دانشگاه و ادبیات خشم؛ چرا مرزها شکسته شد؟
چرا شعارهای این روزهای دانشجویان اینقدر همراه با فحش و ناسزاست؟
شعارهای پرخاشگرانه و رواج فحش که واقعاً سابقه نداشته، تأسفآور است و این پدیده یا «ناشی از خشم انباشته» دانسته شده است.
عصر ایران، در تحلیلی درباره چرایی تند شدن ادبیات شعارهای دانشجویی نوشت: شعارهای پرخاشگرانه و رواج فحش که واقعاً سابقه نداشته، تأسفآور است و این پدیده یا «ناشی از خشم انباشته» دانسته شده یا به این دلیل که در ادبیات نسل جدید، فحاشی قبح قدما را ندارد.
در یادداشت آمده است: هر چند اعتراضات دانشجویان بعد از بازگشایی دانشگاهها قابل پیشبینی بود، اما جنس شعارها و در برخی موارد بهکارگیری الفاظ رکیک، تناسبی با جامعه تحصیلکرده ندارد، اگرچه میتواند ناشی از خشم باشد.
دانشجوی ۲۵ساله امروز، جمهوری اسلامی را در آینه ۱۴ سال گذشته ارزیابی میکند؛ دورهای که دلار از ۱۵۰۰ تومان به ۱۵۰ هزار تومان رسیده و خودرو و مسکن از دسترس او خارج شده است.
هر چه در کتابهای درسی کوشیدند تاریخ مورد نظر خود را القا کنند، نتیجه عکس داد و مشخص بود که نسل جدید از مستندهای شبکه منوتو بیشتر تأثیر میپذیرد.
اصرار بر این که تنها دو قطب موجود است و همه یا با قرائت حاکماند یا آنسو، سبب شد این انگاره شکل گیرد که اگر نخواهی اینطرف باشی، باید به آغوش آن طرف بروی.
فضای مجازی و شبکههای اجتماعی بیتردید نگاه و ذائقه نسل جدید را تغییر داده و صداوسیما و تریبونهای سنتی را بیاثر کرده است و فیلترینگ تنها قبح استفاده از فیلترشکن را ریخته است.
شعارهای پرخاشگرانه و رواج فحش که حالا رو به گسترش است، یا ناشی از آن است که در ادبیات نسل جدید قبح قدما را ندارد یا از سر خشم با تصور اثرگذاری بیشتر آن شکل میگیرد.