چرا در ذهن‌مان از دعواهایی که هرگز اتفاق نیفتاده، دفاع می‌کنیم؟

هنوز طرف مقابلمان حرفی نزده، اما ما در ذهن خودمان با او دعوا کرده‌ایم، جوابش را داده‌ایم و حتی از خودمان هم دفاع کرده‌ایم. این صحنه بارها برای هر کدام از ما اتفاق افتاده است...

چرا در ذهن‌مان از دعواهایی که هرگز اتفاق نیفتاده، دفاع می‌کنیم؟

گروه هنر و زندگی چندثانیه آنلاین نوشت:

یک جمله از همکار، یک رفتار از همسر، حرفی که از دوستمان شنیده‌ایم یا حتی اتفاقی که احتمال می‌دهیم فردا بیفتد، می‌تواند ساعت‌ها در ذهنمان ادامه پیدا کند. گفت‌وگویی که در دنیای واقعی چند دقیقه هم طول نمی‌کشد، در ذهن ما بارها تکرار می‌شود؛ یک بار این طرف ماجرا را می‌گیریم و بار دیگر جواب تازه‌ای پیدا می‌کنیم.

گاهی حتی دعوایی هم اتفاق نیفتاده است. می‌دانیم قرار است با کسی درباره پول، کار، خانواده یا یک تصمیم مهم حرف بزنیم و از قبل چندین سناریو در ذهنمان می‌سازیم. چه می‌گوید؟ اگر جوابش را این‌طور بدهم چه می‌شود؟ اگر حرفی زد که ناراحتم کرد، چه جوابی بدهم؟

بخشی از این گفت‌وگوهای ذهنی از نیاز ما به آماده بودن می‌آید. دوست نداریم غافلگیر شویم یا وسط یک بحث حرفی به ذهنمان نرسد. برای همین، ذهن جلوتر از اتفاق حرکت می‌کند و جواب‌هایی را آماده می‌کند که شاید هیچ‌وقت به زبان نیایند.

فشار و خستگی هم این گفت‌وگوها را بیشتر می‌کند. وقتی از کسی ناراحتیم اما فرصت حرف زدن نداریم، ذهن می‌تواند همان حرف‌های نگفته را بارها مرور کند. گاهی حتی بعد از تمام شدن یک بحث واقعی، ساعت‌ها بعد هنوز در ذهنمان ادامه دارد.

آخر شب، دعوا تمام شده، طرف مقابل رفته و خانه ساکت است؛ اما ما هنوز داریم جواب می‌دهیم. بعضی بحث‌ها را هیچ‌وقت با کسی انجام نمی‌دهیم، چون تمامشان را قبلاً در ذهن خودمان مثل صحنه تاتر زندگی کرده‌ایم.

ارسال نظر

خبر‌فوری: چرا در ذهن‌مان از دعواهایی که هرگز اتفاق نیفتاده، دفاع می‌کنیم؟