انباشت بحران‌ها؛ چرا خانواده ایرانی دیگر تاب نمی‌آورد؟

احساس دلزدگی و فرسودگی که این روزها در مکالمات و گفت‌وگوها شنیده می‌شود حاصل فشار اقتصادی یا بحران مقطعی نیست. آنچه زندگی خانوادگی را در سال‌های گذشته شکل داده، همزمانی و انباشت شوک‌هایی است که مرز میان معیشت، آینده، روابط عاطفی و هویت اجتماعی را درهم ریخته است.

انباشت بحران‌ها؛ چرا خانواده ایرانی دیگر تاب نمی‌آورد؟


مریم زارعیان، کارشناس اقتصادی در گفت و گو با تجارت فردا: احساس دلزدگی و فرسودگی که این روزها در مکالمات و گفت‌وگوها شنیده می‌شود حاصل فشار اقتصادی یا بحران مقطعی نیست. آنچه زندگی خانوادگی را در سال‌های گذشته شکل داده، همزمانی و انباشت شوک‌هایی است که مرز میان معیشت، آینده، روابط عاطفی و هویت اجتماعی را درهم ریخته است.

آنچه امروز تجربه می‌کنیم شبیه زندگی در «اقلیم دائم‌التغییر و طوفانی» است، جایی که بحران‌های اقتصادی، اجتماعی، روانی و فرهنگی چنان درهم‌تنیده شده که جداسازی ریشه‌های رنج ناممکن به نظر می‌رسد. این وضع همان مفهوم بحران‌های درهم‌تنیده و چندگانه (Polycrise) است.

در سطحی دیگر، بحران معیشتی مستقیم به قلب زمان‌مندی خانواده ایرانی یورش برده است. آنچه امروز شاهدش هستیم، فروپاشی افق آینده یا به تعبیری انقباض زمانی است. تصمیمات حیاتی همانند ازدواج، فرزندآوری یا سرمایه‌گذاری بر آموزش به‌طور نامحدود به تعویق می‌افتند.

خانواده ایرانی در مواجهه با موج‌های پیاپی بحران به مجموعه‌ای از مکانیسم‌های انطباقی روی آورده است. مکانیسم‌ها در کوتاه‌مدت همچون فنری عمل می‌کند که فشار را جذب می‌کند، اما این فنر مدتی است که در حال تغییر شکل دائمی است.

عادت‌پذیری به بحران خانواده را از نهاد برای زیستن و رشد به واحدی برای ادامه حیات تقلیل داده است، فرآیندی که هزینه‌های آن از جیب نسل آینده پرداخت می‌شود. نتیجه، گسترش پدیده حال‌گرایی افراطی است.

فشار مداوم برای بقا تنها کیفیت زندگی مادی را کاهش نمی‌دهد، بلکه بر کیفیت زیست روانی خانواده هم تاثیر می‌گذارد. این همان نقطه‌ای است که تاب‌آوری از فضیلت جمعی به انفعال رنج‌آلود تبدیل می‌شود و حق شاد بودن و آرامش داشتن به کلی فراموش می‌شود.

 

ارسال نظر

خبر‌فوری: شیرینی ازدواج؛ شگردی برای سرقت با شیرموز سمی!