روانشناسی آخرالزمان؛ چگونه باور به نابودی، ما را برای مقابله با بحرانها آماده میکند؟
نتایج یک پژوهش جدید روانشناسی نشان میدهد باور به «پایان جهان»، برخلاف تصور رایج، محدود به گروههای حاشیهای نیست؛ بلکه به عنوان یک جهانبینی قدرتمند، نحوه واکنش ما به بحرانهای جهانی مانند تغییرات اقلیمی را به شدت تغییر میدهد.
به گزارش چند ثانیه آنلاین به نقل از سایکولوژی تودی (Psychology Today)، پژوهشی جدید ابعاد روانشناختی باور به «پایان جهان» و تاثیر آن بر رفتار انسانها در مواجهه با بحرانها را بررسی کرده است:
با افزایش محبوبیت فیلمها و سریالهای آخرالزمانی مانند «The Walking Dead» و «Fallout»، ایده نزدیک بودن پایان جهان بیش از پیش در فرهنگ عمومی ریشه دوانده است.
برخلاف تصور رایج که تفکر آخرالزمانی را حاشیهای میداند، حدود یکسوم آمریکاییها معتقدند جهان در طول عمر آنها به پایان میرسد.
مطالعه جدیدی که در مجله «شخصیت و روانشناسی اجتماعی» منتشر شده، نشان میدهد این باورها صرفاً ایدههای انتزاعی نیستند و تاثیر قدرتمندی بر نحوه تفسیر افراد از تهدیدات جهانی دارند.
محققان به سرپرستی «متیو آی. بیلت» (Matthew I. Billet)، باور به پایان جهان را یک ساختار روانشناختی چندبعدی میدانند که از پنج مولفه مستقل تشکیل شده است.
این ابعاد شامل: نزدیکی پایان، علت انسانی، علت الهی/ماورایی، میزان کنترل شخصی و بار عاطفی (فاجعهبار یا تحولآفرین بودن پایان جهان) است.
نتایج نشان میدهد افرادی که پایان جهان را نزدیک میبینند یا انسان را مقصر آن میدانند، تهدیدات را فوریتر ارزیابی کرده و از اقدامات افراطی برای مقابله با آنها حمایت میکنند.
در مقابل، باور به اینکه پایان جهان ریشه الهی یا ماورایی دارد، میزان حمایت از اقدامات پیشگیرانه را کاهش میدهد، زیرا نتایج خارج از کنترل بشر تلقی میشود.
در کمال تعجب، کسانی که پایان جهان را رویدادی «مثبت و مفید» ارزیابی میکنند، هم ریسکپذیری بالاتری دارند و هم بیشتر از اقدامات پیشگیرانه حمایت میکنند.
این تفکرات آخرالزمانی مانند یک «جهانبینی کلی» عمل میکنند؛ یعنی کسی که یک خطر (مثل تغییرات اقلیمی) را آخرالزمانی میبیند، به احتمال زیاد سایر خطرات را نیز با همین دیدگاه تفسیر میکند.
پژوهشگران هشدار میدهند که ارتباطات موثر درباره بحرانهای جهانی صرفاً با ارائه حقایق علمی ممکن نیست، بلکه باید با روایتهای عمیق افراد درباره آینده و پایان جهان نیز همسو باشد.