فقر وقت؛ والدینی که برای بچه وقت ندارند اما برای خبرهای بد وقت دارند
در خیلی از خانهها، «فقر وقت» یعنی پدر و مادری که برای تقریباً هیچچیز وقت ندارند، جز همان چیزهایی که حالشان را بدتر میکند.
روزِ والدین از همان صبح، بین ترافیک و کار و نگرانیهای معیشتی تکهتکه میشود و تا شب، آنقدر فرسودهاند که ایستادن پای گاز و جوابدادن به پیامها، همه انرژیشان را میگیرد؛ جایی که باید برای بازی، قصه یا یک گفتوگوی ساده جا باز شود، معمولاً چیزی باقی نمیماند.
اما در همین روز شلوغ، یک صفحهنمایش همیشه جا دارد. همان مادری که میگوید «وقت ندارم بازی کنم»، میتواند روی مبل بنشیند و بیآنکه متوجه گذر زمان شود، نیمساعت خبرهای بد را اسکرول کند؛ از جنگها و فروپاشیها تا ویدئوهای ناامنی و بحران در شبکههای اجتماعی.
این اسکرولِ بیپایان خبرهای بد، فقط حال او را تیره نمیکند؛ توانِ تمرکز و حوصلهاش را هم کمکم میفرساید.
مغزی که مدام بین هشدار و ترس جابهجا میشود، برای شنیدن حوصلهبرِ «امروز تو مدرسه چی شد؟» توان کمتری دارد.
والدینی که زیر فشار «فقر وقت» زندگی میکنند، کمتر میتوانند رابطهای گرم و باکیفیت با فرزندان بسازند و بیشتر ناخواسته به سمت سبکهای فرزندپروری عصبی، دستورمحور و کوتاهحوصله رانده میشوند؛ سبکی که با احساس امنیت و دلبستگی سالم کودک سازگار نیست.