چرا در ذهن‌مان از دعواهایی که هرگز اتفاق نیفتاده، دفاع می‌کنیم؟

گاهی طرف مقابلمان روبه‌رویمان نشسته، لبخند می‌زند و هیچ خبر ندارد که ما در ذهنمان به خاطر حرفی که هنوز نزده، با او دعوا کرده‌ایم!

چرا در ذهن‌مان از دعواهایی که هرگز اتفاق نیفتاده، دفاع می‌کنیم؟

به گزارش گروه هنر و زندگی چندثانیه آنلاین: جوابش را از قبل آماده کرده‌ایم، عصبانی شده‌ایم، از خودمان دفاع کرده‌ایم و حتی جمله آخر را هم گفته‌ایم تا کم نیاوریم. بعد هم بدون اینکه چیزی واقعاً اتفاق افتاده باشد، از آن آدم دلخور می‌شویم.

ذهن ما خیلی وقت‌ها قبل از اتفاق، شروع به ساختن سناریو می‌کند؛ مخصوصاً وقتی از نادیده گرفته شدن، تحقیر شدن یا ناتوانی در دفاع از خودمان می‌ترسیم. انگار می‌خواهیم این بار غافلگیر نشویم و برای هر جوابی، جوابی آماده داشته باشیم.

اما تکرار این صحنه‌ها همیشه کمکی نمی‌کند. در روان‌شناسی به چرخیدن مداوم ذهن دور یک اتفاق، خشم یا گفت‌وگوی حل‌نشده، نشخوار فکری می‌گویند.

گاهی هم داریم با آدمی که روبه‌رویمان نشسته حرف می‌زنیم، اما در واقع جواب آدم‌های دیگری را می‌دهیم؛ کسانی که قبلاً حرفمان را نشنیده‌اند، کوچکمان کرده‌اند یا اجازه دفاع از خودمان را نداده‌اند.برای همین یک جمله ساده از طرف مقابل می‌تواند ناگهان چند خاطره قدیمی را هم با خودش بیاورد.

بدترین قسمت ماجرا اینجاست که بعد از بارها دعوا کردن در ذهن، ممکن است دیگر حرف واقعی طرف مقابل را نشنویم.

دعوا هنوز شروع نشده، اما ما خسته‌ایم؛ از جنگی که فقط در ذهنمان اتفاق افتاده است.

ارسال نظر

خبر‌فوری: آقای قاضی! حکم طلاق را صادر کنید؛ من زندگی لاکچری می‌خواهم