چرا نوجوانها از دیدهشدن کنار والدینشان خجالت میکشند
احترام گذاشتن به حریم اجتماعی نوجوان به معنای بیتوجهی یا کنار گذاشتن نقش والدین نیست. خانواده همچنان باید درباره امنیت، دوستان، مدرسه و رفتارهای پرخطر حساس باشد؛ اما این موضوع را میتوان بدون ورود دائمی به حریم شخصی نوجوان و بدون تحقیر او در مقابل دوستانش پیگیری کرد.
به گزارش گروه هنر و زندگی چندثانیه آنلاین: اگر فرزند نوجوانتان وقتی در جمع دوستانش ظاهر میشوید معذب میشود، جواب سؤالهایتان را کوتاه میکند یا از اینکه او را جلوی مدرسه و دوستانش صدا بزنید ناراحت میشود، لزوماً به این معنا نیست که از شما بدش میآید. این رفتار میتواند بخشی از فرآیند طبیعی فاصله گرفتن نوجوان از وابستگی دوران کودکی و تلاش او برای ساختن هویت مستقل خودش باشد.
نوجوانی دورهای است که نگاه دیگران ناگهان اهمیت بیشتری پیدا میکند. نوجوان بیش از گذشته به این فکر میکند که دوستانش درباره ظاهر، خانواده، رفتار و سبک زندگی او چه قضاوتی دارند. به همین دلیل، حتی یک رفتار ساده از سوی والدین که در خانه کاملاً عادی است، ممکن است در حضور همسالان برای او خجالتآور یا ناراحتکننده باشد.
در این سن، گروه دوستان و همسالان نقش پررنگی در شکلگیری تصویر نوجوان از خودش پیدا میکنند. او میخواهد پذیرفته شود، متفاوت به نظر نرسد و تصویری را که از خودش ساخته، در برابر دیگران حفظ کند. حضور ناگهانی پدر یا مادر در این فضا ممکن است از نگاه نوجوان، مرز میان «زندگی خانوادگی» و «زندگی اجتماعی» او را به هم بزند.
برای همین است که ممکن است نوجوان از اینکه مادرش با صدای بلند او را صدا بزند، پدرش مقابل دوستانش درباره او شوخی کند یا والدینش بدون هماهنگی وارد جمع دوستانش شوند، واکنش تندی نشان دهد. مسئله همیشه خودِ والدین نیستند؛ گاهی نوجوان از دیدهشدنِ بخشی از زندگی شخصیاش در برابر گروه همسالان ناراحت میشود.
این حساسیت حتی میتواند به مسائل ظاهری و اقتصادی نیز کشیده شود. نوع لباس والدین، خودرو، شغل، نحوه صحبت کردن یا حتی رفتار آنها ممکن است در ذهن نوجوان با تصویری که میخواهد از خودش به دوستانش ارائه دهد، مقایسه شود. در چنین شرایطی، فشار اجتماعی و ترس از قضاوت میتواند احساس شرم را تشدید کند.
با این حال، واکنش والدین در این مرحله اهمیت زیادی دارد. مسخره کردن نوجوان، گفتن جملاتی مانند «از ما خجالت میکشی؟» یا مجبور کردن او به ابراز محبت در جمع، معمولاً راهحل مناسبی نیست. نوجوان بیش از هر چیز به این اطمینان نیاز دارد که والدینش احساسات او را جدی میگیرند و قرار نیست به دلیل آن مورد سرزنش قرار بگیرد.
از طرف دیگر، احترام گذاشتن به حریم اجتماعی نوجوان به معنای بیتوجهی یا کنار گذاشتن نقش والدین نیست. خانواده همچنان باید درباره امنیت، دوستان، مدرسه و رفتارهای پرخطر حساس باشد؛ اما این موضوع را میتوان بدون ورود دائمی به حریم شخصی نوجوان و بدون تحقیر او در مقابل دوستانش پیگیری کرد.
گاهی بهترین واکنش، سادهترین واکنش است: به جای پرسشهای پشت سر هم، فرصت گفتوگو ایجاد کنید. به جای کنجکاوی اجباری درباره دوستانش، نشان دهید که اگر روزی مشکلی پیش آمد، میتواند بدون ترس و سرزنش با شما حرف بزند. اعتماد معمولاً زمانی شکل میگیرد که نوجوان احساس کند والدینش فقط برای کنترل کردن او نزدیک نیستند.
البته اگر این فاصله گرفتن از خانواده با انزوای شدید، ترس گسترده از حضور در جمع، اجتناب مداوم از مدرسه یا دوستان، افت محسوس عملکرد یا نشانههای جدی اضطراب همراه شود، دیگر نباید آن را صرفاً یک رفتار معمول نوجوانی دانست. در چنین شرایطی بررسی دقیقتر وضعیت عاطفی و اجتماعی نوجوان اهمیت پیدا میکند.
در نهایت، شاید یکی از سختترین بخشهای والد بودن همین باشد: فرزندی که سالها دستش را گرفتهاید، حالا میخواهد جلوی دوستانش نشان دهد که دیگر کودک نیست. این فاصله گرفتن لزوماً نشانه کمشدن محبت نیست؛ گاهی نشانه تلاش نوجوان برای پیدا کردن خودش در دنیایی است که نظر دیگران برایش اهمیت زیادی پیدا کرده است.
والدین اگر این مرحله را با احترام، آرامش و مرزبندی درست پشت سر بگذارند، میتوانند به جای تبدیل شدن به «مزاحم» زندگی اجتماعی نوجوان، به همان پناه امنی تبدیل شوند که او حتی در اوج استقلالطلبی، میداند همیشه میتواند به آن برگردد.