نوجوانی که همیشه هدفون دارد؛ فرار از جهان یا ساختن جهان شخصی؟
دختر یا پسرتان کنار شما نشسته، توی مهمانی، در ماشین، یا حتی وسط خانهی خودتان. اما نه نگاهش به شماست، نه انگار چیزی از حرفهایتان میفهمد. چرا؟ چون او دروازهای از این جهان پرهیاهو به سمت دنیای خود باز کرده؛ دنیایی که در آن، خبری از شما، از خواستهها، از انتظارات بزرگسالان نیست.
به گزارش گروه هنر و زندگی چندثانیه آنلاین: یک بند دور گردن، دو هندزفری کوچک سفید یا سیاه توی گوش، یا یک هدفون بزرگ رنگی روی سر؛ این تصویری آشنا از نوجوانیِ امروز است. اما معنای اصلی این تصویر، فراتر از یک اکسسوری ساده است؛ حفظ قلمروِ فردی.
دختر یا پسرتان کنار شما نشسته، توی مهمانی، در ماشین، یا حتی وسط خانهی خودتان. اما نه نگاهش به شماست، نه انگار چیزی از حرفهایتان میفهمد. چرا؟ چون او دروازهای از این جهان پرهیاهو به سمت دنیای خود باز کرده؛ دنیایی که در آن، خبری از شما، از خواستهها، از انتظارات بزرگسالان نیست.
وقتی هدفون را روی گوشش میگذارد، انگار که فیلتر جادوییِ دنیا را فعال کرده است. صدای مادر که میگوید «اینکار را نکن»، صدای خیابان که شلوغ است، صدای آن انتظار ناخواسته که از او میخواهد «بزرگ شود» و «پخته شود»، همه خاموش میشوند.
در عوض، یک موسیقی، یک آهنگ، یا شاید فقط یک صدا از آن دنیای دیگر، کمکم فضای ذهنش را پُر میکند. سوال اینجاست: آیا این، فرار از جهان است، یا شروع ساختن جهان شخصی؟
نوجوانی، دورهی همین «نه»ها و «بله»های بیموقع است. «تو نباید اینکار را بکنی.» «تو نباید اینجور فکر کنی.» «تو نباید اینرا بپرسی.» انگار که همه میخواهند تو را در قالبی خاص، با قوانینی مشخص، تعریف کنند. در این میان، هدفون، گاهی تنها صدایی است که با صراحت به تو میگوید: «تو میتوانی.» میتوانی گوش کنی، میتوانی احساس کنی، میتوانی در یک جهان دیگر، جهان خودت، زندگی کنی.
این جهان دیگر، یک اثر هنری در حالِ ساخت است. یک جهان شخصی که تو، با انگشتان خودت، با سلیقهی خودت، آن را میسازی؛ با موسیقی، با صدا، با احساس. این جهان، کاملاً مال توست. نه مال والدین، نه مال معلم، نه مال همکلاسی. فقط و فقط برای تو.
تو در این جهان شخصی، آزادی بازگشت را داری. میتوانی هدفون را از گوشت برداری و دوباره به هیاهوی بیرون قدم بگذاری. اما این جهان ساختهشده، همیشه با تو خواهد بود. همیشه یک پناهگاه امن، همیشه یک جهان شخصیِ گرم است.
نوجوانی که همیشه هدفون دارد، شاید در واقع، در حال ساخت بزرگترین پروژهی زندگیاش است: ساختن یک دنیا. یک دنیای انحصاری که فقط او مالک آن است. و این، نه یک فرار، بلکه شکل اصیل زندگی کردن است.