پاس گل ترامپ به تندروهای ایران

جهش شخصی ترامپ از فرسایش اقتصادی به انتظار شورش سیاسی است. اما مهم‌تر از نیت او، کارکرد سخنش در تهران است: پاس گلی به جریان‌هایی که سال‌ها کوشیده‌اند مرز اعتراض داخلی و همراهی با دشمن خارجی را مخدوش کنند.

پاس گل ترامپ به تندروهای ایران

آرمان ایرانی در چندثانیه آنلاین نوشت: «مردم ایران چه زمانی قیام می‌کنند و می‌جنگند؟» دونالد ترامپ این پرسش را ۱۰ شهریور، در همان متنی مطرح کرد که از «فروپاشی» اقتصاد ایران می‌گفت. این جمله بیش از آن‌که اعلام دکترین تازه‌ای در واشنگتن باشد، جهش شخصی ترامپ از فرسایش اقتصادی به انتظار شورش سیاسی است. اما مهم‌تر از نیت او، کارکرد سخنش در تهران است: پاس گلی به جریان‌هایی که سال‌ها کوشیده‌اند مرز اعتراض داخلی و همراهی با دشمن خارجی را مخدوش کنند.

سبقت ترامپ از موضع رسمی واشنگتن

درباره «تغییر نظام» باید دقیق بود. دو روز پس از فراخوان ترامپ، جی‌دی ونس اهداف آمریکا را دوباره جلوگیری از تهدید هسته‌ای ایران و تأمین جریان انرژی تعریف کرد. مارکو روبیو نیز در آخرین موضع صریح خود پیش از این فراخوان گفته بود تغییر نظام هدف رسمی جنگ نیست؛ هرچند بعدتر گفت «ممکن است تغییر نظامی رخ ندهد، اما نظام باید تغییر کند». یعنی ترامپ در دعوت علنی به قیام، از موضع رسمی دولت خودش جلوتر رفته است.

جنگ، به‌خودی‌خود کارخانه انقلاب نیست

تجربه جنگ ۱۲روزه و جنگ حدود ۴۰روزه نشان داد حمله خارجی به‌خودی‌خود خیزش علیه حاکمیت تولید نمی‌کند. تهدید بیرونی می‌تواند موقتاً شکاف‌های داخلی را عقب براند و انسجامی حول دفاع از تمامیت ارضی بسازد؛ انسجامی که الزاماً به معنای حمایت از حاکمیت نیست. جنگ ۱۲روزه حتی نشانه‌های روشنی از همبستگی حول ایران، نه لزوماً جمهوری اسلامی، به نمایش گذاشت.

فشار اقتصادی، شورش خودکار نمی‌سازد

«عملیات طرد اقتصادی» که خزانه‌داری آمریکا آن را کارزاری بی‌سابقه برای بریدن شریان‌های اقتصادی جمهوری اسلامی معرفی کرده، بر اقتصادی فرود آمده که پیش‌تر گرفتار تورم و بحران معیشت بود. محاصره دریایی و تحریم‌ها صادرات نفت و دسترسی ارزی ایران را محدود کرده‌اند. در واشنگتن این محاسبه وجود دارد که فشار معیشتی می‌تواند نارضایتی داخلی را تشدید کند؛ اما این زنجیره مکانیکی نیست. فشار خارجی می‌تواند جامعه را ناراضی‌تر و هم‌زمان ساختار قدرت را امنیتی‌تر کند.

از «کمک در راه است» تا «قیام کنید»

ترامپ در دی ۱۴۰۴ به معترضان گفت «کمک در راه است». آن وعده هرگز به کمکی علنی، مشخص و قابل اتکا تبدیل نشد؛ اما برای روایت امنیتی از اعتراضات خوراک ساخت.

فراخوان تازه می‌تواند همان الگو را شدیدتر تکرار کند؛ زیرا این بار، برخلاف دی ۱۴۰۴، ایران درگیر منازعه‌ای مستقیم و طولانی با آمریکاست، محاصره دریایی و «طرد اقتصادی» را تجربه می‌کند و زیر فشار ابربحران‌ها و شکاف‌های انباشته داخلی است.

هم‌افزایی ناخواسته ترامپ با «خالص‌سازان»

اینجاست که پاس ترامپ ارزش واقعی پیدا می‌کند. پیروزی غافلگیرکننده پزشکیان نشان داد پروژ «خالص‌سازی»تندروها، برگشت‌ناپذیر نیست زیرا هنوز نیروهایی در ساختار رسمی حضور دارند که اعتراض اقتصادی را الزاماً براندازی نمی‌خوانند و میان منتقد داخلی و دشمن خارجی مرز می‌گذارند.

اما در شرایطی که جنگ، وزن تاثیرگذاری تندرو‌ها بر بخشی از حاکمیت را بالا برده، دعوت رئیس‌جمهور آمریکا به «قیام» می‌تواند فرجام تحولات سیاسی ایران را جهت دهد؛ تندروها اعتراض معیشتی را «پاسخ به فراخوان دشمن» بخوانند و هزینه دفاع از حق اعتراض را برای میانه‌روها و منتقدان درون‌سیستمی بالا ببرند. در این فضا، بازگشت خالص‌سازان الزاماً از صندوق رأی نمی‌گذرد؛ می‌تواند از مسیر امنیتی‌تر شدن سیاست و حذف یا به‌حاشیه‌راندن رقبا پیش برود.

میان ترامپ و «خالص‌سازان» هماهنگی‌ای در کار نیست؛ اما نوعی هم‌افزایی ناخواسته ممکن است شکل بگیرد. ترامپ به امید شورش فشار را تشدید می‌کند و تندروها همان فشار و فراخوان را دلیل ــ یا دست‌کم بهانه‌ای ــ برای بازپس‌گیری میدان سیاست قرار می‌دهند. پاس او، فعلاً، نه جلوی پای معترضان که جلوی پای همان‌ها افتاده است.

ارسال نظر

خبر‌فوری: پاس گل ترامپ به تندروهای ایران