بیخوابی جمعی؛ وقتی یک جامعه شبها بیدار میماند
بیخوابی جمعی زمانی شکل میگیرد که اضطراب و نااطمینانی از سطح فردی عبور میکند و به تجربهای مشترک در جامعه تبدیل میشود.
بیخوابی جمعی زمانی شکل میگیرد که اضطراب و نااطمینانی از سطح فردی عبور میکند و به تجربهای مشترک در جامعه تبدیل میشود. در این وضعیت، ذهن افراد مدام درگیر تحلیل، پیشبینی و نگرانی است؛ حتی وقتی شب فرا میرسد، مغز همچنان در حالت آمادهباش باقی میماند و خواب به تعویق میافتد یا سطحی میشود.
به گزارش در چند ثانیه، تداوم فشار روانی باعث میشود ریتم طبیعی بدن بههم بخورد. ساعت زیستی که مسئول تنظیم خواب و بیداری است، در اثر استرس مزمن و تحریک مداوم عصبی دچار اختلال میشود. به همین دلیل، افراد ممکن است دیر بخوابند، نیمهشب بارها بیدار شوند یا صبحها بدون احساس ترمیم و انرژی از خواب برخیزند.
بیخوابی جمعی فقط یک مسئله فردی نیست؛ پیامدهای اجتماعی هم دارد. کاهش تمرکز، افت تحمل روانی و افزایش خستگی ذهنی میتواند روابط، کیفیت کار و حتی تصمیمگیریهای روزمره را تحتتأثیر قرار دهد. وقتی بخش بزرگی از جامعه خوب نمیخوابد، فرسودگی روانی بهتدریج به یک حالت عمومی تبدیل میشود.
در چنین شرایطی، سرزنش خود یا دیگران کمکی نمیکند. این واکنش، پاسخ طبیعی بدن به شرایطی است که احساس امنیت روانی را تضعیف کردهاند. مغز زمانی اجازه استراحت میدهد که محیط را قابل پیشبینی و کمخطر تشخیص دهد؛ وقتی این حس از بین میرود، خواب هم قربانی میشود.
بازگشت به خواب سالم، نیازمند بازسازی حس آرامش است؛ چه با محدود کردن مواجهه با اخبار در ساعات پایانی شب، چه با ایجاد روتینهای ساده اما پایدار. خواب، تنها خاموش شدن بدن نیست؛ نتیجه اطمینان ذهن است، و تا وقتی ذهن آرام نگیرد، شبها طولانیتر از همیشه به نظر میرسند.