیست. ارتش مجبور شده مدت خدمت نیروهای ذخیره را به‌شدت افزایش دهد؛ تا جایی که برخی باید تا ۹ هفته در سال به سربازی بروند که این موضوع کمر جامعه را خرد کرده است. در جبهه لبنان هم یک تهدید پیچیده و جدید ارتش اسرائیل را خسته کرده است: پهپادهای حزب‌الله که با کابل‌های فیبر نوری هدایت می‌شوند! این پهپادها هر هفته چند سرباز اسرائیلی را هدف قرار می‌دهند و ارتش قدرتمند اسرائیل هنوز راهی برای دفاع در برابر آن‌ها پیدا نکرده است. 

با تمام این مشکلات، خشم مردم در شمال اسرائیل لزوماً به این معنا نیست که آن‌ها می‌خواهند جنگ تمام شود. برای بسیاری از ساکنان مناطق مرزی، مشکل اصلی طولانی شدن جنگ نیست؛ درد اصلی آن‌ها این است که این جنگ هنوز نتوانسته سایه ترس از حزب‌الله را از زندگی روزمره‌شان پاک کند. همین احساس ناامنی باعث شده تا پایگاه رأی نتانیاهو در شمال فرو بریزد. 

اگر فکر کنیم جامعه اسرائیل دیگر تحمل جنگ ندارد، فضای ذهنی آن‌ها را بعد از عملیات هفت اکتبر اشتباه فهمیده‌ایم. ضربه روانی آن روز هنوز مثل یک کابوس روی ذهن مردم سنگینی می‌کند و اعتماد آن‌ها به توانایی ارتش برای محافظت از شهروندان به‌شدت نابود شده است. در چنین فضایی، بخش بزرگی از مردم دیگر به سیاست «کنترلِ تهدید» راضی نیستند؛ آن‌ها خواهان «حذفِ کامل خطر» هستند، حتی اگر هزینه انسانی، اقتصادی و نظامی آن بسیار سنگین باشد. 

نظرسنجی مؤسسه مطالعات امنیت ملی (INSS) نشان می‌دهد ۵۹ درصد از اسرائیلی‌ها خواهان تشدید جنگ علیه حزب‌الله هستند. هم‌زمان، نظرسنجی مؤسسه دموکراسی اسرائیل (IDI) هم نشان می‌دهد ۵۸ درصد از مردم معتقدند پایان دادن به جنگ با ایران در شرایط فعلی، کاملاً به ضرر امنیت اسرائیل است. 

اما این فضای جنگ‌طلبانه لزوماً به نفع نتانیاهو تمام نشده است. مشکل اصلی او این است که جنگ‌های سنگین و ویرانگر در غزه، لبنان و ایران، نتوانسته آن پیروزی کاملی که او به مردم وعده داده بود را به ارمغان بیاورد. بسیاری از اسرائیلی‌ها احساس می‌کنند وضعیت امنیتی کشورشان بعد از هفت اکتبر نه‌تنها بهتر نشده، بلکه در مقابل ایران و لبنان بسیار خطرناک‌تر و پیچیده‌تر هم شده است. 

نتانیاهو هنوز نتوانسته لکه ننگ شکست امنیتی هفت اکتبر را از پیشانی خود پاک کند. او سال‌ها از خودش تصویر یک محافظ سرسخت برای امنیت اسرائیل ساخته بود، اما آن تصویر در یک روز فرو ریخت. هرچند او در سخنرانی‌هایش تقصیر این شکست را گردن دیگران می‌اندازد، اما جامعه اسرائیل این حرف‌ها را قبول نکرده است. حالا به نظر می‌رسد نتانیاهو به دنبال این است که از جبهه ایران یا لبنان، فرصتی بسازد تا آبروی سیاسی و امنیتی خود را بازسازی کند. او فکر می‌کند یک پیروزی واضح در یکی از این دو جبهه، می‌تواند اعتبار از دست‌رفته‌اش را در آستانه انتخابات برگرداند. 

قمار خطرناک نتانیاهو با کارت جنگ ایران

ورود به یک دور جدید از جنگ با ایران، برای نتانیاهو یک قمار بسیار گران‌قیمت و پرخطر است. تجربه آخرین رویارویی نشان داد که جمهوری اسلامی نه‌تنها از جنگ جان سالم به در برد، بلکه قدرتمندتر شد و توانست قدرت خود را در منطقه بیشتر به رخ بکشد. با این حال، وسوسه «تغییر نظام در ایران» برای نتانیاهو آن‌قدر بزرگ است که حتی اگر شبیه به یک رؤیای غیرواقعی باشد، حاضر نیست آن را کنار بگذارد. 

نتانیاهو به‌شدت از یک توافق بین آمریکا و ایران می‌ترسد؛ توافقی که باعث شود ایران بخشی از موشک‌ها، شبکه متحدان و پول‌هایش را حفظ کند. به همین دلیل، او فکر می‌کند سرنگونی نظام ایران تنها راهی است که هم خطر موشک‌های ایران را برای همیشه نابود می‌کند و هم حزب‌الله را از مهم‌ترین حامی و پشتیبانش محروم می‌سازد. 

در ذهن نتانیاهو، اگر حکومت ایران ضعیف شود یا سقوط کند، حزب‌الله دیگر نمی‌تواند به جنگ با اسرائیل ادامه دهد و شاید دولت ضعیف لبنان بالاخره بتواند سلاح‌های حزب‌الله را جمع‌آوری کند. برای اسرائیل، این اتفاق می‌تواند راه نجاتی از باتلاق جنگ در لبنان باشد؛ جنگی که نه چشم‌انداز پیروزی در آن روشن است و نه پایان راحتی دارد. 

با وجود تمام این نقشه‌ها، بزرگ‌ترین مانع نتانیاهو فعلاً در واشنگتن نشسته است. دونالد ترامپ ترجیح می‌دهد مشکل ایران را از طریق توافق و میز مذاکره حل کند و در روزهای اخیر این پیام را به گوش رهبر اسرائیل هم رسانده است. 

ترامپ حتی در مصاحبه‌ای با روزنامه «فایننشال تایمز» با صراحت گفت که در موضوع ایران، اوست که تصمیم نهایی را می‌گیرد، نه نتانیاهو! اما تهران هم بازیگر مهم این میدان است. ایران نشان داده که حاضر است خطر حملات موشکی محدود و مقطعی را بپذیرد؛ شبیه به حملاتی که هفته گذشته علیه اسرائیل و پایگاه‌های آمریکا در کویت رخ داد. اگر این نوع حملات ادامه پیدا کند و هم‌زمان مذاکرات آمریکا و ایران به بن‌بست بخورد، ممکن است ترامپ هم در نهایت به ایده خطرناک نتانیاهو برای یک جنگ تمام‌عیار نزدیک شود. 

بحران سربازی حریدی‌ها؛ شکافی که دولت را می‌بلعد

دعوای نتانیاهو با شرکای دولتش بر سر تاریخ انتخابات، فقط یک اختلاف تقویمی ساده نیست؛ بلکه یک بازی پیچیده سیاسی است. نتانیاهو می‌خواهد انتخابات تا حد امکان عقب بیفتد و در ۲۷ اکتبر (۵ آبان) برگزار شود، چون هر یک روز تأخیر می‌تواند به او فرصت دهد تا شرایط لبنان را مدیریت کند یا ضربه‌ای به ایران بزند. در مقابل، احزاب به‌شدت مذهبی (فوق‌ارتدوکس) اصرار دارند انتخابات در ماه سپتامبر (شهریور/مهر) برگزار شود؛ یعنی دقیقاً هم‌زمان با تعطیلات مهم یهودیان، زمانی که رأی‌دهندگان مذهبی آن‌ها در خانه‌اند و راحت‌تر می‌توان آن‌ها را برای رأی دادن بسیج کرد. 

مشکلات نتانیاهو فقط به ایران و لبنان و تقویم انتخابات ختم نمی‌شود. او در داخل کشور با یک بمب ساعتی روبه‌رو است: مسئله سربازی رفتن حریدی‌ها (یهودیان به‌شدت مذهبی). این گروه از زمان تأسیس اسرائیل از رفتن به سربازی معاف بوده‌اند، اما حالا که جنگ در غزه تلفات زیادی داشته و نیروهای ذخیره زیر فشار خردکننده‌ای هستند، این معافیتِ قدیمی دادِ بقیه مردم را درآورده است. 

امروز بخش بزرگی از مردم اسرائیل، حتی طرفداران خود دولت، دیگر تحمل نمی‌کنند که یک عده در خانه بمانند و درس دینی بخوانند، در حالی که بقیه مردم با جان، وقت و زندگی خانواده‌شان هزینه جنگ را می‌پردازند. نتانیاهو سعی کرد با ارائه یک قانون این آتش را خاموش کند؛ قانونی که در ظاهر می‌گفت مذهبی‌ها هم باید سربازی بروند، اما در باطن همان معافیت قبلی را حفظ می‌کرد. با این حال، حتی این راه‌حل نصفه‌ونیمه هم در پارلمان گیر کرده است و نتانیاهو نتوانسته رأی کافی برای تصویب آن جمع کند. 

بحران سربازی حریدی‌ها حالا به یکی از عمیق‌ترین شکاف‌های دولت نتانیاهو تبدیل شده است. دو حزب به‌شدت مذهبی به نشانه اعتراض از دولت خارج شده‌اند و هم‌زمان، خیابان‌های اسرائیل پر شده از اعتراضات خشمگینانه و گاهی خشن حریدی‌ها. این معترضان مذهبی فریاد می‌زنند که حاضرند بمیرند، اما لباس سربازی نپوشند! این اتفاقات در شرایطی می‌افتد که مردم عادی زیر بار جنگ و خدمت طولانی‌مدت در حال له‌شدن هستند و این تضاد، کار نتانیاهو را برای حفظ دولت به‌شدت سخت کرده است. 

پیرمرد ۷۶ساله و وسوسه قدرت فرار از زندان

با این حجم از بحران و دردسر، یک سؤال بزرگ پیش می‌آید: چرا نتانیاهو هنوز اصرار دارد در قدرت بماند؟ او حالا ۷۶ساله است و نزدیک به ۳۰ سال مرد شماره یک سیاست اسرائیل بوده است. سه سال گذشته نیز سخت‌ترین روزهای تاریخ این کشور بعد از عملیات هفت اکتبر بوده است. با این کارنامه، طبیعی است که خیلی‌ها انتظار داشته باشند او بازنشسته شود. 

دونالد ترامپ هم همین هفته در مصاحبه‌ای با جاناتان کارل، خبرنگار شبکه ای‌بی‌سی نیوز (ABC News)، به طور غیرمستقیم به همین موضوع اشاره کرد. ترامپ گفت نتانیاهو «دوران کاری شگفت‌انگیزی» داشته و بعد پرسید آیا او هنوز هم می‌خواهد ادامه دهد یا نه؟ 

ترامپ او را «نخست‌وزیر دوران جنگ» نامید. اما واقعیت این است که برای نتانیاهو، کنار رفتن از قدرت فقط یک بازنشستگی ساده نیست. پرونده‌های سنگین دادگاهی و خطر محاکمه، دلیل اصلی او برای چسبیدن به صندلی قدرت است؛ بدون سپر نخست‌وزیری، او باید مستقیم به دادگاه برود. به همین دلیل، تمام تلاش‌های اخیر او در پارلمان نشان می‌دهد که برخلاف شایعات، او اصلاً قصد رفتن ندارد. 

با وجود تمام این طوفان‌ها، یک شانس بزرگ هنوز نتانیاهو را سر پا نگه داشته است: ضعف و ناتوانی مخالفانش در معرفی یک رهبر قدرتمند! اپوزیسیون هنوز نتوانسته یک نفر را معرفی کند که همه مردم، از راست‌گراها تا چپ‌گراها، قبولش داشته باشند. در حالی که فقط چند ماه تا انتخابات مانده، نفتالی بنت و گادی آیزنکوت (دو چهره معروف و قدرتمند مخالفان) هنوز نتوانسته‌اند سر اینکه چه کسی رئیس باشد به توافق برسند. همین دعوای داخلی مخالفان، بهترین فرصت را به نتانیاهو داده است؛ سیاستمدار گرگ‌باران‌دیده‌ای که سال‌ها ثابت کرده در زمان انتخابات، به بی‌رحمانه‌ترین شکل ممکن از نقطه ضعف رقبایش استفاده می‌کند.

منبع: فرارو
ارسال نظر

خبر‌فوری: رویترز: رقیق‌سازی اورانیوم در داخل ایران، بخشی از تفاهم است