وقتی ذهن در گذشته گیر میکند؛ تکرار بیپایان «ای کاش»
روانشناسان معتقدند یکی از دلایل بازگشت مداوم ذهن به گذشته، تلاش برای بازیابی احساس کنترل بر اتفاقاتی است که دیگر امکان تغییرشان وجود ندارد.
گروه هنر و زندگی چندثانیه آنلاین نوشت:
ذهن ما گاهی پس از یک گفتوگو، تصمیم یا اتفاق مهم، بارها همان صحنه را بازسازی میکند و به جملههایی فکر میکند که میتوانستیم بگوییم یا واکنشهایی که میتوانستیم متفاوت نشان دهیم. این مرور ذهنی معمولاً با احساس پشیمانی و پرسشهایی مانند «اگر جور دیگری رفتار میکردم چه میشد؟» همراه است.
در روانشناسی به این فرایند «تفکر خلافواقع» گفته میشود؛ یعنی تصور مسیرها و اتفاقاتی که در واقعیت رخ ندادهاند، اما ممکن بود نتیجه متفاوتی داشته باشند. مغز با بررسی این احتمالها تلاش میکند تجربههای گذشته را بهتر درک کند و برای موقعیتهای مشابه در آینده آمادهتر شود.
این نوع فکر کردن بخشی طبیعی از عملکرد ذهن است و حتی میتواند به یادگیری و تصمیمگیری بهتر کمک کند. برای مثال، فرد ممکن است پس از مرور یک گفتوگوی ناموفق متوجه شود که بهتر بود پیش از پاسخ دادن مکث کند، احساساتش را کنترل کند یا موضوع را با آرامش بیشتری توضیح دهد.
اما زمانی که ذهن بدون رسیدن به نتیجه مشخص، یک اتفاق را بارها تکرار میکند، این فرایند میتواند به نشخوار فکری تبدیل شود. در چنین شرایطی، فرد بهجای پیدا کردن راهحل، بیشتر درگیر سرزنش خود، احساس گناه و حسرت فرصتهای ازدسترفته میشود و این چرخه ممکن است اضطراب و فشار روانی را افزایش دهد.
روانشناسان معتقدند یکی از دلایل بازگشت مداوم ذهن به گذشته، تلاش برای بازیابی احساس کنترل بر اتفاقاتی است که دیگر امکان تغییرشان وجود ندارد. راه مفیدتر این است که بهجای پرسیدن «چرا آن موقع این حرف را نزدم؟» از خود بپرسیم «از این تجربه چه چیزی میتوانم یاد بگیرم؟» زیرا گذشته قابل تغییر نیست، اما میتواند به بهتر شدن رفتار و تصمیمهای آینده کمک کند.